جراحی روانشناسی چیست؟

سازمان بهداشت جهانی (WHO) رشته جراحی روانشناسی را چنین تعریف می کند: “برداشتن انتخابی یا تخریب مسیرهای عصبی به منظور تأثیرگذاری بر رفتار.”

در روان شناسی هر بخشی چه درمانی باشد چه غیر درمانی یک تاریخچه و شروعی برای خود دارد. گذشته روند های درمانی با امروز فرق می کرده و بسیاری از افراد و روان شناسان در گذشته از روش های عجیب برای درمان استفاده می کردند. در طول جنگ جهانی اول و‌دوم هم بسیاری از آن ها برای شکنجه دادن افراد مختلف انواع شکنجه های روحی روانی یا آزمایشات وحشتناک را انجام می دادند. بر عکس در این زمان حای اگر روان شناسی بخواهد آزمایشی انجام دهد باید تز طریق حیوانات اقدام کند. دنیای روانشناسی شاید دنیای قشنگی باشد که با حرف های زیبا همه را آرام کند اما اگر کسی بخواهد در آن اختلال ایجاد کند به راحتی می تواند این فرآیند را رو به جلو ببرد چرا که سرنوشت افراد را در دست خواهد داشت. 

جراحی روانشناسی چیست؟

به بیان ساده، روانپزشکی جراحی مغز است که برای درمان اختلالات روانپزشکی انجام می شود. مفهوم اصلی این نوع جراحی این است که اگر قسمت های خاصی از مغز مسئول علائم باشند، از بین بردن بافت مغز متصل به آن قسمت های مغز به از بین بردن این علائم کمک می کند.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

اصطلاح جراحی روان چیست

جراحی روانشناسی چیست؟

اصطلاح “جراحی روان” توسط متخصص مغز و اعصاب پرتغالی، آنتونیو ایگاس مونیز (Antonio Egas Moniz) ابداع شد. این اصطلاح اکنون اغلب با اصطلاح “جراحی مغز و اعصاب برای اختلال روانی” جایگزین می شود.

تاریخچه جراحی روانشناسی

تاکنون مشهورترین نمونه جراحی روان ، لوبوتومی است. لوبوتومی توسط آنتونیو ایگاس مونیز در اواسط دهه 1930 ساخته شد. وی از آن برای “معالجه” انواع اختلالات بهداشت روان ، به ویژه افسردگی و اسکیزوفرنی استفاده کرد.

این روش شامل چه چیزی است؟

این روش شامل سوراخ کردن دو نفطه کوچک در جمجمه بیمار و بریدن رشته های عصبی متصل کننده قسمت جلوی مغز (که شخصیت، تصمیم گیری و استدلال را کنترل می کند) با سایر مناطق مغز است. وی معتقد بود که با شکل گیری اتصالات عصبی جدید، رفتارهای “غیرطبیعی” بیمار متوقف می شود. در سال 1949، مونیز جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را به دلیل توسعه لوبوتومی پیش پیشانی دریافت کرد.

والتر فریمن و روش یخ گیری

در اواخر دهه 1930، والتر فریمن به عنوان متخصص مغز و اعصاب جراحی را به ایالات متحده آمد. در تلاش برای “بهبود” روش مونیز، او روش یخ گیری را ایجاد کرد: چکاندن یخ از طریق سوراخ چشم به مغز و “تکان دادن آن به اطراف” “برای قطع ارتباطات مغزی. جای تعجب نیست که چکش زدن یخ مستقیم به درون مغز که او را تکان می دهد، اغلب عوارض جانبی جدی ایجاد می کند. برخی از بیماران به شدت دچار آسیب مغزی شده و صدها نفر فوت کردند. حتی آن روشهایی که موفقیت آمیز تلقی می شدند بیماران را بی پاسخ و مانند کودکان می گذاشتند.

جراحی روانشناسی در دهه های 1930 و 1940

علیرغم تأثیرات جبران ناپذیر، جراحی روانشناسی در دهه های 1930 و 1940 محبوبیت فوق العاده ای داشت. حدود 5000 لوبوتومی در سال 1949 در ایالات متحده آمریکا انجام شد. فقط پس از معرفی داروهای ضد روان پریشی در اواسط دهه 1950 برای درمان اسکیزوفرنی، استفاده از جراحی روان رو به کاهش بود.

جراحی روانشناسی مدرن

اگرچه روان درمانی هنوز مورد استفاده قرار می گیرد ، اما فقط در موارد شدید که دارو درمانی و رفتاری با شکست روبرو شده است ، مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر این ، تکنیک هایی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرند نسبت به گذشته استفاده های اساسی دارند.

جراحی روانشناسی مدرن چه کارهایی می کند؟

جراحان دیگر کورکورانه با استفاده از یخ در اطراف مغز فرد استفاده نمی کنند و قسمت های خطرناک  را به نظر خود از بین می برند. در عوض، در حال حاضر جراحی روان فقط از بین بردن تکه های کوچکی از بافت توسط گرما است. مناطق خاصی از مغز که هدف قرار گرفته اند عملاً هیچ تاثیری بر عملکرد فکری و کیفیت زندگی ندارند.

درمان در جراحی روانشناسی مدرن

با این حال، در موارد بسیار نادر ممکن است از جراحی روان پزشکی برای درمان شرایط مقاوم به درمان زیر استفاده شود:

اختلال اضطراب عمومی (GAD) ، اختلال افسردگی اساسی (MDD)، اختلال وسواس-اجباری (OCD).

متداول ترین روش های جراحی روان پزشکی که امروزه استفاده می شود:

  • سینگلوتومی قدامی
  • عمل زیر تراکتومی
  • لکوتومی لیمبیک (که ترکیبی از دو مورد اول است)
  • کپسولوتومی قدامی

فقط سینگلوتومی قدامی، کپسولوتومی قدامی و لکوتومی لیمبیک با هر فرکانس انجام می شود. امروزه جراحی روانشناسی با دقت بیشتری نسبت به گذشته تنظیم شده است. حتی در این صورت، به دلیل فقدان شواهد مربوط به ایمنی و اثربخشی آن، فقط پس از عدم موفقیت در سایر درمان ها ارائه می شود.

سینگلوتومی قدامی

در حالی که اکثر بیماران مبتلا به OCD در نهایت به درمان با دارو و یا رفتار درمانی پاسخ می دهند، اقلیت کمی از مردم آنقدر خوش شانس نیستند. به نظر می رسد برای این افراد، سینگلوتومی قدامی یک درمان نسبتاً موثر است.

سینگلوتومی قدامی در دهه ۱۹۶۰

از دهه 1960  از سینگولوتومی قدامی برای درمان بیماران مبتلا به OCD مقاوم به درمان (و گاهی اوقات MDD) استفاده می شود. این روش با ایجاد یک سوراخ کوچک در جمجمه بیمار توسط جراح و سپس استفاده از یک تیغه برای دسترسی به قشر قدامی سینگولات قدامی آغاز می شود. سپس یک کاوشگر یک گرم یا حدود نیمی از قاشق چای خوری بافت قشر قدامی سینگولات را می سوزاند. سینگولاتور قدامی در هشدار دادن به شما درمورد فوریت کار و ایجاد احساس رضایت در هنگام انجام کار نقش دارد.

مطالعات در این زمینه

مطالعات نشان می دهد که حداکثر 70٪ از بیماران مبتلا به OCD مقاوم به درمان از این روش بهره مند می شوند. اگرچه این روش بدون عوارض جانبی (از جمله خطر عفونت و تشنج) نیست، اما خطر ابتلا به این عوارض ناچیز است.

کپسولوتومی قدامی

یک روش جراحی روان دیگر که برای فرآیند های روان درمانی مقاوم در برابر درمان استفاده می شود. اختلالات اطفال را کپسولوتومی قدامی می نامند. کپسولوتومی قدامی مشابه سینگولوتومی قدامی است، اما جراحان به جای هدف قرار دادن قشر سینگولاتس قدامی، قسمت های کوچکی از بافت را در ناحیه ای نزدیک تالاموس (کپسول قدامی) می سوزانند.

این عمل جراحی به طور موثر علائم را در بیش از نیمی از بیماران مبتلا به OCD کاهش می دهد که به درمان یا دارو پاسخ نمی دهند.  بر خلاف سینگلوتومی قدامی، کپسولوتومی قدامی کمی بیشتر باعث ایجاد عوارض جانبی فوری می شود، از جمله:

  • ادم مغزی
  • هذیان
  • سردرد
  • تشنج
  • بی اختیاری ادرار

یک اثر طولانی مدت شگفت آور این روش افزایش وزن است. بررسی 20 مطالعه نشان داد که پس از انجام کپسولوتومی قدامی، تقریباً یک سوم بیماران بیش از 10٪ از وزن بدن خود را افزایش می دهند.

تراکتومی زیرمجموعه

جراحی روانشناسی چیست؟

طبق یک مطالعه مهم در 208 بیمار در سال 1975، تقریباً دو سوم بیماران مبتلا به افسردگی یا اضطراب و 50٪ از بیماران مبتلا به OCD بهبود نشان داده اند. با این حال، اگرچه این روش به همان اندازه عمل جراحی سینگلوتومی موثر است، اما به نظر می رسد عوارض جانبی بیشتری ایجاد می کند. تقریباً 2٪ تشنج بعد از عمل و تقریباً 7٪ ویژگی های منفی شخصیتی را پس از جراحی نشان دادند. به همین دلیل، تراکتومی زیر سطح به ندرت و یا هرگز به عنوان یک روش مستقل در ایالات متحده انجام می شود.

لکوتومی لیمبیک

پیشرفت مهم دیگر برای اختلالات روانپزشکی مقاوم در برابر درمان، لكوتومی اندام است. از اواسط دهه 1970 لكوتوم لمبيك براي درمان MDD و البته OCD استفاده شده است.

جراحی روانشناسی شامل چه ترکیباتی است؟

این روش در اصل ترکیبی از سینگولوتومی قدامی و تراکتومی زیر دمی است. این معمولاً در صورت عدم پاسخ بیمار به سینگولوتومی قدامی انجام می شود. یک مطالعه در سال 2013 میزان 73٪ بهبود علائم را در بیماران مبتلا به OCD و MDD شدید که در ابتدا به سینگولوتومی قدامی پاسخ نمی دادند، نشان داد. عوارض جانبی که کوتاه مدت به نظر می رسند، شامل توهم گذرا، فراموشی و شیدایی می شوند.

بهبودی و پیش آگهی

برای اکثر قریب به اتفاق بیماران، پاسخ و یا بهبودی روندی آهسته است. بیشتر بیماران به دنبال عمل جراحی روان حداقل دو تا سه هفته را در بیمارستان می گذرانند. اکثر افراد قادر به تشخیص این که این درمان 9 تا 12 ماه پس از عمل جراحی بوده است، هستند.

بیماری روانی چیست؟

انجمن روانپزشکی آمریکا بیماری روانی را به عنوان یک وضعیت سلامتی تعریف می کند که شامل “تغییر در احساسات، تفکر یا رفتار – یا ترکیبی از این موارد است.”  اگر بیماری درمان نشود، می تواند تأثیر زیادی در زندگی روزمره داشته باشد، از جمله توانایی شما برای کار، مراقبت از خانواده و ارتباط و تعامل با دیگران که از همه مهم تر است. مانند سایر بیماری های پزشکی مانند دیابت یا بیماری قلبی، هیچ شرم آوری از داشتن یک بیماری روانی وجود ندارد و پشتیبانی و درمان در دسترس است. همان طور که از عبارت “بیماری جسمی” برای توصیف طیف وسیعی از مشکلات سلامت جسمی استفاده می شود، اصطلاح “بیماری روانی” انواع مختلف بهداشت روانی را در بر می گیرد.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
verywellmind.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا