رشد شخصی با نگاه به درون

رشد شخصی با نگاه به درون شروع می شود، اما در نهایت تمرکز ما را به بیرون تغییر می دهد وقتی افراد سفر رشد شخصی را با یک مربی آغاز می‌کنند، بسیاری به ما می‌گویند که هدف نهایی آنها پیشرفت است – وضعیت اوج عملکرد، شکوفایی و رشد غیرقابل تعریف اما قابل تشخیص است. ما می‌خواهیم احساس خوبی داشته باشیم، در اهدافمان پیشرفت می‌کنیم، و اعمالمان معنا و هدف دارند.مرکز مشاوره همکده برای معنا بخشی به شرایط مختلف شما مشاوره تلفنی و مشاوره حضوری روان شناسی را ارائه می کند.

رشد شخصی با نگاه به درون

کوچینگ به میلیون ها نفر کمک کرده است تا به این وضعیت پر رونق دست یابند. اما حتی پس از رسیدن به رده های بالای دنیای ورزش، سرگرمی، سفر مربیگری برای بازیکنان برتر پایان نمی یابد. برعکس، نخبه‌ترین ورزشکاران، سرگرمی‌کنندگان و رهبران تجاری جهان به‌طور فعال در طول دوران حرفه‌ای خود به دنبال مربیگری هستند. این ما را کنجکاو کرد. ما می دانیم که کوچینگ برای افراد در همه سطوح و از همه زمینه ها مفید است. اما وقتی افراد به سطوح بالاتری از شکوفایی دست می یابند، آیا حوزه های توسعه ای که روی آنها تمرکز می کنند نیز تغییر می کند؟

هر چه بیشتر پیشرفت کنیم، بیشتر روی دیگران تمرکز می کنیم

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

داده‌ها نشان داد که افرادی که به طور کلی از شکوفایی پایینی برخوردارند، تمایل دارند به درون خود روی آورند و به دنبال موضوعات مربیگری «فوری» متمرکز بر خود (مانند مدیریت استرس، مراقبت از خود، بهبود سلامت جسمانی، افزایش بهره‌وری) باشند. هنگامی که افراد به سطح بالاتری از شکوفایی و افزایش آمادگی ذهنی دست می یابند، شروع به تمرکز بیرونی روی موضوعات مرتبط با تأثیرگذاری بر دیگران (مانند مدیریت تغییر، مربیگری و توسعه دیگران، تصمیم گیری و حل مسئله) و رشد بلندمدت می کنند (مانند مربیگری و توسعه افراد، ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن به دیگران، پیشرفت شغلی). با این حال، جالب است که یافته‌ها بر اساس این که در کدام حوزه‌های خاص رشد می‌کنند متفاوت است: شناختی، عاطفی یا اجتماعی.

رشد شناختی

رشد شخصی با نگاه به درون رخ می دهد اما نیاز به بررسی های بیشتری هم دارد. شکوفایی شناختی در مورد توانایی فرد برای پذیرش و انطباق با اطلاعات جدید (چابکی شناختی)، تعیین اهداف و برنامه ریزی برای چگونگی دستیابی به آنها (برنامه ریزی استراتژیک)، و تمرکز توجه و تلاش خود برای پیشرفت در یک حوزه انتخابی است.

به نظر می‌رسد افرادی که مهارت‌های رشد شناختی مانند چابکی شناختی، برنامه‌ریزی استراتژیک و تمرکز پایینی دارند، کمبودهای خود را تشخیص می‌دهند و بر حوزه‌های فوری توسعه مانند بهره‌وری، مدیریت زمان، یافتن هدف و اشتیاق تمرکز می‌کنند. زمانی که افراد به سطح بالاتری از شکوفایی شناختی دست می یابند، تمرکز خود را با موضوعاتی مانند ایجاد روابط اجتماعی و شبکه سازی، ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن به دیگران و پیشرفت شغلی به سمت بیرون تغییر می دهند.

شکوفایی عاطفی

شکوفایی عاطفی در مورد توانایی فرد برای درک و کنار آمدن موفقیت آمیز با افکار، احساسات و رفتارهای خود، چه مثبت و چه منفی است. به نظر می رسد افرادی که در مهارت های رشد عاطفی مانند تنظیم هیجان و شفقت به خود کم هستند، کمبودهای خود را تشخیص داده و بر روی حوزه های مربوط به رشد مانند مدیریت استرس و مراقبت از خود تمرکز می کنند. آنها همچنین بر موضوعاتی مانند مکالمات دشوار و درگیری تمرکز می کنند. به نظر می رسد این نشان می دهد که روابط بین فردی منبع اصلی استرس و احساسات منفی برای افراد است.

مانند افرادی که از رشد شناختی بالایی برخوردارند، افرادی که به سطح بالاتری از شکوفایی عاطفی دست می یابند، بر روی علاقه خود به موضوعاتی مانند مربیگری و توسعه دیگران، ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن، و ایجاد روابط به بیرون تمرکز می کنند. آنها همچنین شروع به سرمایه گذاری برای رشد بلندمدت می کنند (به عنوان مثال یافتن هدف و اشتیاق و برنامه ریزی استراتژیک.).

رونق اجتماعی و رشد شخصی با نگاه به درون

شکوفایی اجتماعی در مورد توانایی فرد برای ایجاد روابط سالم با دیگران، از جمله توانایی حل تعارضات به طور موثر، شناسایی و واکنش مناسب به احساسات دیگران، و نشان دادن همدلی است. افرادی که در مهارت های اجتماعی مانند تنظیم احساسات و شفقت به خود کم هستند، بیشتر بر روی روابط عمومی تمرکز می کنند. زمینه های اجتماعی توسعه مانند ایجاد روابط و شبکه سازی و ارتباطات و همکاری را ویرایش و خود غنی سازی کنید.

این نشان می دهد که مهمترین نگرانی آنها این است که چگونه می توانند شبکه های خود را افزایش دهند و با دیگران بهترین کار را انجام دهند. وقتی افراد به سطح متوسطی از شکوفایی اجتماعی دست می یابند، موضوعات مرتبط با بخشش و تأثیرگذاری را انتخاب می کنند (مانند تأثیرگذاری و ابراز وجود، ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن به دیگران). به نظر می رسد اولویت اصلی آنها این است که چگونه می توانند از منابع اجتماعی خود برای تأثیرگذاری استفاده کنند.

در سطح بالایی از شکوفایی اجتماعی، افراد پایه و حمایت (؟) برای تمرکز بر رشد بلندمدت را دارند که در موضوعاتی مانند پیشرفت شغلی منعکس می شود. با این حال، آنها همچنین به مدیریت استرس، مراقبت از خود و سلامت جسمانی اهمیت زیادی می دهند. این نشان می دهد که ممکن است هزینه های پنهانی برای حفظ سطح بالایی از شکوفایی اجتماعی وجود داشته باشد. این نیاز به سرمایه گذاری در زمان و تلاش دارد که به طور بالقوه به قیمت استرس اضافی و سلامت جسمانی تمام می شود. به نظر می رسد که حفظ رفاه شخصی و شکوفایی اجتماعی یک تعادل ظریف است!

آیا باید روی نقاط قوت یا ضعف تمرکز کرد؟ پاسخ: هر دو.

رشد شخصی با نگاه به درون و نقاط قوت و ضعف بیش از قبل مشخص می شود. کی از این بینش‌ها این است که افراد تمایل دارند به جای تکیه بر نقاط قوت خود به دنبال مربیگری بر روی نقاط ضعف خود باشند. به دلیل تعدادی از سوگیری های شناختی، انسان ها ترجیح می دهند به جای تجربه لذت از دستاوردهای بالقوه، ضررهای احتمالی را به حداقل برسانند. کار بر روی نقاط ضعف ما می تواند راهی ملموس برای کاهش خطر به نظر برسد، و این از نظر عاطفی برای ما رضایت بخش تر از مزایای بالقوه نامشخصی است که از ایجاد نقاط قوت ما حاصل می شود.

ما همچنین تمایل داریم نقاط ضعف خود را تغییرپذیرتر از نقاط قوت خود بدانیم، که به اشتباه آنها را جنبه های دائمی شخصیت خود می دانیم. اما مطالعات متعدد نشان داده است که استفاده از نقاط قوت منجر به انرژی، رضایت، شادی، اعتماد به نفس و رشد بیشتر می شود. پس آیا این بدان معناست که ما باید نقاط ضعف خود را به طور کامل نادیده بگیریم و بر تقویت نقاط قوت خود تمرکز کنیم؟

تمرکز صرف بر نقاط قوت؟

پس آیا این بدان معناست که ما باید نقاط ضعف خود را به طور کامل نادیده بگیریم و بر تقویت نقاط قوت خود تمرکز کنیم؟ نه دقیقا. آنچه به نظر می رسد بهترین نتایج را به همراه دارد یک رویکرد متعادل است. با بهبود نقاط ضعف و پرورش نقاط قوت می توان فواید قابل توجهی داشت. در واقع، به نظر می‌رسد که داده‌ها نشان می‌دهند که قبل از اینکه یک فرد بتواند به رشد بلندمدت فکر کند یا تأثیری بر دنیای اطراف خود بگذارد، باید آستانه خاصی از شکوفایی شخصی برآورده شود.

کوچینگ حرفه‌ای به افراد کمک می‌کند تا نقاط ضعف را تقویت کرده و نقاط قوت خود را تقویت کنند. مربیان به عنوان شرکای بی‌طرف عمل می‌کنند و به افراد کمک می‌کنند تا حوزه‌های کلیدی رشد را شخصی‌سازی کرده و اولویت‌بندی کنند که بیشترین بازده را برای اهداف و شرایط خاص آنها به همراه دارد. نتیجه این رویکرد متعادل، سطحی از شکوفایی است که معمولاً در محل کار دیده نمی شود – اوج عملکرد.

اوج عملکرد زمانی است که از نظر فیزیکی، ذهنی یا هر دو در سطوح بهینه عمل کنیم. بهترین از همه، عملکرد در اوج عملکرد فقط برای ما در محل کار مفید نیست. این همه جنبه های زندگی ما را غنی می کند. سفر رشد فردی ما یک تلاش شخصی است. اما یک رویکرد متعادل همراه با یک شریک مربی اختصاصی می‌تواند به ما کمک کند تا در هر بعد از زندگی‌مان پیشرفت کنیم و به ما این امکان را می‌دهد که نه تنها به اوج عملکرد برسیم، بلکه الهام بخش و تشویق دیگران در این مسیر باشیم.

اساسی ترین کلید های رشد شخصی

از میان تمام مکان‌هایی که می‌توان به آنها نگاه کرد، چهار مورد زیر نقطه شروع خوبی هستند، زیرا برخی از بزرگترین حوزه‌های رشد شخصی را نشان می‌دهند.

  • خودآگاهی
  • یادگیری مستمر
  • اشتیاق
  • زمان شخصی

رشد شخصی با نگاه به درون را با توضیح این ۴ مورد بیان می کنیم.

خودآگاهی

خودآگاهی به معنای هماهنگ شدن با احساسات، افکار، نقاط قوت و ضعف است. خودآگاهی جامد در مورد تأثیر این جنبه ها بر یک سازمان فکر می کند. خودآگاهی را به عنوان باغی در نظر بگیرید، جایی که علف های هرز را می چینید و گل ها را هرس می کنید. علف های هرز چیزهایی مانند ترس، طمع، سرسختی هستند – هر چیزی که بر توانایی شما برای دستیابی به اهداف رهبری شما تأثیر منفی می گذارد. گل ها آن جنبه های مثبتی هستند که توانایی شما را برای دستیابی به اهدافتان افزایش می دهند: تمرکز، مدیریت خوب زمان، صبر و غیره.

با این حال، تشخیص علف های هرز از گل ها می تواند چالش برانگیز باشد. به عنوان مثال، استدلال شده است که روان رنجوری یک ویژگی مشترک بین بهترین رهبران است. به استیو جابز فکر کنید که کمال گرایی بی امان او اکنون به بت تبدیل شده است. از طرف دیگر، مادر ترزا و امثال آن ممکن است استدلال کنند که حساسیت فراوان ویژگی‌ای است که ارزش رشد دارد.

یادگیری مستمر

در دنیای امروز، یادگیری مادام العمر معادل مصرف «مواد مغذی کسب و کار» است، در حالی که غفلت از یادگیری معادل رشد «سرطان کسب و کار» است. به عنوان مثال، مدیر حسابداری را تصور کنید که 20 سال را صرف نگهداری دفتر کل شرکت با استفاده از کاغذ می کند، در حالی که بقیه دنیا به QuickBooks تغییر می کنند. حالا تصور کنید که شرکت او به یک شرکت بزرگتر و مدرن فروخته می شود. این شرکت جدید می‌خواهد اطمینان حاصل کند که مدیر حسابداری با حداکثر بهره‌وری کار می‌کند، اما چون او نرم‌افزار حسابداری را نمی‌فهمد، مجبور شدند او را رها کنند.

اشتیاق  در رشد شخصی با نگاه به درون

اشتیاق آن چیز خاصی است که ما را به انجام کاری که انجام می دهیم وادار می کند. این مایل اضافی را طی می کند. این همان «اوه» است که به سختی می توان انگشت روی آن گذاشت. مانند عشق عاشقانه، اشتیاق به ندرت قابل تولید است. آنچه در کنترل ماست، یافتن و پرورش آن است. پیدا کردن اشتیاق عالی است. حفظ آن مستلزم خودآگاهی است.

زمان شخصی

مدیریت زمان این پتانسیل را دارد که یکی از بزرگترین کاتالیزورها برای رشد شخصی باشد، زیرا با آن می‌توانید همه چیز را مدیریت کنید، از جمله سه حوزه دیگری که در مورد آن صحبت کردیم. برای روز خود حد و مرز تعیین کنید. تشخیص دهید که چه چیزی واقعا مهم است.

 

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
betterup

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا