چرا در کار های خود شکست می خوریم؟

چرا در کار های خود شکست می خوریم؟ موفقیت همیشه با شکست آغاز می شود. اگر از نزدیک به برخی از موفق ترین افرادی که تاکنون زندگی کرده اند نگاهی بیندازید ، می فهمید که همه آن ها در زمان طولانی شکست خورده اند. برخی از این افراد با تجربه های گسترده شکست های زندگی روبرو می شدند. اما همه آن ها توانستند اوضاع را برگردانند. گویی کیمیاگر هستند ، شکست را به موفقیت تبدیل می کنند. آن ها چگونه این کار را انجام داده اند؟

آن ها دلایل شکست های خود را کشف کردند ، درسهای مهمی از آن آموختند و نحوه تفکر خود درباره شکست را تغییر دادند. موارد زیر نه تنها دلایل شکست افراد در زندگی را نشان می دهد. همچنین به شما نشان می دهد که چگونه می توانید از این اشتباهات جلوگیری کنید و در عوض چه کاری می توانید برای موفقیت انجام دهید. از همه مهم تر ، این مقاله به شما کمک می کند تا قدرت بزرگ شکست را کشف کنید. همه ما شکست می خوریم. نمی توان جلوی این کار را گرفت. اما ما همیشه این حق را داریم که از این تجربیات (اغلب دردناک) برای تقویت در آینده استفاده کنیم.

موفقیت و شکست در زندگی

اگر به زندگی خود نگاه کنید ، متوجه خواهید شد که هیچ یک از شکست های شما مهلک نبوده است.    “موفقیت نهایی نیست ، شکست کشنده نیست. این شجاعت برای ادامه کار است که مهم است.” وینستون اس. چرچیل!

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

در حالی که همه ما می فهمیم این درست است ، اما مثل آن رفتار نمی کنیم. ما اجازه می دهیم شکست ما را دلسرد کند. در نتیجه ، هرچه بیشتر شکست بخوریم ، دلسردتر می شویم. و از یک نقطه خاص به بعد ، مدام به خود می گوییم: “من در زندگی شکست خوردم”.  هرچه بیشتر آن را تکرار کنیم ، بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنیم. هرگاه آن را باور کنیم ، جهان پیرامون ما این باور را منعکس خواهد کرد.

 “من شکست نخورده ام. من فقط 10،000 راه را پیدا کردم که جواب نمی دهد. ” توماس ادیسون

وقتی با شکست روبرو می شویم ، اصولاً تمام جنبه های منفی ناشی از آن را می بینیم. ما کاملاً بر مزایای عدم موفقیت نظارت می کنیم. بله ، مزایای عدم موفقیت. هر شکست فرصتی برای قدرتمندتر شدن فراهم می کند. شکست فرصتی برای بازگشت قدرتمندتر ، عاقلانه تر و باهوش تر از گذشته است. اما ما باید به طور فعال از این فرصت استفاده کنیم.

اگر این کار را نکنیم ، شکست باعث نابودی ما خواهد شد. تقریباً در همه موارد ، موفقیت نتیجه درست شدن کارها در اولین باری نیست که سعی می کنید. در عوض به تدریج کشف می شود که چگونه کارها انجام نشده است. موفقیت نتیجه قدرت ذهنی است که باید مرتباً انجام دهیم و اشتباه کنیم ، تا زمانی که به نتیجه درست برسیم.

چرا در کار های خود شکست می خوریم؟

همه ما شکست می خوریم. اما همه ما به عقب بر نمی گردیم. در ادامه می توانید مهمترین دلایل شکست در زندگی و آنچه را که می توانید برای موفقیت انجام دهید ، بیابید. شکست دو درس مهم را به ما می آموزد. اولین درس این است که ما کاری کاملاً اشتباه انجام می دهیم. درس دوم فقط به ما نمی آموزد که همیشه می توانیم بر شکست غلبه کنیم.  در درجه اول به ما می آموزد که ما باید برگردیم و به آرزوهای خود ادامه دهیم. اگر این درس ها را یاد نگیریم ، روی زمین دراز می کشیم و نمی دانیم چه اتفاقی افتاده است. در اینجا دلایل شکست مردم در زندگی و آنچه که ما می توانیم برای تغییر آن انجام دهیم وجود دارد.

چرا در کار های خود شکست می خوریم؟ – عدم انضباط شخصی

موفقیت نیاز به نظم و انضباط دارد. به همین ترتیب ، اعمال کنترل بر خود یک نیاز اصلی برای موفقیت است. اگر فاقد انضباط شخصی هستید ، در صورت بروز مشکلات ، خیلی سریع تسلیم می شوید. به همین ترتیب ، کمبود نظم و انضباط باعث می شود که تسلیم وسوسه های کوتاه مدت شوید که شما را به جایی نمی رسانند. اگر بی انضباط هستید ، هیچ دلیلی در فداکاری امروز برای پیشرفت فردا نمی بینید. با این حال ، اگر نظم دارید ، اجتناب از وسوسه و حواس پرتی برای شما بسیار آسان تر خواهد بود. خود کنترلی به شما کمک می کند تا روی اهدافی که دنبال می کنید متمرکز شوید ، حتی اگر این به معنای فداکاری موقتی ، رنج و پرهیز از وسوسه باشد. در واقع ، این وسوسه ها و حواس پرتی ها را همانطور که واقعاً هستند می بینید: موانع راه موفقیت.

چگونه می توان بر عدم انضباط شخصی غلبه کرد؟

مشکل بزرگ در انضباط شخصی این است که روز به روز گسترش می یابد. اکثر مردم به دروغ تصور می کنند برخی با آن به دنیا آمده اند و برخی دیگر نه. این یک باور مهلک است. در واقع ، تنبلی و کمبود قدرت درونی دو عامل عمده ای است که مانع از رشد نظم در بسیاری می شود. اما اگر همچنان از انجام کارهای دشوار که مستلزم داشتن پشتکار ، با اراده و مصمم هستند ، خودداری کنیم ، چگونه باید نظم و انضباط را ایجاد کنیم؟ در تدوین و افزایش تدریج نظم و انضباط خود به تدریج کار کنید. برای مثال می توانید انضباط شخصی بیشتری را ایجاد کنید:

  • افزایش سطح تحمل استرس
  • مراقبه
  • رفع حواس پرتی.
  •  ترک عادت های بد.

چرا در کار های خود شکست می خوریم؟ – عدم پشتکار

شما می توانید با استعداد و باهوش باشید. اما اگر این دو را با پشتکار ترکیب نکنید ، در نهایت شکست خواهید خورد. عدم پشتکار مانع بزرگی برای موفقیت است. بسیاری از افراد فوق العاده با استعداد وجود دارند که بارها و بارها شکست می خورند زیرا بیش از حد به استعداد‌ های خود اعتماد می کنند. آن  ها مایل نیستند تا زمانی که کاملاً بر آنچه انجام می دهند تسلط پیدا کنند از شروع فرایند ها دوری کنند. در عوض ، آنها وقتی کار سخت می شود آن را ترک می کنند.

اگر فکر می کنید که عدم پشتکار باعث شکست شما می شود ، راه هایی را پیدا کنید که زود تسلیم شوید. اگرچه مطمئناً درست است که پشتکار در یک بن بست ، شما را به جایی نمی رساند ، اما اصرار در یافتن رویکردهای جدید و ایجاد تنظیمات است. وقتی با مشکلات و سختی ها روبرو شدید ، پایدار بمانید. برای رسیدن به آرزوهای خود مبارزه کنید ، حتی اگر ناراحت کننده باشد. این که در بن بست گیر کرده اید به این معنی نیست که هیچ راه دیگری برای رسیدن به اهداف شما وجود ندارد.

عدم تمایل به شنا کردن در برابر جریان

شنا با جریان همیشه آسان تر است. اما این شما را به جایی هدایت می کند که بقیه می روند. فقط نتایج مشابهی را به دست خواهد آورد که دیگران می توانند بدست آورند. جامعه طوری طراحی شده است که شما را با جریان آب پیش ببرد ، حتی اگر در آن مهارت ندارید. این تعداد زیادی از موانع را در سر راه کسانی قرار می دهد که می خواهند با عزیمت بر خلاف جریان برای عظمت خود تلاش کنند. مردم به سادگی توسط کسانی که عقاید غالب را به چالش می کشند احساس خطر می کنند.

در عین حال ، جامعه به بسیاری از کسانی که موفق شدند به خلاف جریان بروند ، پاداش زیادی می دهد. بدون این افراد هواپیما ، برق و کامپیوتر وجود نداشت. شهامت دیدار با تصمیماتی را که مغایر نظرات موجود است ، داشته باشید. اگر این کار را در ذات خود انجام می دهید ، در مقابل جریان شنا کنید. آن فعالیتهایی را دنبال کنید که با نقاط قوت و استعداد ذاتی شما همسو باشد.

چرا در کار های خود شکست می خوریم؟ – عدم برنامه ریزی

اگر برنامه مناسبی نداشته باشید ، احتمال موفقیت در زندگی کمتر است. مهم نیست که این طرح ناقص است یا اینکه قرار نیست دقیقاً همانطور که برنامه ریزی شده کارها پیش برود. همه آنچه مهم است این است که شما یک برنامه داشته باشید. این به شما کمک می کند تا تمام اقدامات خود را در یک جهت هدایت کنید. بدون داشتن یک برنامه مشخص ، به احتمال زیاد به چپ ، راست ، جلو و عقب خواهید رفت ، اما هرگز به اهداف خود نزدیک نخواهید شد.

اهمیت برنامه ریزی توسط تحقیقات علمی پشتیبانی می شود که نشان می دهد کارآفرینان در صورت ایجاد یک برنامه ، کمتر دچار شکست می شوند. برنامه های قابل دستیابی ، قابل اندازه گیری ، خاص و محدود به زمان را تدوین کنید. قبل از شروع به دنبال کردن هدفی خاص ، با احتیاط فکر کنید. برنامه هایی ایجاد کنید که در مرحله بعد چه کارهایی باید انجام دهید و در صورت مواجه شدن با مشکلات چگونه باید آنها را پاسخ دهید. برنامه های خود را مرتباً به روز کنید و در صورت لزوم تنظیمات خود را انجام دهید.

 ترس از شکست

ترس از شکست ما را فلج می کند. این باعث می شود که ما در استفاده از فرصت های سودمند بی میل باشیم. ما از شکست می ترسیم ، به همین دلیل است که حتی تلاش نمی کنیم. اما آیا این بزرگترین شکست نیست؟ آیا تلاش بدتر از شکست نیست؟

  “فقط کسانی که جرات شکست بزرگی دارند می توانند به موفقیت بالایی دست پیدا کنند.”  رابرت اف کندی

از شکست نترسید. از نداشتن شهامت تلاش بترسید. مهم است که درک کنیم ترس از شکست یک مانع اصلی در راه موفقیت است. با غلبه بر آن می توانید گام مهمی در مسیر درست بردارید. پیشرفت را فقط می توان با برداشتن یک گام به مرحله دیگر انجام داد. تنها چیزی که مهم است این است که شما دوباره بلند شوید و به راه رفتن ادامه دهید.دشکست را چیزی نبینید که برای تنبیه شما طراحی شده است. در عوض ، از درسهایی که از همه ناکامیهای خود آموخته اید استفاده کنید تا با عزم راسخ بیشتری آرزوهای خود را دنبال کنید

چرا در کار های خود شکست می خوریم؟ –  بیش از حد خیلی سریع خواستن

تعداد زیادی از مردم آرزو دارند که بزرگترین چیزها را انجام دهند. آنها اهداف فوق العاده چالش برانگیزی را تعیین می کنند ، اما وقتی متوجه می شوند کوهی که در مقابل آن ایستاده اند به آسمان بلند مشابه است ، به سرعت ترسیده می شوند. در نتیجه ، آنها به دلیل عدم نتیجه سریعاً دلسرد می شوند. اینها افرادی هستند که (به صورت تصویری) برای یک ساعت پیاده روی می کنند ، تا متوجه شوند که فاصله تا بالای کوه کمتر نشده است ، به همین دلیل آنها منصرف می شوند.

هدف بالا و رویای بزرگ داشتن مشکلی ندارد. در بعضی موارد ، ممکن است با هدف قرار دادن بیش از حد بالا ، خود را برای یک سقوط طولانی و سخت آماده کنید. اما به طور کلی ، این شما را تشویق می کند که سخت تلاش کنید و برای عظمت تلاش کنید. مشکل اصلی در هدف بالا است که بدون در نظر گرفتن فداکاری ، تلاش و کاری که هر روز برای رسیدن به هر مکانی نزدیک به اهداف خود طول می کشد. در راستای این تفکر ، اگر به ستاره ها فکر کنیم ، بدون فکر کردن در مورد ایجاد وسیله حمل و نقل مناسب که ما را به آنجا برساند ، یک مشکل عظیم است.

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
planetofsuccess.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا