سرکوب در روان شناسی

در روان شناسی تعاریف مختلفی وجود دارد. برخی از آن ها را می دانید و برخی هم برای شما تازگی دارند. یک سری تعاریف در روان شناسی برای فرآیند درمان است و یک سری هم برای نشان دادن ویژگی های اختلالات هست. تاریخچه و تعاریف هر کدام از این ها در روان شناسی آورده شده و نظریاتی هم توسط دانشمندان مختلف در این زمینه ارائه شده است. برای مثال فروید که در زمینه های مختلف مثل رشد یا عناصر شناختی در کودکان صحبت کرده است در این باره نیز نظریاتی داده که می تواند موثر باشد. سرکوب در روان شناسی دارای ویژگی های خاصی است و علائم مختلفی بر روی رفتار افراد دارد.

سرکوب در زندگی

بیشتر ما در برهه ای از زمان، خاطرات ناخوشایندی را برای مقابله با این مکانیزم دفاعی در زمانی دیگر از بین برده ایم. در کوتاه مدت، این را می توان یک رفتار عاطفی طبیعی و بالغ دانست تا از خود در برابر احساسات ناخوشایند یا احساسات منفی شدید محافظت کنیم.

سرکوب در افراد

سرکوب در روان شناسی

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

با این حال، برخی از افراد این خاطرات را آنقدر در اعماق خود دفن کرده اند که مرتباً یک روان رنجوری ایجاد می شود، و حتی می تواند تا سطح بالایی از فراموشی گسترش یابد. این فرآیند روانشناختی سرکوب نامیده می شود، همچنین به عنوان فراموشی با انگیزه یا فراموشی غیر همدستی شناخته می شود و نوعی مکانیسم دفاعی است که نقشی اساسی در نظریه روانکاوی بازی می کند.

سرکوب چیست؟

این مکانیزم دفاعی تلاشی روانشناختی برای فراموش کردن یا مسدود کردن ناخودآگاه خاطرات، افکار یا خواسته های ناخوشایند، ناراحت کننده یا ناراحت کننده از آگاهی آگاهانه است. آن ها به مناطقی از ضمیر ناخودآگاه هدایت می شوند که به راحتی قابل دسترسی نیست و نتیجه آن عدم آگاهی کامل فرد از وجود آن است.

سرکوب در مکانیسم های دفاعی

مکانیسم دفاعی، طبق تعریف، استراتژی ای است که توسط خودخواهی برای در امان نگه داشتن فرد از احساس درد و ناراحتی به کار می رود. سرکوب فقط یک نوع مکانیسم دفاعی است که توسط منیت به کار می رود و هدف آن اطمینان از جلوگیری از ورود هرچه غیر قابل قبول یا ایجاد اضطراب در ذهن آگاه است، است.

سرکوب و پیچیدگی آن در مقابل تلاش

توجه به این نکته مهم است که این مکانیزم دفاعی پیچیده تر از تلاش برای جلوگیری یا فراموش کردن چیزی است. که سرکوب نامیده می شود. اگرچه آن ها به راحتی گیج می شوند. این مکانیزم دفاعی یک فراموشی ناخودآگاه است تا حدی که آنها نمی دانند که این وجود وجود دارد. با یک مطالعه مشخص شد که این مکانیزم دفاعی با رضایت از زندگی پایین تر و رضایت تحصیلی پایین تر همراه است.

برای موفقیت در ارتباط با سرکوب چه کار کنیم?

اگر بخواهید این مکانیزم دفاعی موفقیت آمیز باشد، اضطراب یا گناه از بین می رود و امکان اقدام به آن وجود ندارد. اما  همان طور که یک سرکوبگر تلاش می کند، آن خاطرات و انگیزه ها از بین نمی روند و به طرز قابل توجهی منفی بر رفتار و روابط آن ها تأثیر می گذارند.

زیگموند فروید و سرکوب

زیگموند فروید در اصل مفهوم این مکانیزم دفاعی را به عنوان بخشی از نظریه روانکاوی مشهور خود توسعه داد. به عنوان یک تعریف، فروید معتقد بود سرکوب به معنای جلوگیری ناخودآگاه از محرک های خطرناک یا انگیزه ها است، که منجر به یک رفتار غیرقابل قبول می شود.

فروید و یادآوری گذشته برای بیمارانش

فروید با دشواری سعی در کمک به بیماران خود داشت تا گذشته خود را به یاد آورند و آگاهانه آن ها را به آگاهی برساند. وی دریافت که مکانیزمی در کار است که از بروز آن جلوگیری می کند. این مبارزه شدید فروید را بر آن داشت تا نام “سرکوب” را به فرضیه فرضی بدهد.

سرکوب و روان انسان

فروید اعتقاد داشت سرکوب نقشی اساسی در روان انسان دارد و مهمترین مکانیسم دفاعی است و اعلام کرد که این مفهوم “گوشه ای است که کل ساختار روانکاوی بر آن تکیه می کند”. کل نظریه او بر اساس آن بنا شده بود. او قاطعانه اعتقاد داشت که آوردن افکار ناخودآگاه می تواند ناراحتی روانی را کاهش دهد.

سرکوب در روانشناسی معاصر

روانشناسان اغلب از سرکوب به عنوان انسداد خاطرات دردناک یاد می کنند  و نه به عنوان سانسور انگیزه های ممنوع همان طور که فروید در اصل به این معنی بود. حافظه سرکوب شده بحث برانگیز است و درمانگران با استفاده از هیپنوتیزم خاطرات سرکوب شده سو استفاده جنسی را در اواخر قرن بیستم بازیابی می کنند. با این حال، مشخص شد که در برخی موارد، سو استفاده هرگز رخ نداده است، که منجر به این ایده شده است که افراد هنگام هیپنوتیزم بسیار قابل توجه هستند. روانشناسان جریان اصلی معتقدند که سرکوب خاطرات معمول نیست و بسیار نادر است.

سرکوب چگونه ایجاد می شود و این‌ که آیا به دنبال نوع جدیدی از درمان هستید؟

سرکوب می تواند پس از یک واقعه آسیب زا رخ دهد. افرادی که آسیب روانی داشته اند می توانند بی حسی را تجربه کنند که شامل مسدود کردن حافظه یا احساسات مرتبط با این واقعه است. از طرف دیگر، وقایع آسیب زا برای تقویت حافظه حادثه شناخته شده است و باعث می شود فرد بارها و بارها آن را در حافظه زنده زنده کند. همچنین ممکن است فردی به دلیل افکار و انگیزه های جنسی یا پرخاشگری که می خواهد آن ها را در ذهن ناخودآگاه پنهان کند، از سرکوب استفاده کند.

اثرات سرکوب چیست؟

تحمیل افکار یا انگیزه های تهدیدکننده و آزار دهنده به بیهوشی و نهایتا منجر به مشکلات بی شماری می شود. ممکن است یک سرکوبگر نداند که این رفتارها از کجا ناشی می شود زیرا دلیل آن از دید آگاهانه پنهان است. برخی از علائم قابل توجه است تا تشخیص دهد فرد سرکوب می کند یا نه.

سرکوب منجر به چه چیزی می شود؟

سرکوب منجر به اضطراب شدید، درد، ترس و پریشانی روانی می شود. علائم نوروتیک از آن ایجاد می شود، و در نتیجه باعث تحریف واقعیت و رفتارهای ناکارآمد، غیر منطقی و خود تخریبی می شود. این می تواند خود را در رویاهای واضحی نشان دهد که ترس ها، اضطراب ها و خواسته های شخصی را که انسان از آگاهی پنهان می کند بیان می کند. در حقیقت، فروید به طور گسترده ای شناخته شده است که معتقد است رویاها راهی برای جست و جوی  ذهن ناخودآگاه است.

مفهوم لغزش فرویدی و سرکوب

تظاهرات ممکن است در لغزش زبان رخ دهد که به آن لغزش فرویدی نیز می گویند. این یک خطا در سخنرانی است که در آن فرد چیزی متفاوت از آن جه را که قصد داشته است می گوید. فروید معتقد بود که اشتباهات در واکنش های بدنی، گفتار یا حافظه نتیجه سرکوب است و در نهایت آن چه را که شخص واقعاً فکر می کند یا احساس می کند، آشکار می کند. سرکوب می تواند به روش های فیزیولوژیکی ظاهر شود، گزارشاتی در گذشته سرکوب را با خطر بیشتر آسم و بیماری ها مرتبط می دانند.

مطالعات انجام شده توسط دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد

یک مطالعه نشان داد که فشار خون افراد سرگوبگر نسبت فشارخون به افراد غیر سرکوبگر بیشتر است. مطالعه دیگر نشان داد که سرکوبگران بیشتر در معرض بیماری های عفونی قرار دارند، زیرا سلول های مقابله با بیماری در آن ها کمتر است و اگر بیمار شوند، احتمال طولانی مدت انتظار آن ها بیشتر است تا این که بخواهند کمک بگیرند.

نادیده گرفتن علائم توسط سرکوبگران

علیرغم واکنش های فیزیولوژیکی، سرکوبگران تمایل دارند این علائم را نادیده بگیرند. اعتقاد بر این است که این رفتار از تربیت کودکی آن ها نشات گرفته است. اگر والدینی غفلت یا بدرفتاری می کرد، کودک ممکن است با سرکوب احساسات شدید خود به حالت زنده ماندن درآید تا خوش رفتاری نشان دهد.

کاهش کیفیت روابط با سرکوب

علاوه بر این، سرکوب منجر به کاهش کیفیت روابط می شود. گری ای شوارتز، استاد روانشناسی و روانپزشکی گفت: به عنوان بزرگسالان، سرکوبگران بیش از حد درگیر رفع نیازهای دیگران هستند. آن ها بسیار قابل اعتماد و اغلب بسیار موفق هستند اما ازدواج آن ها ضعیف است. آن ها قادر به برقراری روابط عاطفی با احساسات عاشقانه  نیستن.

آسیب به سلامت روحی و جسمی توسط سرکوب

سرکوب به میزان قابل توجهی به سلامت روانی آسیب می رساند، اما کسانی که این کار را انجام می دهند ممکن است همچنان خونسردی خود را حفظ کنند. “سرکوبگران تمایل به منطقی کردن خود را دارند. آنها خود را افرادی می دانند که از کار خود ناراحت نیستند، خونسرد اند.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
.regain.us

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا