ابهام زدایی از بیداری معنوی

ما مصمم هستیم که مراقبه و تمرکز حواس را به‌عنوان شیوه‌های عاری از جزم‌شناسی و غیر باطنی ارائه کنیم که هر کسی می‌تواند در آن شرکت کند. وقتی نوبت به بحث های پیرامون بیداری معنوی می رسد، حفظ این نیت بسیار دشوار می شود. ممکن است قبلاً هنگام بحث در مورد تمرین مراقبه، اصطلاح “بیداری معنوی” را شنیده باشید. اغلب به جای “روشنگری” (که یک اصطلاح رایج تر است) استفاده می شود و می تواند برای توصیف وضعیت ذهنی که هدف نهایی مراقبه است و کلید شفافیت و آرامش درونی است استفاده شود. ابهام زدایی از بیداری معنوی موضوع ما در این نوشته از وب سایت همکده است. اگر می خواهید پاسخ سوالات خود را پیدا کنید می توانید با مشاوره حضوری یا مشاوره تلفنی روان شناسی با ما در همکده همراه شوید.

ابهام زدایی از بیداری معنوی و نگاهی اولیه بر مدیتیشن

کسانی از ما که در دنیای مدرن زندگی می کنیم ممکن است بسیار بیشتر از همیشه مدیتیشن را تمرین کنیم، هنوز بین زبانی که برای توصیف تمرین های مراقبه استفاده می شود و آنچه از تجربه خود به دنبال آن هستیم، گسست وجود دارد. عباراتی مانند “بیداری معنوی” ممکن است عجیب و دور از ذهن به نظر برسند، یا برای راهبان و مراقبه گران سنگین وزن که در انزوا زندگی می کنند، به جای مراقبه کننده مدرن، در نظر گرفته شده است. ما به یک رویکرد سکولارتر و مدرن تر برای مدیتیشن نیاز داریم تا افراد بیشتری احساس راحتی کنند که در آن شرکت کنند. علاوه بر این، اصطلاحاتی مانند «بیداری معنوی» باید رفع ابهام شود تا افراد معمولی بتوانند واقعاً به تمرین مراقبه خود متعهد شوند، نه اینکه از ترس احساس احمقانه خودداری کنند.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

در این مقاله شما را با این باور آشنا خواهیم کرد که بیداری معنوی در واقع مرحله بعدی در رشد هویت ما به عنوان انسان است. این نظریه تغییر ادراک از هویت ما را در طول زندگی دنبال می کند و پیشنهاد می کند که بیداری قدم بعدی است. نگاه کردن به درون با هر ظرفیتی، چه از طریق درمان، یوگا یا مدیتیشن، دیگر به عنوان یک فعالیت حاشیه ای در جامعه دیده نمی شود.

بنابراین شواهد بیشتری وجود دارد. هم تحقیقاتی و هم تجربی برای حمایت از این ادعا که کاوش آگاهانه از خود به ما این امکان را می دهد تا خود و جهان را در ابعادی کاملاً جدید ببینیم. ما همچنین توضیح خواهیم داد که بیداری معنوی در واقع چیست و به بحث در مورد ایگو و نقشی که در رشد خودمان ایفا می کند خواهیم پرداخت. ابهام زدایی از بیداری معنوی نیز بسیار مهم است که در ادامه بررسی می شود.

بیداری معنوی

شاید تعجب کنید که بدانید بسیاری از ما قبلاً یکی از این لحظات بیداری معنوی را در زندگی خود تجربه کرده ایم. می‌توانست لحظه‌ای از کودکی‌تان، زمانی در طبیعت یا هر تعداد تجربه‌ای باشد که در آن احساس آرامش عمیقی کرده‌اید و از راوی درونی‌تان جدا شده‌اید. این لحظات همیشه و همیشه در دسترس ما بودند. مدیتیشن فقط ابزاری برای آموزش مغز ما از لفاظی های انتقادی و قضاوتی معمول خود است تا جای خود را به یک حس مداوم آگاهی بدهد. استیو تیلور، روانشناس، تحقیقاتی را در مورد آنچه که از آن به عنوان “لحظه های بیداری” یاد می کند، رهبری کرد. اینها دقیقاً همان چیزی است که ما به عنوان بیداری معنوی توصیف کردیم و یک منطقه روانی هستند.

او در تحقیقات خود سه عامل اصلی یک لحظه بیداری را شناسایی کرد که عبارتند از: لحظات از دست دادن یا استرس شدید و افسردگی، تجربیات در طبیعت و اعمال معنوی. این آخرین محرک جایی است که مدیتیشن می نشیند و محرکی است که می تواند بیداری را به روشی هدفمندتر به ارمغان بیاورد. برای گذر از اصطلاح “بیداری معنوی” برای لحظه ای می خواهیم ایده “بیداری” را جدا کنیم. اگر این لحظات بیداری باشد، منطقاً ما را به این نتیجه می رساند که قبلاً خواب بودیم. البته این اشاره ای به خواب به معنای سنتی نیست، بلکه استیو تیلور تا آنجا پیش می رود که پیشنهاد می کند لحظات بیداری ما در نوعی خواب سپری می شود که در آن آگاهی ما به طور جدی محدود است.

تجربه لحظه ای از بیداری معنوی

ابهام زدایی از بیداری معنوی نیاز به اطلاع دقیق از خود مفهوم اولیه دارد.  وقتی لحظه‌ای از بیداری معنوی را تجربه می‌کنیم، از این شیوه نگرش به جهان پیرامون خود بیدار می‌شویم و بینشی نسبت به بعد کاملاً جدیدی از زندگی به دست می‌آوریم. این لحظات را می توان به درجات مختلف تجربه کرد. اگر قبلاً یک لحظه نسبتاً شدید بیداری را تجربه کرده اید، ممکن است اثرات آن هنوز در زندگی شما تا به امروز طنین انداز باشد، در حالی که یک لحظه بیداری سطح پایین تر تأثیر عمیقی بر شما گذاشته است و شما همچنان خاطره ای زنده از آن دارید. اما ممکن است در دراز مدت ذهنیت شما را تغییر ندهد.

من یا ایگو و ابهام زدایی از بیداری معنوی

ایگو از نظر روانشناسی لنزی است که در اکثر مواقع جهان را از طریق آن می نگریم. ساختارهای ذهنی ایگو بسیار حیاتی هستند. همیشه برنامه ریزی، حل مسئله، تجزیه و تحلیل و قضاوت است. این ساختار ذهن ما هرگز نمی تواند آرامش بخش باشد. وقتی مراقبه‌گران و غیر مراقبه‌گران لحظات بیداری معنوی را تجربه کرده‌اند به این دلیل است که آنها نفس خود را بازنشسته کرده‌اند و در عوض از طریق یک ذهنیت مبتنی بر آگاهی به دنیا نگاه می‌کنند. این بدان معناست که آنها فقط در لحظه کنونی زندگی می کنند و هیچ صدایی در سرشان نیست که به آنها بگوید برای بدترین شرایط آماده شوند یا تجربه خود را با تجربه دیگران مقایسه کنند.

بنابراین، بیداری معنوی نیازی به باطنی تلقی نمی شود، که فقط برای عده معدودی است که تمام زندگی خود را وقف آن می کنند. بلکه می‌تواند راهی برای بازبینی تکنیک‌های قدیمی ارائه دهد تا ذهن ما را از نفس بیرون بیاورد و به یک حس روشن‌تر و آگاهانه‌تر از وجود برسد که در نهایت ما را برای مقابله با مبارزات ذهنی زندگی مدرن مجهز می‌کند.

مراحل توسعه برای ابهام زدایی از بیداری معنوی

داگلاس هاردینگ روشی را پیشنهاد کرد که در مورد حس در حال رشد ما از خود فکر کنیم، به گونه ای که اکنون برای ما مفید خواهد بود که در مورد اینکه چرا بیداری معنوی را می توان به عنوان گام بعدی برای انسان ها دید. او معتقد بود که احساس ما از خود چهار مرحله اصلی رشد را طی می کند: کودک، نوجوان، بزرگسال و ذهن بیدار.

همانطور که در هر مرحله از زندگی خود حرکت می کنیم، درک ما از خود تغییر می کند. ادراک ما نیز بین دیدگاه خصوصی از خود و دیدگاه عمومی حرکت می کند. دیدگاه خصوصی ما دائماً در حال تغییر است و نمایانگر نحوه نگرش ما به خود در لحظه فعلی است. اما دیدگاه عمومی حول این است که دیگران چگونه ما را درک می کنند و نتیجه آن این است که خودمان را به عنوان اشیا یا مفاهیم می بینیم. هر چه سن ما بالاتر می رود، درک خصوصی خود را از خودمان بیشتر می کنیم و بیشتر بر اساس تصور عمومی خود زندگی می کنیم. بیایید به بحث در مورد معنای این ادراکات در هر مرحله ادامه دهیم.

کودک

وقتی نوزاد هستیم، هیچ آگاهی از ظاهر بیرونی خود، یا احساس هویت عمومی خود نداریم. ما هیچ درکی از قوانین یا مفاهیم خودمان ایجاد نکرده‌ایم، در عوض دنیا را لحظه به لحظه فقط از دیدگاه خودمان مشاهده می‌کنیم. این مدت‌ها قبل از اینکه یاد بگیریم چگونه خودمان را به عنوان یک مفهوم ببینیم، یعنی از چشم دیگران است.

نوجوان در ابهام زدایی از بیداری معنوی

در مرحله دوم ما نوجوان هستیم و شروع به پرورش حس هویت عمومی خود می کنیم. اکنون می‌توانیم خود را با نام‌های خود و آنچه در آینه می‌بینیم شناسایی کنیم. این زمانی است که ما مسئولیت خود را به عنوان یک فرد در جامعه گسترده تر به عهده می گیریم. با این حال، ما شروع به از دست دادن بخشی از درک خصوصی خود می کنیم. با این حال، این جزئی است، زیرا ما همچنان می‌توانیم برای دوره‌های زمانی قابل توجهی در کاری که انجام می‌دهیم گم شویم. بزرگسالان

بزرگسالی

وقتی بالغ می شویم، به شدت با هویت عمومی خود آشنا می شویم. ما خودمان را همانطور که دیگران ما را می بینند می بینیم. قویاً به مفاهیم «من» و «ایگو » که معتقدیم ما را تعریف می کند می چسبیم. اگرچه نکات مثبت زیادی برای زندگی با هویت عمومی قوی وجود دارد. به عنوان مثال، ما تأثیرات خود را بر دیگران درک خواهیم کرد. می‌توانیم به طور مؤثر به جامعه اطراف خود کمک کنیم. اما اکنون تقریباً به طور کامل از خود خصوصی خود منزوی شده‌ایم. ما در درون مفاهیم و قوانین به دام می افتیم و توانایی دیدن جهان را به گونه ای که در واقع بیرون است با این ادراک محدود از دست می دهیم. به همین دلیل است که به عنوان بزرگسالان ممکن است احساس عمیقی از دست دادن آزادی دوران کودکی خود داشته باشیم.

ذهن بیدار برای ابهام زدایی از بیداری معنوی

مرحله بزرگسالی جایی نیست که حس در حال رشد ما از خودمان در آن باشد. همانطور که بزرگتر می شویم، می توانیم تمرکز خود را به درک خصوصی خود برگردانیم. یاد بگیریم که آن را در هماهنگی با مفهوم عمومی از خودمان متعادل کنیم. سپس می‌توانیم با محدودیت‌های مفاهیم «من» یا «ایگو » زندگی کنیم، و همچنان این توانایی را داشته باشیم که به‌عنوان یک فرد به طور معناداری به جامعه کمک کنیم. در این مرحله می‌توانیم فارغ از مفاهیم محدودکننده خودمان زندگی کنیم و کشف کنیم که «خود» با آنها چه کسی است. به طور خلاصه، ما می توانیم یک بیداری را تجربه کنیم.

نگاه نهایی

برای ابهام زدایی از بیداری معنوی نکات مهمی در چهار مرحله ارائه شد. این مرحله نهایی بیداری ممکن است دلهره آور به نظر برسد. ممکن است نگران باشید که با رفتن به این شیوه زندگی خود را از دست بدهید. حقیقت این است که ما در تمام زندگی خود در حال تغییر و توسعه بوده ایم. همه ما می‌دانیم که وقتی از کودکی به کودکی و از کودکی به بزرگسالی می‌شویم، تغییرات قابل‌توجهی در کیستی و طرز فکرمان ایجاد می‌شود. این مرحله بعدی تفاوتی ندارد. و با تمام تجربیات جمع‌آوری‌شده تا این لحظه، ما می‌توانیم به طور کامل ببینیم که چه کسی هستیم. هم به عنوان بخشی از جامعه گسترده‌تر و هم به عنوان خود منحصر به فرد و بی‌حد و مرز.

در نظر گرفتن بیداری معنوی در این شرایط، امیدواریم این مفهوم را رمزگشایی کرده باشد. به شما این امکان را می دهد که با در نظر گرفتن این تجربه، به مراقبه خود متعهد شوید. لازم نیست این هدف نهایی برای تمرین شما باشد. اما آگاهی از توانایی خود برای رشد و رشد مطمئنا لحظات روشنی و تأمل درونی در مورد اینکه چه کسی هستید، و معنای آن از نظر احساس خود را تشویق می کند.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
mindowl

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا