ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

آیا تا به حال به این سوال فکر کرده اید که چگونه خودشیفته ها می توانند ادعا کنند که هم قهرمان و هم قربانی هستند؟ چرا خودشیفته ای که از شما سوء استفاده کرد اکنون ادعا می کند که قربانی شماست. خودشیفتگی را می توان به عنوان یک اختلال تنظیم عزت نفس به اضافه فقدان همدلی عاطفی در نظر گرفت. خودشیفته ها حقیقت را می پیچانند تا خود را قهرمان یا قربانی بی‌گناه بدخواهی دیگران نشان دهند. خودشیفته ها فاقد روابط کلی هستند، به این معنی که آنها فقط می توانند خود را کامل یا بی ارزش ببینند. اگر خودشیفته ها نمی توانند قهرمان شما باشند، ممکن است ادعا کنند که قربانی شما هستند. به همین دلیل در این مقاله ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن  بررسی شده است.

برای رفع مشکلات مختلف در ارتباط با خودشیفتگی می توانید به متخصصان ما در مرکز مشاوره همکده مراجعه کنید. مرکز مشاوره همکده اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران و ارائه دهنده خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی می باشد.

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

یک راه ساده برای درک اختلال شخصیت خودشیفته این است که آن را به عنوان یک اختلال تنظیم عزت نفس به اضافه فقدان همدلی عاطفی در نظر بگیرید. بیشتر کارهایی که خودشیفته ها انجام می دهند و به دیگران آسیب می رسانند، در واقع تلاش هایی برای مدیریت عزت نفس متزلزل‌شان هستند. خودشیفته ها در دنیای عاطفی خود زندگی می کنند که در آن نیاز آنها به احساس خاص بودن و تایید شدن توسط افراد دیگر بر هر چیزی و هر کس دیگری ارجحیت دارد. در حالی که به نظر می رسد بسیاری از خودشیفته ها به شدت اعتماد به نفس دارند، این یک نمای بسیار نازک است که به راحتی مختل می شود. خودشیفته ها آنقدر که به نظر می رسد خودکفا نیستند. آنها به افراد دیگری نیاز دارند تا آنها را خاص بدانند وگرنه احساس ناامنی می کنند.

به این ترتیب، آنها کمی شبیه یک دماسنج در فضای باز هستند. خود دماسنج کنترل نمی کند که جیوه داخل آن بالا یا پایین برود. جیوه به شرایط اطراف دماسنج پاسخ می دهد – در پاسخ به گرما بالا می رود و در پاسخ به سرما پایین می آید. عزت نفس فرد خودشیفته در پاسخ به تمجید بالا می رود و در پاسخ به نادیده گرفته شدن یا احساس بی احترامی پایین می آید. من از اصطلاحات خودشیفته، خودشیفته و NPD به عنوان روشی کوتاه برای اشاره به افرادی استفاده می کنم که واجد شرایط تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته هستند.

خودشیفته ها فاقد روابط کلی ابژه هستند

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن در روابط بسیار خود را نشان می دهند. از منظر نظری روابط ابژه، همه افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی فاقد روابط کل شی (WOR) هستند. این فقدان روابط کل ابژه بدان معناست که آنها فقط می توانند خود و سایر افراد را همواره خوب یا بد ببینند. آنها نمی توانند تصویری یکپارچه، باثبات و واقع بینانه از افراد تشکیل دهند که به طور همزمان ویژگی های دوست داشتنی و ناپسند را شامل شود. به این “تفکّر” یا “تفکّر سیاه و سفید” بدون سایه های خاکستری نیز گفته می شود. هر یک از اختلالات شخصیتی مختلف، تعریف متفاوتی از همواره خوب و همواره بد دارند. در نوع خودشیفتگی این مسائل را می شکافیم که عبارتند از:

  • همواره خوب = خاص، کامل، قادر مطلق، تحسین برانگیز، مقام عالی، ایده آل پذیر، و مستحق رفتار ویژه.
  • همواره بد = بی ارزش، ناقص، ناکافی، متوسط، اشتباه و مستحق هیچ.

این امر باعث می شود افراد مبتلا به NPD روی نمایش تصویری متمرکز شوند که احساس می کنند قابل تحسین و بی‌عیب است. همچنین باعث می شود که دیگران ارزش خود را پایین بیاورند و مسئولیت سهم خود از شکست ها و عیوب را بر عهده نگیرند.

این شرایط چه ارتباطی با خودشیفته هایی دارد که خود را قهرمان یا قربانی می کنند؟

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

همان طور که اشاره کردیم قصد داریم در ارتباط با ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن  صحبت کنیم. اما باید بدانیم که شرایط چگونه بر این موارد تاثیر داشته اند؟ در ادامه قهرمانی و قربانی بودن را با توجه به شرایط برای شما بیان می کنیم. دقت کنید که خودشیفتگی شامل موارد و مشکلات زیادی از جمله اضطراب و افسردگی است.

قهرمان

در اسطوره ها، افسانه ها، فیلم های اکشن و داستان های خبری، قهرمانانی وجود دارند که – از طریق قدرت، شجاعت، زیرکی، صلابت و پشتکار – همه را نجات می دهند. قهرمانان این داستان ها معمولاً شخصیت اصلی و کانون توجه تحسین آمیز و سپاسگزار همه هستند. به راحتی می توان همپوشانی بین مفهوم قهرمان و نسخه خودشیفته را از جنبه کاملاً خوب تقسیم به ویژه در مقابل بی ارزش مشاهده کرد.

قربانی بودن

طبق تعریف، قربانیان برای وضعیت خود مقصر نیستند. اگر آنها در برخی زمینه ها شکست می خورند، به این دلیل است که شخص دیگری آن را برای آنها در نظر گرفته یا از آنها سوء استفاده می کند. جوهر پذیرش قربانی پذیرفتن این ایده است که هر اتفاق بدی که برای شما اتفاق می افتد در واقع تقصیر شخص دیگری است. البته، قربانیان واقعی در زندگی وجود دارند که به شدت از دست دیگران رنج می برند. بسیاری از افراد خودشیفته قربانی نوعی تربیت بد بودند. با این حال، این در گذشته است.

اکنون وقتی افراد مبتلا به NPD ادعا می کنند که قربانی هستند، معمولاً حقیقت را تحریف می کنند تا با روایت خود مطابقت داشته باشند که همیشه حق با آنهاست. در واقع، بسیاری از خودشیفته ها ادعا می کنند که قربانی بی‌ گناه فردی هستند که در واقع قربانی آن هاست – کسی که مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند. خودشیفته ها می توانند تقریباً هر چیزی را به گونه ای مدیریت کنند که از عزت نفس آنها محافظت کند. برای اینکه بفهمیم چرا کسی که می خواهد کامل و خاص دیده شود، این تصور را می پذیرد که قربانی است، باید به تفکر تقسیم‌بندی همه خوب در مقابل همه بد بازگردیم. به راحتی می توان دید که چگونه می توان قهرمان را عالی نگریست.

اما قربانی را نیز می توان بی عیب و نقص دید. این کمی شبیه کتاب های کمیک و فیلم های قدیمی سوپرمن است. سوپرمن به وضوح قهرمانی است که زندگی خود را وقف نجات مردم می کند، اما وقتی یک شرور او را در معرض کریپتونیت قرار می دهد، ضعیف می شود. قهرمان به طور موقت قربانی می شود.

قهرمان و قربانی بودن در شخصیت های خودشیفته

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن به شکل های متفاوتی در این افراد دیده می شود. اشکالی که می تواند همراه با خود چالش های بسیاری هم به همراه آورد. قهرمانان به‌عنوان خاص تلقی می شوند، زیرا دارای ویژگی های بسیار مطلوب هستند. قربانیان بی تقصیر در نظر گرفته می شوند. این بدان معناست که وقتی افراد مبتلا به NPD به هر شکلی از موفقیت دست پیدا کنند، می توانند خود را قهرمان ببینند. این امر تصویر کاملاً خوب آنها را به عنوان بهتر از سایر افراد تأیید می کند.

با این حال، اگر آنها شکستی داشته باشند، هنوز هم می توانند احساس کامل بودن داشته باشند و با پذیرش این ایده که شکست آنها تقصیر شخص دیگری است، حس خوب بودن خود را حفظ کنند. آنها قربانی بی گناه هستند. شخص دیگری عمداً به آنها آسیب می رساند یا آنها را خنثی می کند. شما، قربانی آنها، دوباره به عنوان کریپتونیت در نظر گرفته شده اید.

نگاهی بر شخصیت های خودشیفته

ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته باید خود را کامل و برتر از سایر افراد ببینند تا نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند. حد وسط ندارند. میانگین توهین به یک خودشیفته است. در ذهن آنها یا کامل و خاص هستند یا معیوب و بی ارزش. از آنجایی که هیچ‌کس کامل نیست، خودشیفته ها وقتی اشتباه می کنند باید حقیقت را تحریف کنند. شاید همین مسئله است که ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن را بیش از قبل در هر مسئله و مشکلی ار جانب آن ها مطرح می کند.

اولین خط دفاعی آنها معمولاً این است که شخص دیگری را به خاطر خطا سرزنش کنند و مسئولیت رفتار خود را بر عهده نگیرند. یکی از راه هایی که آن ها این موضوع را منطقی می کنند، نادیده گرفتن رفتار قبلی‌شان است که منجر به مشکلاتشان شده و در عوض ادعا می کنند که قربانی بی‌گناه بدخواهی شخص دیگری هستند. نشان دادن خود به عنوان قربانی این مزیت را دارد که به آنها اجازه می دهیم در مورد وضعیت شهید مانند خود به خود ببالند. شهید یک نوع دیگر از قهرمانان است. این در حالی است که می توان بررسی کرد چرا شرکای خودشیفته سوء استفاده عاطفی اصرار دارند که قربانی هستند؟

نکته پایانی در ارتباط با ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن

در این مقاله از وب سایت مرکز مشاوره همکده ما به بررسی این مطلب پرداختیم که ادعای خودشیفته ها مبنی بر قهرمان و قربانی بودن  چگونه است و چطور می توان با آن ها پیش رفت. در این زمینه حقیقت هایی برای اختلالات شخصیت خودشیفته نهفته است. شخصیت هایی که می توانند هر فردی را به چالش بکشند. در این راستا مشاوران مرکز همکده به کمک متقاضیان می آیند. شما می توانید از خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی استفاده کنید.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
.psychologytoda

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا