به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است

احتمالاً اخیراً با جملاتی شبیه به «هرگز به کمتر از آنچه لیاقت دارید قانع نشوید» برخورد کرده اید. اینها مدتی است که در حال گسترش هستند، اما در سال های اخیر به ویژه رایج شده اند. اما این عبارت دقیقاً به چه معناست؟ و علاوه بر این، چرا یک نفر صرفاً به دلیل وجود داشتن، «لایق» چیزی است؟ بیایید بگوییم که شخصی غرق این ایده است که به نوعی «لایق» ثروت، شهرت و یک شریک زندگی کلیشه ای زیبا است. علاوه بر این، آنها ممکن است بر این باور باشند که اگر آن چیزها را به دست نیاورند، به چیزی کمتر از ایده آل یا کامل رضایت می دهند. به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است و ما این مطلب را در این نوشته از وب سایت همکده بررسی می کنیم.

مرکز مشاوره همکده خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی را برای ما ارائه می کند.

به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است

چرا برخی افراد لایق چیزهای خوبی هستند و چرا آن موارد در وجودشان مهم است؟ آیا آنها سال ها برای خرید منزل رویاهای خود زحمت کشیدند؟ و آیا رابطه با یک فرد بسیار جذاب از نظر فیزیکی به نحوی رضایت بخش تر از یک فرد متوسط ​​است؟ بیایید این ایده‌ها را بشکنیم و مشخص کنیم که چرا «استقرار» با نتیجه وحشتناکی که بسیاری از مردم آن را تصور می‌کنند فاصله دارد. آیا برای ایده خود از خوشبختی کامل، یا انتظارات دیگران تلاش می کنید؟ احتمالاً قبلاً یکی از آن آزمون‌های چند گزینه‌ای را انجام داده‌اید که در آن می‌توانید انتخاب کنید که کدام یک از چند گزینه مختلف را بیشتر دوست دارید. مثلا:

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس
  • زندگی در شهر، جنگل، کوهستان یا کنار دریا را ترجیح می دهید؟
  • آیا ترجیح می دهید یک کلبه، یک خانه شهری، یک خانه مسکونی یا یک قلعه داشته باشید؟

شما ایده را دریافت می کنید

هنگام جمع‌آوری نتایج این نوع آزمون‌ها، فردی که آنها را اجرا می‌کند، پاسخ‌های متنوعی را مشاهده می‌کند. این به این دلیل است که هر کس ایده های خود را در مورد آنچه که آنها را خوشحال می کند دارد. در بیشتر موارد، افرادی که به دنبال چیزهای بزرگتر و بهتری مانند اتومبیل، خانه و مواردی از این دست هستند، این کار را برای خوشحال کردن دیگران انجام می دهند تا ترجیحات فروتنانه خود را برآورده کنند. عموما به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است.

تصور کنید شخصی وجود دارد که آرزوی مطلقش داشتن یک کلبه کوچک در یک روستای خواب آلود است. آنها ممکن است در مورد باغ هایی که از آنها نگهداری می کنند. حیواناتی که پرورش خواهند داد خیال پردازی کنند. محل شاد ذهنی که در آنجا شرایط را بررسی می کنند احتمالاً شامل چرت در کنار نور اجاق و سرگرمی است.

اگر و هنگامی که خانه ای را پیدا کنند که دوست دارند، دیگران ممکن است سعی کنند آنها را از ایده خارج کنند. چرا آنها می خواهند یک جعبه کفش کوچک کهنه مانند آن را داشته باشند در حالی که می توانند دارایی بسیار بزرگتری داشته باشند؟ آنها فقط باید یک دهه دیگر یا بیشتر کار کنند تا به اندازه کافی پول پس انداز کنند. این برای به خرید خانه بزرگ و براقی که لیاقتش را دارند کاملاً ارزش دارد! در غیر این صورت، به جای تلاش، «قرار دادن» است، و این به جای حمایت، مستحق تحقیر و قضاوت است، درست است؟ خیر! یک کوه ارزشی بیشتر از سنگریزه ندارد. آنها صرفا اندازه های متفاوتی دارند و افراد مختلف را به روش های مختلف خوشحال می کنند.

به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است: تصورات کمال در طول زمان تغییر می کند

به این فکر کنید که در 15 سالگی چه چیزی را کامل می دانستید. آن را با الان مقایسه کنید. آنچه در آن زمان فکر می کردید یک نوع بدن، رابطه، مسیر شغلی یا وضعیت زندگی ایده آل است، ممکن است اکنون یک نمایش ترسناک کامل برای شما باشد. خیلی ساده، ممکن است فرد تا زمانی که سعی در زندگی کردن آن نداشته باشد، تشخیص ندهد که واقعاً چه چیزی را ایده آل می داند. نکته این است که وقتی فردی دائماً برای یک تصور از پیش تعیین شده از کمال تلاش می کند، اغلب به گزینه های بسیار زیباتر و کامل تری که ممکن است در اطراف او باشد چشمک می زند. با توجه به همین نکته، یافتن خود در موقعیتی که به نظر ایده‌آل نیست، می‌تواند فرصتی بزرگ برای تحول همه جانبه باشد.

گاهی اوقات، امتحان کردن چیزی که در نقطه مقابل آن چیزی است که شما فرض می‌کردید کمال است، می‌تواند چشمان شما – و قلب شما را – به سمت ایده‌آلی باز کند که شاید انتظارش را نداشتید.

“قرار دادن” کلمه بدی نیست

به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است. اما چرا؟ این به بخش قبل با توجه به ایده های فردی هر فرد در مورد کمال گسترش می یابد. هنگامی که اکثر مردم کلمه “قرار” را می شنوند، تصور می کنند که معنای منفی دارد. برای مثال، ممکن است به شخصی که با اشتیاق در مورد چیزی که دوستش دارد صحبت می کند، توصیه شود که «قرار بگیرد». به همین ترتیب، کسی که ممکن است از لذت‌های ساده خوشحال باشد، ممکن است به دلیل «قرار گرفتن» برای کمتر از آنچه که قادر به دستیابی است، مورد سرزنش قرار گیرد. وقتی فردی “قرار دارد”، راضی، آرام و راضی است. به همین دلیل است که مردم روی یک صندلی راحت می‌نشینند تا شب بخوانند، یا در برنامه‌ای قرار می‌گیرند که به آنها احساس امنیت و موفقیت می‌دهد.

در مورد آرامش و رضایتی که تسویه حساب می تواند به ارمغان بیاورد، حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد. «قرار » همچنین به معنای پذیرفش و جشن گرفتن چیزی است که به اندازه کافی برای نیازها و خواسته های فرد خوب است. این ممکن است به معنای لذت بردن از لذت‌های ساده و آرامشی باشد که یک زندگی آرام می‌تواند ارائه دهد، به جای سفر به ماجراجویی‌های وحشی. یا می تواند به معنای ایجاد اعتماد به نفس و پذیرش بدن به جای مبارزه مداوم با شکل طبیعی خود باشد.

به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است: به اندازه کافی خوب بودن

اغلب اوقات، “به اندازه کافی خوب” بسیار راحت تر و دست یافتنی تر از یک ایده آل غیر واقعی است. علاوه بر این، ممکن است در واقع انجام دادن و سکونت برای کسی یک دنیا خوب باشد تا اینکه به طور بالقوه به خود (یا اطرافیانش) با تلاش مداوم برای بیشتر آسیب برساند. همچنین، به یاد داشته باشید که طبیعت انسان این است که به جای قدردانی از آنچه در این لحظه وجود دارد، دائماً به چیز بزرگ بعدی متمرکز شود و به آن توجه کند.

اغلب اوقات، شخصی که همیشه در تلاش است فکر می کند: “وقتی این مورد را به دست آوردم یا به آن هدف رسیدم، خوشحال خواهم شد”، اما زمانی که این کار را انجام ندهد، روی چیزهای دور بعدی تمرکز می کند. این به این دلیل است که رضایت از پذیرش و قدردانی از آنچه هست ناشی می شود، نه چنگ زدن به چیزی که زودگذر است.

پذیرش و سازش را با «تسویه» اشتباه نگیرید

یکی از روندهای اصلی که مردم در چند دهه گذشته دیده اند، تمایل به رها کردن و کنار رفتن از هر چیزی است که در حال حاضر یا ناراحت کننده است یا دقیقاً آن چیزی نیست که آنها آرزوی آن را داشتند. در حالی که تشخیص اینکه چه زمانی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد یا مورد قدردانی قرار نمی گیرد (و اقدامات لازم برای رهایی از آن موقعیت ها بسیار مهم است)، این کاملاً متفاوت است که انتظار داشته باشید تمام تجربیات زندگی تان همیشه کامل باشند.

زندگی ناگزیر از ما می خواهد که هر از گاهی شرایط چالش برانگیز را پشت سر بگذاریم. این بدان معنا نیست که شرایط بد است، یا اینکه ما با پایبندی به آنها به جای رها کردن کشتی “به کمتر راضی می شویم”. در واقع، پایبندی به کاری که انجام می‌دهید در حالی که تکه‌های خشن را تحمل می‌کنید، قدرت بسیار زیاد شخصیت و همچنین مسئولیت‌پذیری را نشان می‌دهد. این موارد نشان می دهد که به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است.

روابط رو به افول می رود و نیازمند صبر و مراقبت است

رها کردن در بیشتر اوقات منجر به مشکلاتی می شود. این غیرصادقانه و سطحی است که فقط خواهان روابط منصفانه باشیم. زندگی اغلب آشفته و چالش برانگیز خواهد بود. ما باید بتوانیم در مواقع سخت به کسانی که دوستشان داریم برای حمایت تکیه کنیم. این به هر دو صورت است: کسانی که دوستشان داریم باید بدانند که وقتی شرایط سخت می‌شود در کنارشان خواهیم بود، نه اینکه وقتی در پایین‌ترین حد خود هستند، آنها را کنار بگذاریم.

” مانترای مرتبط با عشق رادیکال به خود، شامل کنار گذاری مبارزات طبیعی زندگی، و کنار گذاری شفقت و صبر به نفع کارهای خودخواهانه‌تر است؟ یا اینکه تصور شما از عشق واقعی به معنای پذیرش روزهای سخت همراه با خوبی ها و وفاداری و دوستی در هر سختی است؟ هستی هرگز راهی آسان و بدون فراز و نشیب نخواهد بود. در واقع، این احتمال وجود دارد که زندگی یک فرد معمولی نسبتاً آرام باشد – حتی گاهی اوقات خسته کننده – با مبارزات بیشتر از نقاط بالا.

وقتی با شخص دیگری دچار مشکل می شوید، روابط از «بسیار خوب» به ایده آل تبدیل می شوند. در واقع، از طریق این نوع چالش های زندگی است که شما این فرصت را دارید که برای یکدیگر گام بردارید. از یکدیگر حمایت کنید. حتی برای یکدیگر بجنگید. در مواقع سختی است که با رنگ واقعی دیگران آشنا می شویم. اینجاست که خواهید فهمید آیا فردی که ادعا می کند شما را دوست دارد در کنار شما می ایستد. با شما در جهنم قدم می زند یا در اولین موج گرما به سمت مراتع سبزتر می گریزد.

به کم راضی نباشید گاهی توصیه نادرستی است: نگاهی به روابط

عشق واقعی یعنی پذیرفتن یک شخص به عنوان معجزه شگفت انگیز خلقت که هست. تصور کنید شخص A با شخصی ملاقات می کند و به خاطر او سر به پا می شود (ما از او به عنوان شخص “B” یاد می کنیم). آن‌ها طوری کلیک می‌کنند که انگار برای یکدیگر در نظر گرفته شده‌اند، و با هم کاملاً سعادتمند هستند. آن‌ها همه آن کارهای عاشقانه کوچک احمقانه را انجام می‌دهند که ممکن است در فیلم‌ها چشمانتان به آن‌ها بچرخد. به همدیگر اهمیت می‌دهند. به هم احترام می‌گذارند.

شاید آنها با هم سفر می کنند یا روزهای سختی را پشت سر می گذارند و متوجه می شوند که عشق زندگی یکدیگر هستند. در این مرحله، آن‌ها ممکن است بخواهند با خانواده‌های یکدیگر یا حلقه اجتماعی گسترده‌تر ملاقات کنند – یا فقط برای اینکه همه را بهتر بشناسند، یا به این دلیل که در حال برنامه‌ریزی عروسی یا کارهای دیگری برای جشن عشقشان هستند. گاهی در این شرایط دیگران توصیه های نادرستی دارند. مثلا می گویند ظاهر فرد جذاب نیست. اما غلط است. بسیاری از مردم آنقدر بر ویژگی‌های فیزیکی (موقت) افراد متمرکز هستند که حتی به ذهنشان خطور نمی‌کند که آنها را در سطح عمیق‌تری بشناسند.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
aconsciousrethink

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا