دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان

تحقیقات نشان می دهد که دلبستگی برای سلامت روان مهم است. برای کسانی که با سبک دلبستگی ناایمن زندگی می کنند، روابط می توانند چالش هایی را ایجاد کنند، اما امید وجود دارد. به عنوان انسان، ما برای ایجاد ارتباط آفریده شده ایم. اما برای بسیاری، به این سادگی نیست. روابط می تواند احساسات پیچیده ای مانند اضطراب، بی اعتمادی و حتی ترس را ایجاد کند. در این نوشته از وب سایت همکده می خواهیم بدانیم دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان چگونه شرایط را چالش برانگیز می کند. اگر در زندگی خود دچار مشکل هستید می توانید با مشاوره حضوری یا مشاوره تلفنی روان شناسی با ما در همکده همراه شوید.

تئوری دلبستگی

“نظریه دلبستگی” یک مفهوم روانشناختی بسیار خوب تحقیق و پذیرفته شده است که توضیح می دهد که انسان ها الگوهای رابطه را از بدو تولد بر اساس هماهنگی عاطفی مداوم، پاسخگویی و همدلی مراقبان اولیه می آموزند. خیلی ساده، نحوه تعامل والدینتان با شما به شیوه‌های عاطفی و غیرکلامی در زمانی که شما خیلی جوان بودید، منشأ بهزیستی عاطفی است. دلبستگی چنان تأثیر قدرتمندی دارد که نشان داده شده است که ساختار مغز را تغییر می دهد، که عملکرد مغز را در طول زندگی تغییر می دهد.

دلبستگی ایمن

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

ما می خواهیم بدانیم که چرا دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان است؟ از این رو نکات مهمی را در این زمینه و خصوصا در ارتباط با دلبستگی ایمن بررسی می کنیم. هنگامی که شیوه‌های فرزندپروری بهینه مورد استفاده قرار می‌گیرد، رشد مطلوب کودک اتفاق می‌افتد که منجر به ایجاد رابطه دلبستگی یا پیوند امن کودک با والدینش می‌شود. الگوی دلبستگی ایمن به کودک می آموزد که مراقبت را بپذیرد و حس ارتباط با دیگران را در خود ایجاد کند. این به کودک کمک می کند تا الگوی مثبتی از احساس شخص دیگری نسبت به خود و باور پایدار به عزت نفس بیاموزد. پیش‌بینی می‌کند که یک فرد احتمالاً به فردی تبدیل می‌شود که روابط سالم و محبت آمیزی با دیگران و با خودش دارد.

رابطه دلبستگی یک مکانیسم تعاملی برای ایجاد سطوح بالای عاطفه مثبت است: شادی، لذت، علاقه و هیجان. این احساسات بر مبنای رویکرد هستند. بر عکس احساساتی مانند ترس. دلبستگی ایمن به فرد تجربه روابط اعتماد را می دهد، که به او کمک می کند دیگران را امن و منبع آرامش و مراقبت بداند، نه صرفا طرد شدن و درد. این دیدگاه منجر به توانایی ایجاد احساس همدلی و کنترل پرخاشگری می شود. برای سلامت روان مهم است، کسانی که وابستگی ایمن به مراقبین را تجربه می کنند، بیشتر قادر به ایجاد دلبستگی به خود یا پذیرش خود هستند. آنها می توانند انتقاد بشنوند و می توانند درگیری را در روابط بدون واکنش بیش از حد با ترس و احساسات تحمل کنند. به سادگی، آنها می توانند شرم را به روش های سالم تحمل کنند.

الگوهای دلبستگی ناامن – دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان

در مقابل، اگر والدینی از نظر عاطفی یا جسمی در دسترس نباشند و نتوانند یک پیوند قوی و محبت آمیز با نوزاد ایجاد کنند، کودک می آموزد که اگر گریه کند هیچ کس برای کمک به او وجود ندارد. قطع ارتباط با دیگران، سیگنال خطر نهایی برای یک کودک درمانده است. آن کودک می تواند اضطراب یا حتی وحشت اولیه را در رها شدن ایجاد کند. علاوه بر این، هنگامی که در این مواقع وحشت دارد، استرس کودک توسط والدین که در دسترس نیستند، تنظیم نمی شود. این به کودک می آموزد که به راحتی در ترس برانگیخته شود، و در عین حال به او کمک نمی شود تا مهارت های خود را برای تسکین خود یا روی آوردن به دیگران برای آرامش بخشد.

«وابستگی ناایمن» در دوران کودکی به ترس و واکنش عاطفی منجر می‌شود، زمانی که فرد احساس می‌کند حتی در اواخر زندگی او رها یا طرد می‌شود. در نهایت، ممکن است ترس عمیقی ایجاد شود که او ناکافی و دوست داشتنی نیست. محققان معتقدند که حساسیت به طرد از روابط اولیه دلبستگی و طرد شدن والدین ناشی می شود. اگر کودک بیاموزد که روابط را تهدیدآمیز ببیند، به طور مداوم خود را خارج از گروه اجتماعی و منزوی می بیند. چه چیزی شرم آورتر و ترسناک تر از احساس دوست نداشتن و ناخواسته بودن توسط گروه اجتماعی کلیدی خود – خانواده است؟ متأسفانه، کسانی که وابستگی ناایمن دارند، نمی توانند دلبستگی ایمن به خود ایجاد کنند، بنابراین مهارت های عاطفی برای آرامش واقعی خود و تنظیم احساسات خود را ندارند.

پاسخ به دلبستگی های نا امن

به نظر می رسد کودکان و بزرگسالان دو پاسخ اصلی به پریشانی دلبستگی ناایمن دارند. این موارد نشان می دهد که چرا دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان است. پاسخ های اصلی عبارتند از:

  • اجتناب یا کناره گیری
  • چسبیدن یا تعقیب مضطرب گونه

وضعیت دلبستگی اجتنابی یا کناره گیری پاسخی سازگارانه به روابطی است که تهدیدآمیز یا رد یا چنین تصور می شود. در الگوهای دلبستگی اجتنابی، کودک می آموزد که احساسات را بی حس کند یا به سمت درون بچرخد تا پرورش عاطفی پیدا کند، نه اینکه برای امنیت، مراقبت و درک به دیگران مراجعه کند. از آنجایی که آنها در آغاز ترس از آسیب پذیری در روابط هستند، منبع کلیدی حمایت اجتماعی و عاطفی و آرامش بخشی را که برای انسان ضروری است از دست می دهند.

در موارد شدید، افراد در تلاش برای مدیریت احساس تهدید دیگران به طور کامل از جامعه کنار می‌روند. الگوهای دلبستگی چسبیده، تعقیب یا مضطرب خود توصیف می شوند و عمدتاً از طریق رفتارهای ترسناک جستجوی ارتباط و نزدیکی یا ترس بیش از حد از از دست دادن رابطه قابل شناسایی هستند. در بزرگسالان این می تواند به صورت رفتارهای مطیع یا سلطه گرانه، ناتوانی در تنها ماندن ظاهر شود.

دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان – دلبستگی ناایمن و هوش هیجانی

با فقدان دلبستگی، فرد تا حدودی در یادگیری صحبت کردن با زبان عواطف ناکام می ماند – راه ناگفته و صمیمانه ای که انسان ها به دنبال آن هستند و به یک حس عمیق تعلق و پذیرش دست می یابند. افراد دلبسته ناایمن ممکن است تمایل کمتری به احساس همدلی و شفقت نسبت به یک شریک مضطرب داشته باشند. در حالی که تمرکز خودگرایانه یک فرد مضطرب بر تهدیدهای شخصی و نیازهای ارضا نشده دلبستگی ممکن است منابع مهمی را از توجه نوع دوستانه به نیازهای شریک زندگی دور کند، عدم آسایش فرد اجتنابی با نزدیکی و الگوهای منفی دیگران ممکن است با تمایلات نوع دوستانه تداخل کند و از پاسخ های دلسوزانه به یک فرد اجتنابی جلوگیری کند.

چرا دلبستگی مهم است؟

نظریه دلبستگی برای اولین بار در دهه 1950 توسط روانشناس جان بولبی ایجاد شد. به طور خلاصه، نظریه دلبستگی استنباط می‌کند که روابطی که با مراقبان خود دارید می‌تواند راه را برای روابطی که در بزرگسالی دارید هموار کند. لیزا گلد، مددکار اجتماعی بالینی دارای مجوز در شهر نیویورک، می‌گوید: وقتی سبک دلبستگی ایمن دارید، روابط را رضایت‌بخش می‌یابید. که این معنای زیر را می دهد:

  • با آسیب پذیری احساس راحتی کنید
  • نیازهای خود را آشکارا بیان کنید
  • به سرعت از ناامیدی به عقب برمی گردید
  • تعادل را در روابط خود پیدا کنید
  • تعارض را به طور موثر حل کنید
  • احساسات خود را قاطعانه بیان کنید

چرا دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان است که می تواند موارد فوق را با قدرت به شما ارائه کند.

اختلالات دلبستگی چیست؟

اختلالات دلبستگی با دلبستگی ایمن متفاوت است. آنها معمولا در دوران کودکی شروع می شوند. هنگامی که فردی زیر 18 سال دارای مشکلات بین فردی است، ممکن است به اختلال دلبستگی تشخیص داده شود. معمولاً به این معنی است که یک کودک سازگاری قابل اعتماد و مداوم و پاسخ‌دهی عاطفی را از جانب یک مراقب اصلی یا یک شخصیت دلبستگی قابل‌توجه دیگر تجربه نکرده است که به او امکان می‌دهد دنیای بین‌فردی خود را به‌عنوان ایمن و احتمالاً برای برآوردن نیازهای عاطفی و فیزیکی خود تجربه کند. برخی از مهم ترین اختلالات دلبستگی عبارتند از:

اختلال دلبستگی واکنشی

کودکانی که با اختلال دلبستگی واکنشی (RAD) زندگی می کنند ممکن است در برقراری روابط نزدیک با مراقبان و همسالان دچار مشکل شوند. یک مطالعه سال 2019 نشان می دهد که می تواند ناشی از بی توجهی شدید یا سوء استفاده در خانه باشد.

اختلال درگیری اجتماعی مهار نشده (DSED)

کودکانی که با اختلال درگیری اجتماعی مهار نشده (DSED) زندگی می‌کنند، ممکن است احساس «خطر غریبه» نداشته باشند. آنها ممکن است با بزرگسالانی که قبلاً ندیده‌اند احساس راحتی کنند یا با افرادی که نمی‌شناسند سرگردان باشند. در حالی که DSED هنوز به خوبی درک نشده است، یک مطالعه در سال 2018 با بررسی سیر علائم DSED در کودکان نشان داد که ممکن است در کودکانی ایجاد شود که نیازهای جسمی یا عاطفی خود را توسط مراقبان خود کامل حس نمی کنند.

سبک های دلبستگی – دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان

چهار سبک دلبستگی برای بزرگسالان وجود دارد. این موارد عبارتند از:

  • امن: شما هم با صمیمیت و هم با فضاهای مختلف از جانب عزیزانتان احساس راحتی می کنید.
  • مضطرب-مشغول: ممکن است در مورد اینکه دیگران شما را ترک می کنند احساس نگرانی کنید، ترس شدیدی از طرد شدن داشته باشید یا آرزوی تایید دیگران را داشته باشید.
  • طرد کننده-اجتناب کننده: ممکن است از نزدیک شدن به دیگران احساس ناراحتی کنید، در بیان احساسات خود مشکل داشته باشید یا تمایل شدیدی به زمان تنهایی داشته باشید.
  • ترسناک-اجتناب کننده: ممکن است بین میل شدید به نزدیکی عاطفی به دیگران و نیاز به فاصله گرفتن از آنها در نوسان باشید.

سه مورد آخر «وابستگی های ناایمن» در نظر گرفته می شوند، یک اصطلاح چتر برای توصیف مشکلات بین فردی و ترس در روابط در بزرگسالی. افرادی که با سبک دلبستگی ناایمن زندگی می‌کنند ممکن است در ایجاد پیوندهای ایمن، قابل اعتماد و پایدار با دیگران دچار مشکل شوند.

ارتباط اختلالات دلبستگی با دلبستگی ناایمن چگونه است؟

همان طور که اشاره شد دلبستگی یک عامل کلیدی در سلامت روان است. اما ارتباط اختلال ها با مدل نا ایمن چیست؟ کارشناسان معتقدند که اختلالات دلبستگی در دوران کودکی زمینه ساز دلبستگی های ناایمن در بزرگسالی است. روابط اولیه ما با شخصیت‌های دلبستگی اولیه‌مان به‌عنوان یک «طرح‌نامه» عمل می‌کند که سپس در طول زندگی‌مان از آن برای پیش‌بینی اینکه دیگران چگونه ما را دریافت می‌کنند، به ما پاسخ می‌دهند و نیازهای عاطفی و فیزیکی ما را برآورده می‌کنند، استفاده می‌کنیم.

اگر تجربیات اولیه در دوران کودکی داشته باشیم که منجر به سبک‌های دلبستگی ناایمن می‌شود، اغلب آن را در «طرح‌نامه» خود با خود حمل می‌کنیم و سپس ناخودآگاه یا آگاهانه می‌توانیم خودمان را در حال بازنمایی همان الگوهای دلبستگی ناایمن در روابط بزرگسالان خود ببینیم.

چگونه یک سبک دلبستگی ناایمن بر سلامت روان شما تأثیر می گذارد؟

سبک دلبستگی شما می تواند از طرق مختلفی بر سلامت روان شما تأثیر بگذارد. تحقیقات نشان می‌دهد که سبک دلبستگی ناایمن می‌تواند خلق و خوی شما، نگاه شما به خودتان و نحوه مقابله شما را شکل دهد. سبک های دلبستگی ناایمن با موارد زیر بر شما تاثیر دارند:

  • اضطراب
  • افسردگی
  • بیش جنسی
  • افزایش استفاده از رسانه های اجتماعی
  • عدم اعتماد به دیگران
  • تنهایی
  • کاهش عزت نفس
  • انزوای اجتماعی
  • عدم اطمینان در روابط

شما مجبور نیستید به تنهایی از این طریق عبور کنید. اگر روابط چالش‌های مهمی برای شما ایجاد می‌کند، به یک متخصص سلامت روان متخصص در نظریه دلبستگی مراجعه کنید. با حمایت، بینش و تجارب عاطفی اصلاحی، می‌توانیم الگوهای دلبستگی را تغییر دهیم و به برقراری مجدد احساس امنیت و امنیت فردی کمک کنیم.

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
psychcentral

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا