پاسخ سازنده فعال چیست؟

چقدر مثبت می‌شویم زمانی که افراد مهم ما چیزی را با ما به اشتراک می‌گذارند که با اشتیاق بیان می‌کنند و به شدت در مورد آن احساس خوبی دارند؟ هدف این مقاله روشن کردن این موضوع است که چگونه آنچه ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، نه تنها در واقع بسیار معنادار و گویا است، بلکه طیف وسیعی از پیامدها را بر رفاه رابطه و طرف‌های درگیر دارد. در ادامه این نوشته از وب سایت مرکز مشاوره همکده می خواهیم بدانیم پاسخ سازنده فعال چیست؟ اگر می خواهید به نتیجه مثبتی در زمینه های مختلف روان شناسی برسید می توانید از طریق مشاوره تلفنی روان شناسی یا مشاوره حضوری با متخصصان ما در همکده در ارتباط باشید.

خرابکاری در شادی دیگران

این بحث باعث می شود تا تمرکز خود را بر نحوه ارتباط با دیگران و پاسخ به نیازها و انتظارات آنها از ما محدود کنیم. این موضوع به ویژه در روابط عاشقانه صمیمی حساس است، زیرا خلق و خوی بین هر دو شریک مسری است. در مقدمه این مقاله، اشاره کردم که ممکن است همیشه آنقدر که شریک زندگی‌مان چیزی را به اشتراک می‌گذارد که مشتاق است، اشتیاق نشان ندهیم. ممکن است به این دلیل باشد که روحیه ما ضعیف است، یا به سادگی، حوصله یا همدلی برای ارائه پاسخ مناسب تری به اشتیاق شریک زندگی خود نداریم.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

یا از آنجایی که مستقیماً ما را درگیر نمی کند، به سادگی به اندازه کافی حرکت نمی کند، و به نظر ما تلاش برای پاسخ دادن به روشی که به نسبت مثبت باشد، ممکن است اسراف و غیر معتبر باشد. شاید همین جاست که باید بدانیم منظور از پاسخ سازنده فعال چیست؟

برخی توضیحات روشن می کند که چرا، گاهی اوقات، بدون هیچ دلیل به ظاهر قابل توضیحی، یک نفر داوطلبانه تصمیم می گیرد روحیه شریک خود را خراب کند. آنها ممکن است با خبرهای خارق‌العاده یا به سادگی، با یک ذهنیت مثبت به خانه آمده باشند، در حالی که ما، از طرف دیگر، احساس غمگینی، مشغول شدن به چیزی یا حتی به طور کلی فرسودگی کرده‌ایم. شریک زندگی ما لبخند می زند و به پیش می رود. او پر از هیجان است. نیروی غیرقابل کنترلی کنترل حواس منطقی ما را به دست می گیرد و ما را وادار می کند که با برخی اظهارات ابلهانه و انتقادی یا با نگاهی آغشته به بی تفاوتی، حال را به هم بزنیم. احساسات شاد شریک زندگی بلافاصله متوقف می شود. آنها منفی بودن را که از ما تراوش می‌کند احساس می‌کنند و با درگیری یا صرفاً دور شدن به آن پاسخ می‌دهند.

چه اتفاقی افتاده است؟

با نگاهی به پاسخ سازنده فعال می خواهیم بدانیم چه اتفاقی در این مسیر رخ داده است؟ نحوه واکنش عاطفی ما در این نوع موقعیت‌ها، یعنی که در آن کسی چیزی برای به اشتراک گذاشتن با ما با اشتیاق زیاد دارد، اما اینکه ما با خصومت واکنش نشان می‌دهیم، گویای سبک‌های دلبستگی ما است. در ظاهر، به نظر می رسد که ما به سادگی شبیه یک هیولا هستیم. اما، اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، ممکن است تصویری قابل درک‌تر و نه کمتر تأسف‌آور ظاهر شود. ما به این ترتیب عمل می کنیم زیرا روحیه شاداب و سرزنده شرکای ما می تواند مانعی برای برقراری ارتباط باشد. می ترسیم که شادی فعلی آنها نتواند شرم یا مالیخولیا، نگرانی یا تنهایی را که در حال حاضر ما را در بر گرفته است، باز دارد. ما سعی می کنیم روحیه آنها را بشکنیم، زیرا از تنهایی می ترسیم.

در این مثال، شادی دیگری به عنوان شکل ظریفی از خیانت تجربه می شود، انکار همدلی که زمانی با ما پذیرفته بودند، که آنها را به نوعی انسان تبدیل می کند که ما احساس می کنیم ممکن است هرگز با او آشنا نشده باشیم. اگر شادی دیگری باعث می‌شود ما احساس ناراحتی کنیم، به این دلیل است که ممکن است مجبور باشیم به طور مثبت این واقعیت را بپذیریم که چیزی بیرونی، که توسط ما تحریک نمی‌شود، یک واکنش هیجان‌انگیز آشکار را برمی‌انگیزد. دلیل این که چرا بازی با چنین درک، چنین خصومتی را برمی انگیزد، از این ترس ناشی می شود که ممکن است دیگر در مرکز هیجان آنها و یا عشق آنها نباشیم. از آنجایی که ممکن است ما به طور مضطرب دلبسته باشیم، این فکر که آنها شاید کشف کرده اند که ما خوب نیستیم باعث وسواس می شود.

چه استدلالی در کنار پاسخ سازنده فعال آورده می شود؟

با جزئیاتی که توضیح داده شد، به این ترتیب، در اوج شادی آنها، ما دچار وحشت می شویم: ممکن است اکنون لحظه انتخابی برای آنها باشد که ما را رها کنند و پس از دیدن آسیب پذیرترین قسمت های خودمان که شاید قدرت آن را نداشتیم، ما را تنها بگذارند. به عبارت دیگر، استدلال خراب‌کننده یک درخواست کاملاً متناقض برای عشق است که یک طرف را از لطافت و بینش مشترکی که میل می‌کنند دور می‌کند. آنها کودکانه، اما صمیمانه نگران هستند که مبادا شادی ما به قیمت آنها تمام شود و از طریق منفی بافی بی‌رحمانه‌شان، به شیوه‌ای درهم و دیوانه‌کننده، از ما برای اطمینان التماس می‌کنند.

این یک عذرخواهی برای اشکال ارتباطات و پاسخگویی نیست که ظاهراً منطق را به چالش می کشد. در عوض، قصد دارد در مورد یک مورد تکرار شونده در زندگی اجتماعی که ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد. در عین حال، همانطور که خواهیم دید نقش مهمی در پایداری هر رابطه ایفا می‌کند، باب گفتگو باز کند. این به این دلیل است که انواع مختلف پاسخ‌ها مستقیماً با سبک‌های دلبستگی مرتبط هستند.

بزرگسالان با دلبستگی های ناایمن تمایل دارند زمانی که شرکای خود جزئیات یک رویداد مثبت زندگی را به اشتراک می گذارند، به طور “منفعلانه” یا “مخرب” پاسخ دهند. چنین پاسخ‌هایی تنها اثر تقویت وابستگی‌های ناایمن را دارند. زیرا نمی‌توانند احساس عمیقی از امنیت عاطفی را که در غیر این صورت مطلوب بود، به طرف مقابل ارائه کنند.

سبک های دلبستگی در روابط بزرگسالان

پاسخ سازنده فعال در رابطه با سبک های دلبستگی مرتبط است. اما منظور از سبک دلبستگی چیست؟ نحوه واکنش ما به رویدادهایی که در زندگی عزیزانمان رخ می دهد تا حد زیادی به سبک دلبستگی ما بستگی دارد. اینها از مجموع انتظارات، نیازها، عواطف و رفتارهای رابطه‌ای تشکیل می‌شوند که از درونی‌سازی یک تاریخ خاص از تجربیات دلبستگی پدید می‌آیند. در حالی که آنها در دوران کودکی رشد می کنند و با واسطه ارتباطی که ما با مراقب خود داریم (مراقب یک شخصیت نمادین است؛ در جامعه غربی کودکان معمولاً در خانواده های هسته ای بزرگ می شوند، در سایر زمینه های اجتماعی-فرهنگی، اینها توسط جامعه بزرگ می شوند.)، و همچنین در طول زندگی بزرگسالی ما گسترش می یابند.

بولبی، که برای اولین بار تئوری سبک های دلبستگی را در رابطه با ماهیت رابطه شیرخوار-مراقب ایجاد کرد، در مراحل بعدی زندگی خود استدلال کرد که این تجربیات انسانی «از گهواره تا گور» شکل گرفته است. در واقع، در دهه 1980، هازان و شاور (1987) این ارتباط را گسترش دادند. زیرا نشان دادند که پیوندهایی که بین شرکای عاشقانه بزرگسال ایجاد می شود به همان سیستم انگیزشی مربوط می شود که باعث ایجاد پیوند عاطفی بین نوزادان و مراقبان آنها می شود. به عبارت دیگر، رفتار و میزان در دسترس بودن عاطفی بزرگسال مراقبت کننده اثرات بازدارنده بر کودک خواهد داشت.  تعدادی از پاسخ های مقابله ای را به منظور هدایت و درک رابطه با مراقب ایجاد می کند.

انتقال مکانیسم های مقابله ای

پاسخ سازنده فعال می تواند در بخش های مختلف خود را نشان دهد. اینکه ما در کودکی چقدر احساس دوست داشتن یا دوست نداشتن داریم عمیقاً بر شکل گیری عزت نفس و پذیرش خود تأثیر می گذارد. نحوه جستجوی عشق و اینکه آیا احساس می کنیم بخشی از زندگی هستیم یا بیشتر شبیه یک فرد خارجی هستیم، شکل می دهد. اتفاقی که می افتد این است که وقتی بچه ها بالغ می شوند. مکانیسم های مقابله ای را که در دوران کودکی ایجاد کرده بودند به روابط عاشقانه خود منتقل می کنند. از آنجایی که پیوندی که کودک با مراقب خود تجربه می کند بسیار قوی است و به عنوان “عشق” تجربه می شود، تمایل بزرگسالان – و همچنین به طور کلی علت بدبختی آنها – این است که آنها به دنبال شریکی می گردند که بتواند همان رفتاری را که برای آنها در کودکی با مراقبان بود ارائه دهد.

اکثر ما در مورد اینکه یک رابطه ایده آل از چه چیزی تشکیل می شود، دیدگاه های قوی داریم. اما تعداد کمی از آنها می‌دانند که دلیل اینکه اینها هرگز محقق نمی‌شوند این است که به‌جای جستجوی شرکای قوی‌تر، با اعتماد به نفس و مستقل‌تر، به دنبال شخصیت‌های ناکارآمد، ناایمن و پر از اضطراب هستند، فقط به این دلیل که نسخه عشق آنها آشنا به نظر می‌رسد. این البته می‌تواند آسیب زیادی به همراه داشته باشد و دفاع فرد را تشدید کند، زیرا در حالی که سبک‌های دلبستگی در دوران کودکی شکل می‌گیرند، در زندگی بزرگسالی یا تقویت می‌شوند یا تغییر می‌کنند.

سبک های دلبستگی و پاسخ سازنده فعال

در مجموع چهار سبک دلبستگی در روابط عاشقانه وجود دارد.

  • امن است
  • با مشغله – مضطرب
  • ترسناک-اجتناب کننده
  • اخراج کننده-اجتناب کننده

ویژگی های افراد مختلف

یک فرد به طور ایمن دارای ویژگی های زیر است:

  • دید مثبت نسبت به خود و دیگران.
  • سطوح پایین اضطراب و درگیری عاطفی فعال با دیگران.
  • از مراجعه به دیگران برای حمایت و مشاوره دریغ نمی کند.
  • با وابستگی مشکلی ندارد.
  • با گذراندن وقت به تنهایی راحت است.
  • روابط عاشقانه موفق و پربار.

فرد مضطرب با مشغله دارای ویژگی های زیر است:

  • دیدگاه منفی نسبت به خود اما نظر مثبت نسبت به دیگران.
  • سطح اضطراب بالا در حالی که به دنبال صمیمیت عاطفی هستید.
  • ترس از اینکه افرادی که به آنها وابسته هستند ممکن است در صورت نیاز در دسترس نباشند یا آنها را رها کنند.
  • به دیگران نیاز دارید تا احساس کامل بودن یا «رستگاری» کیند.
  • به طور کلی نسبت به شرکای خود چسبنده، حسود، خواستار و مالکیت طلب هستند.

یک فرد طرد کننده ویژگی های متضاد دومی را نشان می دهد:

  • نظر بالایی نسبت به خودش اما بی اعتمادی عمومی نسبت به دیگران.
  • خود را از نظر عاطفی خودکفا و مستقل بدانند.
  • تنهایی را بر شرکت ترجیح می دهد.
  • از روابط صمیمانه، چه به دلیل بی توجهی واقعی و چه به دلیل مکانیسم دفاعی در برابر احتمال طرد شدن، اجتناب می کند.
  • با وجود تمایل به یک رابطه عاشقانه، در حفظ یک رابطه طولانی مدت مشکل دارد.
  • قادر به تصدیق نیازهای سرکوب شده خود و شرکای خود نیستند.

یک فرد ترسو با نگاهی به پاسخ سازنده فعال، در نهایت، ویژگی های زیر را نشان می دهد:

  • ترکیبی از عزت نفس پایین و برداشت منفی از دیگران.
  • الگوهای اجتنابی و اضطرابی بالا.
  • واکنش تدافعی به عشق که منجر به رفتاری غیرقابل پیش بینی عاطفی می شود.
  • ترس از آسیب دیدن اگر خیلی به کسی نزدیک شوند.
  • تمایل به چسبیدگی به شریک زندگی خود در صورت طرد شدگی.

بهبود شرایط پاسخ سازنده فعال بودن

در مجموع، بخش بزرگی از جمعیت – 42٪ باید با اشکال نسبتاً ناکارآمدی از خویشاوندی دست و پنجه نرم کنند. اگر به آنها توجه نشود، می تواند اثرات مخربی بر دوستی، خانواده و روابط داشته باشد. دانستن اینکه فرد در چه موقعیتی قرار دارد می‌تواند اولین گام برای کار کردن به سمت شکلی سالم‌تر از تفکر درباره خود، یا حتی رمزگشایی بهتر از سبک‌های ارتباطی مرموز عزیزانمان باشد.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
positivepsychology

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا