ترومای دوران کودکی

ما اغلب می توانیم ارتباط تجربیات دوران کودکی خود را دست کم بگیریم. ما همچنین می‌توانیم تأثیر تجربیات دوران کودکی بر ما را در بزرگسالی دست کم بگیریم. دوران کودکی ستونی را تشکیل می دهد که ما شخصیت خود را بر آن بنا می کنیم. این روش ما برای درک دنیای اطرافمان، روابط، احساسات و افکارمان است. ترومای دوران کودکی بیشتر از آن چیزی که فکر می کنیم رخ می دهد. بسیاری از بزرگسالان این تروما را تجربه می کنند. در ادامه این نوشته با بررسی ترومای دوران کودکی، در صورت نیاز می توانید از مشاوره تلفنی روان شناسی یا مشاوره حضوری همکده استفاده کنید.

نگاه اولیه بر ترومای دوران کودکی

وقتی ما بچه‌های کوچک هستیم، معمولاً درک روشنی از آنچه در حال وقوع است و اینکه چگونه ممکن است تأثیر آسیب‌زا بر روی ما در دوران رشد داشته باشد، نداریم. اما در واقعیت، ما دائماً در معرض احتمال یک رویداد آسیب زا هستیم. وقتی بالغ هستیم می‌توانیم درکی از تأثیر بالقوه آن بر ما داشته باشیم. ما همچنین می‌توانیم ارزیابی کنیم که چگونه یک درمانگر حرفه‌ای می‌تواند به ما در حل آن کمک کند. برای درک اینکه ترومای دوران کودکی چیست و چگونه می تواند بر ما تأثیر بگذارد، از ابتدا شروع کنیم.

ترومای دوران کودکی چیست؟

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

ترومای دوران کودکی زمانی اتفاق می افتد که کودکان در معرض رویدادهای ناراحت کننده یا دردناک عاطفی قرار می گیرند. این می تواند شامل رویدادهایی مانند مرگ واقعی یا تهدید شده، آسیب جدی یا خشونت جنسی باشد. ترومای دوران کودکی نه تنها زمانی رخ می دهد که کودک خودش یک رویداد را تجربه کند، بلکه زمانی که کودک در معرض حوادث آسیب زا قرار می گیرد نیز رخ می دهد. این شامل تجربه قرار گرفتن در معرض مستقیم تروما، مشاهده تروما یا قرار گرفتن در معرض تروما است. انواع رایج تروماهای دوران کودکی در کودکان عبارتند از:

  • بدرفتاری با کودک (سوءاستفاده، بی توجهی)
  • قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی
  • قلدری
  • خشونت جامعه
  • تصادفات وسایل نقلیه موتوری
  • بلایای طبیعی

این آسیب ها می تواند منجر به پریشانی شود. اختلالات سلامت روان مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSS) و سندرم استرس پس از سانحه (PTSD) می توانند ایجاد شوند.

تجربیات نامطلوب دوران کودکی چیست؟

ترومای دوران کودکی می تواند برای هر فرد متفاوت از دیگری باشد. هر فردی منحصر به فرد است و ما با اتفاقات سخت متفاوت کنار می آییم. با این حال، رویدادهای خاص پتانسیل آسیب زا بودن را دارند. اینها تجربیات نامطلوب دوران کودکی (ACE) هستند. ACE ها تجربیات منفی هستند که تأثیر منفی ماندگاری بر رفاه و سلامت کودکان می گذارند. نمونه هایی از ACE ها شامل بدرفتاری، سوء استفاده، بی توجهی یا زندگی در یک محیط مضر است. تجربه یک اتفاق نامطلوب دوران کودکی اثرات منفی پایداری دارد.

  • سلامت جسمانی: به عنوان مثال می توان به چاقی، دیابت، بیماری قلبی، سرطان و سایر عوامل استرس زای سلامت اشاره کرد
  • رفتارها: مثلاً مصرف الکل و مواد مخدر، اختلالات خوردن، سوء مصرف مواد یا اختلالات مصرف مواد
  • پتانسیل زندگی: به عنوان مثال می توان به موفقیت تحصیلی، روابط یا مشاغل اشاره کرد

ACE ها از نظر اجتماعی، عاطفی و شناختی بر کودکان تأثیر می گذارد. در حالی که بسیار چالش برانگیز است، غلبه بر ناملایمات دوران کودکی و آسیب های روانی کودک امکان پذیر است.

آسیب های مختلف دوران کودکی

در ادامه و با نگاهی بر ترومای دوران کودکی، ما به بررسی آسیب های ارائه شده در دوران کودکی می پردازیم. این موارد به شرح زیر هستند:

سوء استفاده فیزیکی یا جنسی

این نوع تروما می تواند نه تنها آسیب جسمی به کودک وارد کند، بلکه باعث آسیب روانی نیز می شود که می تواند تا سال ها پس از وقوع آن ادامه یابد. آزار جسمی شامل هر نوع خشونت فیزیکی علیه کودک است. گاهی اوقات توسط بسیاری از بزرگسالان به عنوان یک “معیار انضباط” پنهان می شود. گاهی اوقات، ممکن است با سوء مصرف مواد همراه شود.

سوء استفاده جنسی می تواند به این معنا باشد که کودک اعمال جنسی مستقیم را تجربه می کند. اما آزار جنسی همیشه نباید شامل کودک شود. همچنین ممکن است زمانی رخ دهد که کودک در سنین پایین شاهد یک عمل جنسی باشد. به عنوان مثال، برخی از نمونه های سوء استفاده جنسی عبارتند از:

  • کودکی که رابطه جنسی والدین خود را می بیند
  • وقتی کودکی شاهد رفتار جنسی بزرگسال دیگری است
  • کودکی که شاهد پورنوگرافی است
  • تجاوز جنسی

کودک آزاری و بدرفتاری با کودک تأثیرات قابل توجهی بر رفاه کلی آنها دارد. به عنوان ترومای دوران کودکی می تواند شرایط سختی پدید آورد.

مرگ ناگهانی به دلیل قتل یا خودکشی

متأسفانه برخی از کودکان باید در سنین پایین از دست دادن یکی از عزیزان یا اعضای خانواده خود را تجربه کنند. با این حال، زمانی که این مرگ به دلیل قتل یا خودکشی باشد، این تجربه می تواند برای آنها بسیار آسیب زا باشد. قتل در هر سنی می تواند منجر به تروما شود. اگر کودک شاهد قتل یا خودکشی باشد، این یک رویداد آسیب زا است. اما اگر کودک داستان مفصل را بداند، می تواند بسیار آسیب زا باشد.

خودکشی می تواند زخم بسیار عمیقی در کودک ایجاد کند، به خصوص اگر این فرد والدین یا مراقب او باشد. در این شرایط معمولاً احساسات غالب خشم و احساس گناه است. ممکن است شخصی سؤالاتی بپرسد یا به چیزهایی مانند این فکر کند: چرا این شخص من را ترک کرد؟ می توانستم کاری انجام دهم تا از این اتفاق جلوگیری کنم.

آدم ربایی و ترومای دوران کودکی

این یک تجربه فوق العاده دردناک و وحشتناک برای هر کسی است، اما حتی بیشتر از آن برای یک کودک. کودکان ابزار و توانایی لازم برای محافظت از خود را ندارند. آنها برای محافظت و ایمنی به بزرگسالان و مراقبان متکی هستند. تصور کنید این را در کودکی می دانستید و با احساس عدم اطمینان، ترس و احساس ناامنی ربوده شده و گروگان گرفته می شوید.

خشونت در خانواده

این زمانی اتفاق می افتد که کودک در خانه در معرض یک محیط خشن قرار می گیرد. این می تواند شامل آزار فیزیکی نسبت به کودک باشد، اما همیشه اینطور نیست. به عنوان مثال، یک کودک ممکن است شاهد خشونت خانگی بین والدین، خواهر و برادر یا سایر بزرگسالان باشد. یک کودک نیز می تواند قربانی خشونت باشد، اما لزوما همیشه اینطور نیست. در هر صورت، این نوع تروما تأثیر قطعی بر کودک دارد.

بی توجهی و ترومای دوران کودکی

من دوست دارم غفلت را “ترومای نامرئی” بنامم. بی توجهی به هیچ وجه از اهمیت کمتری برخوردار نیست (در واقع برعکس). اما از آنجا که تشخیص آن به عنوان یک تجربه آسیب زا اغلب دشوار است، به اندازه انواع دیگر تروما مشهود نیست. این می تواند شامل اعمالی مانند موارد زیر باشد:

  • عدم توجه به نیازهای عاطفی کودک
  • عدم ارائه حمایت و امنیت در مواقع پریشانی
  • نگاهی بر عدم اطمینان از برآورده شدن نیازهای اولیه کودک (مانند غذا، پوشاک، بهداشت)

اغلب اوقات، غفلت به خودی خود به معنای خشونت یا آسیب فیزیکی نیست. معمولاً توسط کودکانی که آن را تجربه می کنند غیرمستقیم تر و عادی تر است. با این حال، از آنجایی که تشخیص آن بسیار دشوار است، می‌تواند به یک ترومای بسیار ریشه‌دار تبدیل شود که می‌تواند بر سلامت روان فرد در مراحل بعدی زندگی تأثیر بگذارد.

راه های تشخیص آسیب های دوران کودکی در بزرگسالان

بسته به نوع ترومای اولیه دوران کودکی، علائم یا مشکلات سلامتی متفاوتی ممکن است تجربه شود. با این حال، اثرات رایج تروما ممکن است شامل برخی از آنها در زیر باشد.

مشکل در ایجاد روابط سالم

بزرگسالانی که در حال بهبودی از آسیب های دوران کودکی هستند، معمولاً یاد می گیرند که با دیگران به روش های ناسالم تعامل کنند. گاهی اوقات، این تعاملات منجر به رفتارهای رابطه ای خاصی می شود. اینها به نوع آسیبی که آنها تجربه کرده اند و آنچه در مورد دیگران از طریق این تجربه اولیه زندگی آموخته اند بستگی دارد.

به عنوان مثال، اگر فردی به دلیل بی توجهی در دوران کودکی خود دچار آسیب های روانی کودک شود، ممکن است احساس کند که مستحق محبت دیگران نیست. این الگو به این دلیل ایجاد می‌شود که این همان چیزی است که آن‌ها در جوان‌تر بودن، اغلب توسط اعضای خانواده یا عزیزانشان به این باور سوق داده‌اند.

در نتیجه، این فرد ممکن است در روابطی باقی بماند که مورد بدرفتاری و نادیده گرفتن شریک زندگی خود قرار گیرد. آنها به دنبال رابطه متفاوتی نخواهند بود زیرا احساس می کنند لیاقت آن را ندارند.

هوشیاری بیش از حد در ترومای دوران کودکی

این یک واکنش انسانی برای کسانی است که تروما را تجربه کرده اند. هوشیاری بیش از حد شامل احساس تهدید دائمی است. به عنوان مثال، می تواند ترس از حمله یا گرفتار شدن در هر لحظه باشد. اغلب اوقات، این زمانی است که یک بزرگسال هنگام حضور در یک محیط جدید از محیط اطراف خود بسیار آگاه می شود. به عنوان مثال، آنها می توانند هنگام ملاقات با یک فرد جدید بسیار هوشیار باشند. آنها همچنین می توانند در فضاها یا موقعیت های فیزیکی بیش از حد هوشیار باشند. در هر صورت، این واکنش نتیجه ترومای دوران کودکی است.

افسردگی و اضطراب

به غیر از سایر عوامل خطر سلامت روان، افراد همچنین می توانند افسردگی و/یا اضطراب را در نتیجه آسیب های دوران کودکی تجربه کنند. این دو اختلال معمولاً دست در دست هم ظاهر می شوند و می توانند احساس ناامیدی و انزوا را در فرد ایجاد کنند. اگر با افسردگی یا اضطراب دست و پنجه نرم می کنید، باید با یک متخصص سلامت روان مشورت کنید.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یک اختلال سلامت روان است. PTSD زمانی رخ می دهد که فرد در معرض یک رویداد آسیب زا قرار می گیرد. طبق DSM، این یک اختلال اضطرابی در نظر گرفته می شود. افرادی که دچار PTSD هستند، اغلب دچار فلاش بک های تروما می شوند و به قدری از محرک های آن مضطرب می شوند که برای اجتناب از آنها تلاش زیادی می کنند. این با علائم بیشتری همراه است، مانند تغییر در خلق و خو، فلاش بک، کابوس، و حملات پانیک.

کمک به غلبه بر آسیب ها و ترومای دوران کودکی

ممکن است به نظر برسد که اثرات ترومای دوران کودکی قابل درمان نیستند. اما با رویکرد درست، می توانید بر آسیب های دوران کودکی غلبه کنید و یاد بگیرید که با آن کنار بیایید.

آسیب را بشناسید

بزرگسالان باید این تجربه خاص دوران کودکی را به عنوان یک تروما بپذیرند. این اولین قدم برای کنار آمدن با چگونگی تأثیر ضربه روحی بر آنها است – و قبول اینکه مشکلی ندارد. این به آنها کمک می کند تا به مشکلات فعلی خود معنا ببخشند و مبارزات خود را معنا کنند.

صبوری با خودتان

انتقاد از خود و احساس گناه زمانی که صحبت از بزرگسالانی می شود که در آن زندگی کرده اند بسیار رایج است. برخی از مردم ممکن است بپرسند: چرا من اینگونه رفتار می کنم؟ چه مرگمه؟ من می توانستم به روشی بهتر با این موضوع کنار بیایم. این الگوهای فکری می تواند منجر به ناامیدی و سرخوردگی شود. نکته کلیدی در اینجا این است که بایستید و فکر کنید: شما مسئول آنچه اتفاق افتاد نبودید. ترومای دوران کودکی شما زخمی بر جای گذاشته است – و شما تمام تلاش خود را برای بهبودی می‌کنید.

اما درست مانند همه زخم ها، مهم است که برای بهبودی درست زمان بگذارید. صبور باش و با خودت محبت کن. با خودت مثل بهترین دوست رفتار کن

کمک بخواهید

برای حمایت عاطفی و درک به عزیزان خود تکیه کنید. در این موارد، یکی از مولفه های کلیدی احساس شنیده شدن، درک شدن و تایید شدن است. به خصوص با آسیب های دوران کودکی، اغلب می توان احساس تنهایی و انزوا کرد. معمول است که احساس کنید هیچ کس نمی تواند آن را درک کند یا همدلی کند. اما در واقعیت، این نمی تواند دور از واقعیت باشد. اگر به مردم این فرصت را بدهیم، آنها می توانند به یک سیستم پشتیبانی عالی برای ما تبدیل شوند.

ما نباید اهمیت کمک گرفتن از یک متخصص سلامت روان را که در درمان تروما آموزش دیده است را فراموش کنیم. یک پزشک می تواند به بهبود این زخم های عمیق برای بهبود روابط کمک کند. آنها همچنین می توانند به شناسایی الگوهای ناسالم و مکانیسم های مقابله ای کمک کنند – و آمادگی ذهنی شما را بهبود بخشند.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
betterup

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا