علل سندرم ایمپوستر چیست؟

آیا تا به حال احساس کرده اید که برای انجام کاری که برای انجام آن استخدام شده اید به اندازه کافی خوب نیستید – و ممکن است رئیس شما هر لحظه آن را بفهمد؟ یا شاید احساس کرده‌اید که فقط وانمود می‌کنید که بزرگسالی هستید که می‌تواند خانه بخرد یا یک انسان دیگر را  بزرگ کند. حتی اگر هر کس دیگری که می‌شناسید کاملاً متوجه این مسئله شده باشد. در این نوشتار از وب سایت همکده به بررسی یکی از سندرم های خاص می پردازیم که با عنوان سندرم ایمپوستر شناخته می شود. اگر در پایان این مقاله احساس نیاز به مشاوره داشتید، می توانید از مشاوره تلفنی روان شناسی یا حضوری ما در اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره ایران استفاده کنید.

پیش نگاهی بر سندرم ایمپوستر

مهم نیست که چقدر شواهد وجود دارد که نشان می دهد ما با موفقیت در زندگی، شغل و روابط خود پیش می رویم، بسیاری از ما باورهای نادرستی داریم که در واقع آنقدرها که دیگران فکر می کنند توانایی یا هوش و ذکاوت نداریم. به این سندرم ایمپوستر یا پدیده خیانتکار گفته می شود. این یک تشخیص یا یک مشکل پزشکی نیست، بلکه یک الگوی فکری است که می تواند منجر به شک و تردید در خود، صحبت های منفی با خود و فرصت های از دست رفته شود. اما این سندرم در واقع چیست؟

سندرم ایمپوستور چیست؟

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

سوزان آلبرز روانشناس، روانشناس PsyD توضیح می دهد: «این احساسی است که دیگران دقیقاً می دانند دارند چه کار می کنند، اما شما احساس می کنید گم شده اید. “شما این ترس را دارید که اطرافیانتان متوجه شوند که شما نمی دانید در مورد چه چیزی صحبت می کنید و شما را به عنوان یک کلاهبردار افشا می کنند و می شناسند.” بدترین قسمت در مورد سندرم ایمپوستر چیست؟ به راحتی می تواند به چرخه ای با عواقب منفی جدی تبدیل شود. اما شناخت آن و داشتن ابزارهایی برای گذر از آن می تواند مانع از آن شود که در مسیر خود قرار نگیرید.

سندرم ایمپوستور (IS) به تجربه ای درونی از این باور اشاره دارد که شما آنقدر که دیگران تصور می کنند صلاحیت ندارید. در حالی که این تعریف معمولاً به طور محدود برای هوش و موفقیت به کار می رود، اما پیوندهایی با کمال گرایی و زمینه اجتماعی دارد. به بیان ساده، سندروم فریبنده تجربه احساس دروغگویی است. شما هر لحظه احساس می کنید که قرار است به عنوان یک کلاهبردار شناخته شوید. مثل اینکه به جایی که هستید تعلق ندارید و فقط از این طریق به آن رسیده اید. سندرم می تواند هر کسی را بدون توجه به موقعیت اجتماعی، سابقه کاری، سطح مهارت یا درجه تخصص آنها تحت تأثیر قرار دهد.

این اصطلاح برای اولین بار توسط روانشناسان سوزانا ایمز و پائولین رز کلنس در دهه 1970 استفاده شد. زمانی که مفهوم IS معرفی شد، در ابتدا تصور می شد که بیشتر در مورد زنان با موفقیت بالا کاربرد دارد. از آن زمان به بعد، به عنوان تجربه بیشتر شناخته شده است.

علل این مشکل

ما می دانیم که عوامل خاصی می توانند به تجربه عمومی تر سندرم ایمپوستور کمک کنند. در اولین مطالعات در مورد این پدیده، محققان دریافتند که سندروم ایمپوستر با عواملی از جمله پویایی اولیه خانواده و کلیشه های جنسیتی مرتبط است. با این حال، تحقیقات بعدی نشان داد که این پدیده در افراد با هر پیشینه، سن و جنسیت رخ می دهد. برخی از علل این مشکل عبارتند از:

  • تربیت خانوادگی
  • فرصت های جدید کار/مدرسه
  • شخصیت

چه کسی سندرم فریبنده را تجربه می کند؟

اگر تا به حال احساس کرده اید که یک شیاد هستید، در دیدگاه جالب و خوبی از این مشکل قرار گرفتید. یک مطالعه تخمین زده است که از هر 10 بزرگسال، 7 نفر آن را در برخی مواقع این مسئله را تجربه می کنند. “مطالعه اصلی سندرم خیانتکار در دهه 1970 حول زنان با موفقیت بالا بود که در نسبت دادن موفقیت خود به خود مشکل داشتند. دکتر آلبرز می‌گوید، اما وقتی به امروز می‌رسی، مردان، زنان و همه این پدیده را تجربه می‌کنند.

جالب اینجاست که اغلب افرادی هستند که سخت کوش، دارای موفقیت های بالا و کمال گرا هستند که به احتمال زیاد دارای سندرم ایمپوستر هستند. از جمله بسیاری از پزشکان، وکلا، دانشگاهیان و افراد مشهور. دکتر آلبرز می‌گوید: «حتی انیشتین یک بار گفت که فکر می‌کند تحقیقاتش بیش از آنچه که شایسته آن است، مورد توجه قرار گرفته است».

در حالی که سندرم ایمپوستور یک اختلال شناخته شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) نیست، غیر معمول نیست. اگر فکر می کنید ممکن است به سندرم ایمپوستر مبتلا باشید، سوالات زیر را از خود بپرسید:

  • آیا حتی برای کوچکترین اشتباهات یا ایرادات کارتان عذاب می کشید؟
  • موفقیت خود را به شانس یا عوامل بیرونی نسبت می دهید؟
  • آیا شما حتی به انتقاد سازنده بسیار حساس هستید؟
  • آیا تخصص خود را، حتی در زمینه هایی که واقعاً از دیگران مهارت دارید، کم اهمیت می شمارید؟

اگر اغلب احساس می کنید که یک کلاهبردار یا متقلب هستید، ممکن است صحبت با یک درمانگر مفید باشد. تفکر منفی، شک به خود و خود خرابکاری که اغلب مشخصه سندروم فریبنده است می تواند بر بسیاری از بخش های زندگی شما تأثیر بگذارد.

علائم سندرم ایمپوستور

علائم سندرم ایمپوستور عبارتند از:

  • اعتبار شانس یا دلایل دیگر برای هر موفقیت
  • ترس از اینکه به عنوان یک شکست دیده شود
  • احساس اینکه کار بیش از حد تنها راه برآورده کردن انتظارات است
  • احساس بی ارزشی برای توجه یا محبت
  • دست کم گرفتگی دستاوردها
  • عقب ماندن از رسیدن به اهداف دست یافتنی
  • ترس از اینکه انتظارات را برآورده نکنید

در حالی که برای برخی از افراد، سندرم فریبنده می تواند احساسات انگیزه برای رسیدن به هدف را تقویت کند، این معمولاً به شکل اضطراب دائمی هزینه دارد. این یک چرخه معیوب ایجاد می کند، که در آن فکر می کنید تنها دلیلی که از آن سخنرانی در کلاس جان سالم به در بردید این بود که تمام شب را برای تمرین بیدار ماندید. یا فکر می‌کنید تنها دلیلی که از آن مهمانی یا جمع خانوادگی عبور کردید این بود که جزئیات همه مهمان‌ها را حفظ کرده‌اید تا همیشه ایده‌هایی برای صحبت‌های کوچک داشته باشید. مشکل سندرم فریبکار این است که تجربیات انجام کاری خوب هیچ تغییری در باورهای شما ایجاد نمی کند.

اگر بازخورد اولیه دریافت کرده باشید مبنی بر اینکه در موقعیت‌های اجتماعی یا عملکردی خوب نیستید، از نظر اضطراب اجتماعی منطقی است. باورهای اصلی شما در مورد خودتان آنقدر قوی هستند که تغییر نمی کنند، حتی اگر شواهدی بر خلاف آن وجود داشته باشد. فرآیند فکری این است که اگر خوب انجام می‌دهید، باید نتیجه شانس باشد زیرا یک فرد نالایق اجتماعی به آن تعلق ندارد. در نهایت، این احساسات اضطراب را بدتر می کند و ممکن است منجر به افسردگی شود. افرادی که سندروم فریبکار را تجربه می کنند نیز تمایل دارند در مورد احساس خود با کسی صحبت نکنند و در سکوت مبارزه کنند، درست مانند کسانی که دارای اختلال اضطراب اجتماعی هستند.

این سندروم در چه مواردی ظاهر می شود؟

سندرم ایمپوستر و علائم آن می تواند به طرق مختلف ظاهر شود، از جمله:

در محل کار

افرادی که ذهنیت فریبنده دارند، اغلب موفقیت خود را به شانس نسبت می دهند تا توانایی ها و اخلاق کاری خود، که می تواند آنها را از درخواست افزایش حقوق یا درخواست ترفیع باز دارد. آنها همچنین ممکن است احساس کنند که باید برای رسیدن به استانداردهای غیرممکن بالایی که تعیین کرده اند، بیش از حد کار کنند.

در خانه

هر والدینی احتمالاً می‌تواند نقطه‌ای از زمان را به خاطر بیاورد که برای مسئولیت بزرگ کردن کودک احساس ناآگاهی، ناتوانی و کاملاً ناآمادگی کرده است. اگر این احساسات کنترل نشوند، والدین ممکن است برای تصمیم گیری برای فرزندشان از ترس اینکه قرار است زندگی آنها را به هم بزنند، دچار مشکل شوند.

سندرم ایمپوستر در مدرسه

دانش‌آموز ها از ترس اینکه معلم یا همکلاسی‌ها فکر کنند آنها بی اطلاع هستند، ممکن است از صحبت در کلاس یا پرسش سؤال اجتناب کنند.

سندرم ایمپوستر در روابط

برخی از افراد احساس می‌کنند که ارزش محبتی که از طرف دیگری دریافت می‌کنند را ندارند و می‌ترسند که شریک زندگی‌شان متوجه شود که آنها واقعاً آنقدرها هم بزرگ نیستند. دکتر آلبرز می‌گوید: «گاهی اوقات، افراد آن رابطه را خود خرابکاری می‌کنند و قبل از اینکه طرف مقابل بتواند آن را خاتمه می‌دهند. احساس شک به خود می تواند ترس، اضطراب و استرس زیادی را برانگیزد. مطالعات نشان دادند که سندرم ایمپوستر می تواند منجر به کاهش عملکرد شغلی و رضایت شغلی شود. در عین حال فرسودگی شغلی را افزایش دهد. همچنین با اضطراب و افسردگی مرتبط است.

چگونه بر سندروم ایمپوستر غلبه کنیم؟

غلبه بر سندرم ایمپوستر با شناخت پتانسیل های خود و در اختیار گرفتن مالکیت دستاوردتان شروع می شود. برای پشت سر گذاشتن این احساسات، باید در مواجهه با برخی از آن باورهای عمیقاً ریشه دار که در مورد خود دارید، راحت باشید. این تمرین می تواند سخت باشد زیرا ممکن است حتی متوجه نشوید که آنها را نگه دارید، اما در اینجا چند تکنیک وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید:

احساسات را از واقعیت ها جدا کنید

به احتمال زیاد، در مقطعی از زندگیتان احساس خواهید کرد که سندروم فریبنده به وجود می آید. “برای آن احساسات مهیا  باشید. آنها را مشاهده کنید. مراقب آنها باشید. بدانید که فقط به این دلیل که این چیزها را فکر می کنید، به این معنی نیست که آنها درست هستند. “اگر ذهن شما می گوید: “من نمی دانم در مورد چه چیزی صحبت می کنم” به خود یادآوری کنید که بیش از آنچه فکر می کنید می دانید و قادر به یادگیری هستید.

افکار خود را زیر سوال ببرید همانطور که شروع به ارزیابی توانایی های خود می کنید و قدم های کوچکی برمی دارید، از منطقی بودن افکار خود سوال کنید. آیا با توجه به همه چیزهایی که می دانید، باور اینکه شما یک کلاهبردار هستید منطقی است؟

به دستاوردهای خود توجه داشته باشید

در لحظاتی که احساس کمتری دارید، یادآوری ملموس موفقیت‌هایتان می‌تواند مفید باشد. هنگامی که مدیرتان ایمیلی برای تشخیص کار عالی شما در یک پروژه برای شما ارسال می کند، آن ایمیل را در یک پوشه خاص ذخیره کنید. اگر فرزندتان برایتان کارتی درست کرد که به شما می گوید چه پدر و مادر خوبی هستید، آن را روی یخچال آویزان کنید تا بتوانید آن را ببینید – به خصوص در روزی که احساس می کنید هیچ چیز درست پیش نمی رود.

برای رفع سندرم ایمپوستر دست از مقایسه بردارید

به جای اینکه آنها را در برابر دیگران نگه دارید، روی اندازه گیری دستاوردهای خود تمرکز کنید. برای مثال، مقایسه زندگی خود با فید رسانه‌های اجتماعی یک تأثیرگذار که به دقت تنظیم شده‌اند، تله‌ای برای احساس عدم اندازه‌گیری است. به یاد داشته باشید که افراد باهوش و با موفقیت بیشتر با سندروم فریبکار سروکار دارند. بنابراین، این واقعیت که شما آن را در خودتان تشخیص می دهید، چیزهای زیادی در مورد شما می گوید. دکتر آلبرز می‌گوید: «تقلب‌ کارهای واقعی این احساس را ندارند. بگذارید این انگیزه ای برای ادامه حرکت رو به جلو باشد.

با دیگران صحبت کنید

گاهی اوقات، یک چت خوب با کسی که شما را می شناسد و از شما حمایت می کند، می تواند به شما کمک کند تا متوجه شوید که احساسات فریبنده شما طبیعی و غیرمنطقی است.

برای رفع سندرم ایمپوستر با یک درمانگر صحبت کنید

یک درمانگر می تواند به شما کمک کند تا احساسات مرتبط با سندرم خیانتکار را بشناسید و رفتارهای جدیدی برای گذر از آنها ایجاد کنید. اقدام واقعاً به غلبه بر این امر کمک می کند. منظور این است که در فکر “من نمی توانم این کار را انجام دهم” گیر نمانید، بلکه مطمئن شوید که دست به کار شوید و به جلو حرکت کنید. شک به خود می تواند فلج کننده باشد. اما اکنون که می‌دانید چگونه این احساسات را بشناسید و با آن‌ها کنار بیایید، می‌توانید به جای گیر کردن در چرخه فریبکار، تلاش کنید تا به جلو بروید.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
verywellmind

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا