چرا از شوهرم متنفر شده ام؟

در روابط عاشقانه و ازدواج گاهی اوقات مشکلاتی درست می شود که باعث می شود دو طرف از یکدیگر متنفر شوند و از یکدیگر عصبانی شوند. همانطور که دلایل بسیار زیادی نیاز هست که یک فرد عاشق شخص دیگری شود گاهی اوقات یک حرکت نا مناسب کافی است تا فردی که شما را دوست دارد به یک بار از شما متنفر شود. امروز ما در این مقاله می خواهیم دلایل و علت هایی که ممکن است شما از شوهر خود متنفر شوید را برای شما خواهیم گفت. سوال این است که چرا از شوهرم متنفر شده ام؟

برای رفع مشکلات خود در رابطه می توانید به مرکز مشاوره همکده مراجعه نمایید. مرکز مشاوره همکده اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران می باشد. این مرکز ارائه دهنده خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی می باشد.

چرا بعضی خانوم ها می گویند “چرا از شوهرم متنفر شده ام؟”

آیا تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چرا برخی از خانم ها این سوال را می پرسند که چرا از شوهرم متنفر شده ام؟ این تنفر از همسر در یک رابطه از کجا سرچشمه می گیرد؟ روابط هرگز آسان نیستند و حتی محکم ترین ازدواج ها نیز می توانند دچار طعم ناخوشایندی شوند. این خاطرات خوب در دل شما می توانند به یک گودال اضطراب پایان ناپذیر تبدیل شوند و هر تعاملی را که با همسرتان برقرار می کنید، خراب کنید.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

قبل از این که آن را بشناسید، متقاعد شده اید که این احساس سوزشی که نسبت به همسرتان دارید دیگر عشق نیست بلکه نفرت است. در بیشتر اوقات، زنان همیشه نمی فهمند که چگونه چیزی بسیار خالص می تواند به چیزی بسیار ناپسند تبدیل شود. اما یادگیری متنفر بودن از شوهر خود، دقیقاً مانند عاشق شدن، بر اساس تعاملات گذشته، عمدی یا غیر عمدی است. در ادامه این مقاله چند دلیل وجود چنین احساسی نسبت به همسرتان و آن چه می توانید برای نجات ازدواج انجام دهید وجود دارد.

 دیگر هیچ چیز جدیدی در زندگی شما وجود ندارد

چرا از شوهرم متنفر شده ام؟

مسئله مهم در این رابطه کسل بودن است. در واقع یکی از رایج ترین دلایلی که همسران شروع به نفرت از یکدیگر می کنند این است که شرایط کسل کننده زندگی خود را با یکدیگر مرتبط می کنند. شما 5، 10، 15 سال است که با همسر خود ازدواج کرده اید و به نظر می رسد بخشی از زندگی شما که چیزهای جدید را تجربه می کنید به پایان رسیده است. همه چیز به روتین تکراری تبدیل شده است و گرچه ممکن است بخواهید در این زمینه کاری انجام دهید ، از شریک زندگی خود متنفر هستید زیرا به نظر می رسد او کاملاً به این وجود خسته کننده و ریشه دار رضایت دارد. آیا این مورد بدترین اتفاقاست؟ شما به یاد ندارید که عاشق چنین مرد معمولی و خسته کننده ای شده باشید.

کاری که می توانید انجام دهید، این است که در این مورد با او صحبت کنید.به واقع باید در مورد احساسات خود صادق باشید و در مورد ناراحتی خود از نحوه کار گفتگوی جدی داشته باشید. اگر او از روال زندگی مشترک شما کاملاً راضی باشد، ممکن است ناامیدی شما را درک نکند و شما نمی توانید فقط منتظر باشید تا او نکات مد نظر شما را بگوید. همچنین می توانید چیزهای جدیدی را بدون او در زندگی خود (یا زندگی مشترک خود) وارد کنید. به یک سفر بروید، به کلاس جدیدی بپیوندید، آخر هفته ها بیرون رفتن را شروع کنید، و اگر او شما را دوست دارد سعی می کند فقط برای اینکه با شما باشد درگیر شود.

چرا از شوهرم متنفر شده ام؟ – رابطه برابر نیست

مشکل چیست؟ در برهه ای از مسیر، با بودن در کنار شوهر خود احساس یک ترتیب مشابه را متوقف  می کنید و حس می کنید در این رابطه هیچ چیز برابر نیست. شاید همیشه اینطور باشد و شما بیش از حد سر پا باشید تا بتوانید آن را در زمان مشخص ببینید. در نقطه مقابل شاید او با توجه به  شخصیتی که شما دارید، این مسائل را امری بدیهی می داند و فقط به این دلیل که مدت طولانی با هم بوده اید عقب رفته است. اما به هر دلیلی، دیگر شما را برابر نمی بیند یا با شما عادلانه رفتار نمی کند. او فکر می کند عقاید و تصمیماتش همیشه درست است و هر فکری که می کنید فقط پیشنهادی است که می تواند نادیده بگیرد. تصمیمات خانوادگی و تصمیمات زندگی همیشه تحت اختیار او است در حالی که شما چیزهای “کوچک” را می گیرید.

اما کاری که می توانید در این شرایط انجام دهید چیست؟ خود را مطرح کنید و ببینید که او چگونه پاسخ می دهد. به او نشان دهید که خوشحال نیستید که یک نوع زن خانه دار ساکت و آرام هستید. چیزی که بسیاری از مردان فکر می کنند در میان زنان طبیعی است. به او یادآوری کنید که با زنی باهوش و مقتدر ازدواج کرده است و سال ها تغییری در آن ایجاد نکرده است. او با دیدن شما با شرایط خاصی عاشق شده است نه شرایطی که هم اکنون در آن هستید.  بنابراین یک تصمیم مهم بگیرید و نقش فعال تری در روند تصمیم گیری بازی کنید، تا زمانی که او نتواند شما را نادیده بگیرد و سرانجام هر بار نظر شما را جویا شود.

 معنی سازش را فراموش کرده اید

  

 ببییم که در این حالت مشکل چیست؟ وقتی شما و همسرتان جوان و سرحال بودید ، همیشه احساسات یکدیگر را در نظر می گرفتید. وقتی دو نفر با هم و در کنار هم  بودید عشق آشکاری در جو بین شما وجود داشت زیرا به هم اهمیت می دادید خواسته ها و نیازهای یکدیگر، افکار و عقاید یکدیگر را مورد اهمیت قرار می دادید. اما این روزها احساس می شود که او نمی تواند کمتر به آن چه شما واقعاً می خواهید اهمیت دهد و شاید، به عنوان یک واکنش، شما با او همان رفتار را داشته باشید. وقتی دو چیز متفاوت می خواهید، هر دو شاخ را قفل می کنید و می جنگید تا اینکه شخصی تسلیم شود.کاری که می توانید انجام دهید در این مورد را ارايه می دهیم. شما باید از کم شروع کنید.

به یاد داشته باشید که این کار آسان نخواهد بود. زیرا طی این سال ها فاصله بین شما و همسرتان بیشتر شده است. بنابراین ایجاد این پل بین شما و مرد شما باید با کارهای کوچک شروع شود. این باید از جایی شروع شود که هر دوی شما قبول کنید که می خواهید یکدیگر را خوشحال کنید. بدون آن نیاز داخلی برای ایجاد شادی در شریک زندگی خود، هرگز واقعاً نخواهید نیازهای خود را برای آن ها به خطر بیاندازید. به خاطر داشته باشید که چرا به آن ها اهمیت می دهید و به خاطر داشته باشید که چرا می خواهید آن ها را خوشحال ببینید.

احترام به هر دو طرف به صورت متعادل پیش نمی رود

بعد از سال ها اختلافات ناخوشایند و دعوا که به مسابقات “چه کسی می تواند اول تسلیم شود” تبدیل شود، ممکن است سخت باشد که بگویید هنوز به شوهر خود احترام می گذارید. یعنی به همان روشی که در روز عروسی به او احترام گذاشتید. شما بدترین جنبه های او را دیده اید تنبلی، ریزه کاری و همه جوانب کوچک و زشت او را در نظر گرفته اید. فقط غیرممکن است که او را همان مردی ببینید که در آن سال ها با او اولین بار ملاقات کرده اید. او هم ممکن است در مورد شما همین احساس را داشته باشد، و شما دو نفر به جایی رسیده اید که بی احترامی خود را نسبت به یکدیگر در همه موارد روشن نشان دهید. در این حالت بهترین کار این است که بازنشانی کنید.

شما و شوهرتان یکدیگر را در باتلاق کشیدید. به جهنم و عقب برگشتید. تلاش برای فشار به جلو غیرممکن است. زیرا شما برای این سال ها بی احترامی به این همه کینه کوچک نسبت به یکدیگر رسیدید. بنابراین عقب بروید و تنظیم مجدد کنید. از خود بپرسید  آیا هنوز هم می خواهید با این مرد باشید؟ اگر پاسخ مثبت است، پس او را به خاطر تمام تخلفات کوچکش و  بخاطر کامل نبودنش ببخشید. به یاد داشته باشید که او درست مثل شما انسان است و ترس و اضطراب و ناامنی دارد که او را ناقص می کند. یاد بگیرید این نسخه جدید از او را دوست داشته باشید و به او احترام بگذارید، او تلاش شما را برای دوست داشتن علی رغم مشکلاتش مشاهده خواهد کرد و اگر باهوش باشد، از این بابت سپاس گزار خواهد بود.

چرا از شوهرم متنفر شده ام؟ – مراقبت از خود را متوقف كردید.

دوست داشتن شخصی که خودش را رها می کند سخت است. این بدان معنا نیست که عشق کم عمق است و شما فقط به خاطر ظاهر با او ازدواج کرده اید. اما جذابیت جنسی و جسمی یک نیاز انسانی است. بدون این جذابیت، دوست داشتن همسر شما بسیار ساده تر خواهد بود، نه تنها به این دلیل که او دیگر جذابیتی ندارد. بلکه به نظر می رسد که برای او مهم نیست که دیگر جذابیتی ندارد. این به هر مشکل دیگری که ممکن است با او داشته باشید بار بیشتری اضافه می کند. احترام به کسی که به نظر نمی رسد آن قدر به خودش احترام بگذارد که بتواند از ظاهر و سلامتی خود مراقبت کند، غیرممکن است.

اگر نمی توانید به او احترام بگذارید. چگونه در دنیا دوست دارید او را دوست داشته باشید؟ کاری که می توانید انجام دهید.  مانند بسیاری از نکات در این جا  صداقت بهترین سیاست است. از گفتن احساس خود نترسید. می خواهید با کسی باشید که از جسم او مراقبت می کند. خود را با شرایط بهداشتی قابل اجتناب رنج نمی دهد. اگر او مایل به انجام این کار است، با رژیم خود و ایجاد یک تمرین منظم ورزشی به او کمک کنید. گرچه این مساله قطعاً می تواند یک مسئله حساس باشد. اما باید به او بفهمانید که زندگی خود را نیز مسئله حساسی می دانید. نکته اصلی این است که نمی خواهید زندگی خود را با کسی سپری کنید که تحمل دیدنش را ندارید.

 

 

منابع
hackspirit.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا