جزئیات احساسات منفی | بخش دوم

در قسمت قبل از جزئیات احساسات منفی، موارد بسیاری را بیان کردیم. اما در ادامه این نوشته از وب سایت مرکز مشاوره همکده می خواهیم به سایر جزئیات نیز بپردازیم. مرکز مشاوره همکده خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی را ارائه می کند.

چه چیزی باعث احساسات منفی می شود و چرا آنها را داریم؟

هنگامی که کمی بیشتر شروع به بررسی احساسات منفی کنید، واقعاً می توانید ببینید چه چیزی ممکن است باعث ایجاد یا تحریک آنها شود و چرا ما در وهله اول آنها را داریم. از نظر علل، می تواند موارد مختلفی باشد، به عنوان مثال:

  • اضطراب در مورد شرکت در مصاحبه برای شغل جدید احساس می شود
  • عصبانیت از گرفتار شدن در ترافیک
  • غم و اندوه در تجربه جدایی
  • ناراحتی از اینکه یک همکار کار را برای یک پروژه بزرگ انجام نداده است
  • ناامیدی از اینکه نمی توانید به یک رژیم تمرینی جدید پایبند باشید

احساسات منبع اطلاعاتی هستند (شوارتز و کلور، 1996) که به شما در درک آنچه در اطراف شما می گذرد کمک می کند. عواطف منفی، به ویژه، می توانند به شما در تشخیص تهدیدها کمک کنند. حتی احساس آمادگی برای مقابله مثبت با خطرات بالقوه. بسیاری از تجربیات مختلف در زندگی ما واکنش های عاطفی متفاوتی را با درجات متفاوتی از شدت تحریک می کند. شما به عنوان یک انسان، طیف کاملی از احساسات را در طول زندگی خود در پاسخ به شرایط به سرعت در حال تغییر تجربه خواهید کرد.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

آیا می خواهیم بر جزئیات احساسات منفی غلبه کنیم و به طور کلی آن را متوقف کنیم؟

به طور خلاصه، نه. برای ما طبیعی است که بخواهیم از احساساتی که باعث ایجاد احساس بدی در ما می شود دور شویم. به عنوان یک واکنش تکاملی، احساسات منفی در دنیای مدرن واقعاً نشانه‌ای از تهدید شدید علیه ما نیستند، اما غلبه بر آنها و متوقف کردن آنها به طور کلی برای ما بسیار مضر است. احساسات منفی بخش فوق العاده طبیعی، سالم و مفیدی از زندگی هستند. من فکر می کنم واقعا مهم است که در «تله شادی» نیفتیم و باور کنیم که این احساسات نشانه ضعف یا هوش هیجانی پایین هستند. من از تجربه شخصی می دانم که تلاش برای پنهان شدن از احساسات منفی، می تواند منجر به درد عاطفی بیشتر شود.

شما به عنوان یک انسان، طیف کاملی از احساسات را در طول زندگی خود در پاسخ به شرایط به سرعت در حال تغییر تجربه خواهید کرد. هیچ احساسی بدون هدف نیست. زمانی است که شروع به کاوش بیشتر و درک هدف پشت هر احساس می کنیم، راه های جدیدی را برای واکنش یاد می گیریم که از رشد عاطفی و احساس خوب بودن ما حمایت می کند.

هنگام بررسی جزئیات احساسات منفی، همچنین مهم است که بدانید آنها تنها منبع اطلاعاتی نیستند که به آنها دسترسی دارید. قبل از اینکه بر اساس هر احساسی عمل کنید، باید به دنبال کشف تجربیات قبلی، دانش و خاطرات ذخیره شده، ارزش های شخصی و نتایج دلخواه برای هر سناریویی باشید. به یاد داشته باشید – احساسات یک واکنش سطح پایین هستند، بنابراین شما باید تصمیم بگیرید که چگونه به آنها پاسخ دهید و اجازه ندهید آنها رفتار شما را بربایند.

تاثیرات احساسات منفی چیست؟

در حالی که درک این موضوع که احساسات منفی بخش سالمی از زندگی هستند مهم است، آزادی بیش از حد به آنها یک جنبه منفی نیز دارد. اگر زمان زیادی را صرف تمرکز بر جزئیات احساسات منفی و موقعیت هایی می کنید که ممکن است باعث آنها شده باشد، می توانید وارد یک مارپیچ از نشخوار فکری شوید. نشخوار فکری تمایل به ادامه تفکر، بازی مجدد یا وسواس در موقعیت ها و تجربیات هیجانی منفی است. در این مارپیچ از تفکر منفی، شما می توانید در نهایت احساس بدتر و بدتر در مورد موقعیت و خودتان کنید، که نتیجه آن می تواند تعدادی از اثرات مضر برای سلامت روحی و جسمی شما باشد.

مشکل نشخوار فکری این است که مدار پاسخ مغز شما به استرس را افزایش می دهد. به این معنی که بدن شما به طور غیر ضروری با هورمون استرس کورتیزول غرق می شود. شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می دهد این یک محرک برای افسردگی بالینی است. تحقیقات بیشتر تمایل به نشخوار فکری را با تعدادی از رفتارهای مقابله ای مضر مانند پرخوری، سیگار کشیدن و مصرف الکل، همراه با پیامدهای سلامت جسمانی از جمله بی خوابی، فشار خون بالا، بیماری قلبی عروقی، و اضطراب و افسردگی بالینی مرتبط دانسته است.

مطالعه دیگری نشان داد که افرادی که پس از یک تجربه هیجانی منفی به نشخوار فکری طولانی مدت می‌پردازند، زمان بیشتری طول می‌کشد تا از تأثیر فیزیولوژیکی این تجربه بهبود یابند. نشخوار فکری می تواند یک راه گریز دشوار برای خروج از آن باشد، به خصوص که اکثر مردم متوجه نمی شوند که در نشخوار گیر کردند. در عوض معتقدند که فعالانه در حال حل مسئله هستند. این می تواند به پیامدهای بیشتری برای سلامت ذهنی و جسمی منجر شود.

جزئیات احساسات منفی چگونه می تواند بر سلامت و رفاه ما تاثیر بگذارد؟

این احساسات منفی نیستند که مستقیماً بر سلامت و رفاه ما تأثیر می گذارند. بلکه نحوه واکنش ما و پردازش آنها هنگام تجربه کردن آنها بسیار مهم است. ماندن در احساسات منفی می تواند تولید هورمون استرس ما، کورتیزول را در بدن افزایش دهد، که به نوبه خود توانایی شناختی ما را برای حل فعالانه مشکلات کاهش می دهد. همچنین می تواند به دفاع ایمنی ما آسیب برساند و ما را مستعد ابتلا به بیماری های دیگر کند. استرس مزمن نیز با طول عمر کوتاهتر مرتبط است.

خشم عواطف منفی است که نشان داده شده است بیشترین تأثیر را بر سلامت و رفاه ما دارد، به ویژه در مواردی که مدیریت ضعیفی دارد. مطالعات خشم را با نگرانی‌های سلامتی مختلف از جمله فشار خون بالا، بیماری‌های قلبی عروقی و اختلالات گوارشی مرتبط می‌دانند.

بوئرما مقادیر ناسالم خشم را با افزایش سطح کورتیزول مرتبط دانست که در کاهش کارایی سیستم ایمنی نقش دارد. تحقیقات Boerma نشان داد که افراد عصبانی مزمن در مقایسه با افراد غیر مزمن بیشتر در معرض سرماخوردگی، آنفولانزا، علائم آسم و بیماری‌های پوستی مانند بثورات پوستی قرار دارند. حوزه جدیدتری از تحقیقات تأثیر احساسات منفی بر ادراکات و تجربیات حسی ما را بررسی کرده است.

تاثیر ترس و خشم بر لامسه در جزئیات احساسات منفی

برخی دانشمندان تأثیر ترس و خشم را بر حس لامسه ما بررسی کردند. از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا تجربه‌ای شخصی را به خاطر بیاورند، دوباره زنده کنند و بنویسند که پاسخ ترس یا واکنش خشمگینانه را برانگیخته است. سپس محققان یک روش تشخیص دو نقطه ای را اجرا کردند. اساساً، دست شرکت کننده از دید آنها پنهان بود. آنها با یک یا دو نقطه در انگشت اشاره خود فرو می رفتند.

سپس شرکت‌کنندگان باید تصمیم می‌گرفتند که با یک یا دو ساز نوک می‌زنند. عدم دقت بیشتر حاکی از کاهش حس لامسه است. شرکت‌کنندگانی که از آنها خواسته شد پاسخ ترس را به خاطر بیاورند، به طور مداوم هنگام تمایز بین یک یا دو نقطه تماس، کاهش حس لامسه را نشان دادند.

تحقیقات در مورد تأثیر احساسات منفی بر ادراکات حسی ما هنوز در حال ظهور است، اما می‌تواند بینش‌های خوبی در مورد اینکه چرا ممکن است احساسات منفی را حفظ کنیم و چگونه آنها بر حافظه ما از موقعیت‌های منفی تأثیر می‌گذارند، ارائه دهد.

جزئیات احساسات منفی و سرطان

برخی تحقیقات برای بررسی ارتباط بین احساسات منفی و سرطان آغاز شده است. باز هم، در این زمینه، بیشتر تحقیقات به طور خاص بر خشم به عنوان یک احساس منفی و ارتباط آن با سرطان متمرکز شده است. احساس خشم به عنوان یک احساس طبیعی است. اما همانطور که قبلاً در تحقیق دیده‌ایم، نحوه ابراز – یا عدم ابراز آن – می‌تواند مشکلاتی را ایجاد کند. هنگامی که خشم شدید و طولانی است، یا در طرف مقابل، سرکوب می شود، به آن چیزی تبدیل می شود که محققان از آن به عنوان خشم ناسالم یاد می کنند.

خشم ناسالم در حالت سرکوب شده با سرطان مرتبط است. توماس و همکاران (2000) دریافتند که بیماران مبتلا به سرطان هنگام آزمایش نمرات خشم بسیار پایینی از خود نشان می‌دهند که به نظر آنها نشان می‌دهد که بیماران خشم خود را سرکوب می کنند. محققان پیشنهاد کردند که این شواهدی است که نشان می‌دهد خشم سرکوب‌شده می‌تواند پیش‌روی توسعه سرطان باشد.

به نظر می رسد تحقیقات دیگر ادعای آنها را تأیید می کند. در مطالعاتی که بر روی زنان مبتلا به سرطان سینه تشخیص داده شده است، محققان یک رابطه آماری معنادار را بین آنچه از آن به عنوان سرکوب شدید خشم یاد می کنند و تشخیص سرطان سینه گزارش می دهند. زنانی که خشم خود را سرکوب کردند، سطوح سرمی ایمونوگلوبولین A را افزایش دادند که با برخی بیماری‌های خودایمنی مرتبط است.

پندو و همکاران (2006) بر تأثیر خشم سرکوب شده در ارتباط با سرطان پروستات تمرکز کردند. آنها وجود شدیدی از سمیت سلولی کشنده طبیعی را در مردانی یافتند که گزارش دادند خشم خود را سرکوب نمی کنند. اگرچه به نظر می‌رسد این مطالعات ارتباطی را نشان می‌دهند، به‌ویژه با خشم سرکوب‌شده، هنوز تحقیقات کمی در این زمینه برای نتیجه‌گیری وجود دارد.

مزایای اثبات شده احساسات منفی

جزئیات احساسات منفی تنها عذاب و غم نیست. هنگامی که احساسات منفی به خوبی مدیریت شوند، می توانند مزایای ثابت شده ای برای رفاه ما داشته باشند، و تحقیقات بسیار بیشتری برای بررسی این جنبه از احساسات منفی انجام شده است. در ادامه نکاتی بیان می کنیم که چگونه احساسات منفی می توانند برای شما مفید باشند:

غم و اندوه می تواند به شما کمک کند تا به جزئیات بیشتر توجه کنید

در جایی که احساسات مثبت نشان می‌دهند که همه چیز در محیط نزدیک ما خوب است، احساسات منفی به ما هشدار می‌دهند که چالش‌ها یا محرک‌های جدیدی وجود دارد که به توجه متمرکزتر ما نیاز دارد. غم به ما هشدار می دهد که چیزی درست نیست. از ما می خواهد که توجه خود را به این موضوع معطوف کنیم که چرا ممکن است این اتفاق بیفتد. چه چیزی ممکن است باعث آن شود؟ برای رفع آن چه کاری باید انجام دهیم؟

خشم می تواند محرک قوی برای میانجیگری باشد

خشم تنها در حدود ده درصد سناریوها با پرخاشگری همراه می شود. ثابت شده است که خشم شما را تشویق می کند تا به دنبال رفتارهای فعال برای رسیدگی به سناریوها یا افرادی باشید که آنها را مشکل زا می دانید. اما لزوماً به معنای برخورد یا اعمال فیزیکی نیست. خشم هشداری قوی است که شما را تشویق می‌کند تا در مورد اینکه چرا ممکن است یک نفر رفتار خاصی داشته باشد و برای بازگرداندن آرامش چه کاری می‌توانید انجام دهید فکر کنید.

اضطراب راه های جدیدی را برای برخورد با مشکلات و چالش ها تشویق می کند

اضطراب در جزئیات احساسات منفی جایگاه ویژه ای دارد. وقتی احساس اضطراب می کنیم، سعی می کنیم هر کاری که از دستمان برمی آید انجام دهیم تا دیگر چنین احساسی نداشته باشیم. اضطراب ارتباط نزدیکی با پاسخ «جنگ یا گریز» ما دارد، که به بدن شما اجازه می‌دهد تا به سرعت انرژی ایجاد کند و آماده عمل باشد. هنگام مواجهه با موقعیت‌های خطرناک، اضطراب فراگیر می‌شود و ما را تشویق می‌کند تا به سرعت به دنبال راه‌حل‌هایی برای فرار از خطر باشیم

احساس گناه به شما کمک می کند رفتار منفی را تغییر دهید

احساس گناه می تواند یک احساس فوق العاده مفید باشد. این اساساً قطب‌نمای اخلاقی ما است و وقتی خاموش می‌شود، نشانه خوبی است که ممکن است رفتار کرده‌ایم یا از چیزی ناراحت شدیم. افرادی که بیشتر مستعد احساس گناه هستند، کمتر احتمال دارد دزدی کنند، مواد مخدر مصرف کنند، به خشونت متوسل شوند حتی بد رانندگی کنند.

حسادت در جزئیات احساسات منفی به شما انگیزه می دهد که بیشتر کار کنید

حسادت همیشه بدخواهی نیست. بیشتر اوقات این چیزی است که روانشناسان از آن به عنوان “حسادت خوش خیم” یاد می کنند. نشان داده شده است که حسادت دانش‌آموزان را تشویق می‌کند تا در آزمون‌ها و در تکالیف مدرسه عملکرد بهتری داشته باشند. زیرا دیدن دانش‌آموز دیگری که نمره خوبی کسب می‌کند، کسب نمره را برای آنها نیز ملموس‌تر می‌کند. دفعه بعد که احساس حسادت کردید به دلیل اینکه شخص دیگری به هدف مورد نظر دست یافته است، سعی کنید این را به عنوان یک چیز خوب ببینید. به این معنی است که هدف برای شما نیز کاملاً قابل دستیابی است.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
positivepsychology

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا