نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

هر روز، ما به طور منظم از چندین حالت مختلف آگاهی عبور می کنیم. این حالت ها، به طور کلی، بیداری و خواب هستند، که هم بیداری و هم خواب دارای چندین حالت فرعی از خود هستند. درجه آگاهی و کیفیت عاطفی حالت بیداری در طول روز تغییر می کند. زیرا ما از دوره های توجه متمرکز به رویاپردازی و به دوره های خواب آلودگی می گذریم که در آن هوشیاری شروع به عدم تمرکز می کند. بیداری با آگاهی از محیط خارجی و توانایی واکنش رفتاری به تغییرات در آن مشخص می شود. پس از یک دوره حدودا 16 ساعته بیداری، ما آماده هستیم تا وارد حالت بسیار متفاوتی شویم، حالت خواب. در این مقاله از وب سایت همکده ما به بررسی نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان پرداخته ایم.

مرکز مشاوره همکده به عنوان اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران شناخته می شود. این مرکز علاوه بر خدمات حضوری، ارائه دهنده خدمات تلفنی روان شناسی هم می باشد.

نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

همان طور که اشاره کردیم ما می خواهیم وارد دوره خواب شویم. خواب دوره ای است با درجات مختلف قطع ارتباط با محیط خارجی با توانایی محدود در واکنش رفتاری به تغییرات در آن. خواب را می توان به تعدادی از حالت های شناخته شده تقسیم کرد که با الگوهای EEG مشخصه و عمق تجربه شده خواب متمایز می شوند. اینها را مرحله 1 که عمق بسیار سبک است، مرحله 2، که عمق متوسط ​​است، مرحله 3 که عمیق است و در آن درجه زیادی از قطع ارتباط با محیط خارجی وجود دارد، و REM یا حرکت سریع چشم نامیده می شود. خوابی که در طی آن واضح ترین رویا رخ می دهد. در خواب REM، یک حالت متناقض وجود دارد که در آن به نظر می رسد مناطق خاصی از مغز تقریباً بیدار هستند.  در همان زمان بدن فلج می شود و به دنیای بیرونی پاسخ نمی دهد.

این حالت های بیداری و خواب معمولی هستند و ما آنها را به صورت روزانه تجربه می کنیم. همچنین حالت‌هایی از هوشیاری وجود دارد که می‌توانیم در بیداری تجربه کنیم که به طور مشخص با حالت بیداری معمولی متفاوت است و در واقع شباهت‌هایی به حالت رویایی دارد که در طول خواب REM رخ می‌دهد. این حالت‌ها حالت‌های هوشیاری تغییر یافته (ASC) نامیده می‌شوند و شامل حالات توهم، خلسه، مدیتیشن، هیپنوتیزم و مسمومیت با انواع خاصی از داروهای روان‌گردان هستند.

داروهای توهم زا یا روانگردان

داروهایی که بیشتر با ایجاد ASC مرتبط هستند به عنوان توهم زا یا روانگردان شناخته می شوند. اصطلاح توهم زا تا حدودی گمراه کننده است، زیرا این مواد به ندرت باعث ایجاد توهمات مناسب می شوند که در آن فرد متوجه نمی شود آنچه تجربه می شود هیچ مبنایی در واقعیت خارجی ندارد. اغلب این مواد باعث ایجاد تغییرات عمیق در احساسات، فرآیندهای فکری و احساساتی می شوند که فرد می فهمد توسط این ماده ایجاد می شود. نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان در اثر داروهای توهم زا هم شکل می گیرد.

اولیور ساکس، متخصص مغز و اعصاب معروف، نمونه ای از توهم مناسبی را بیان کرد که تحت تاثیر داروی مصنوعی آرتان (Artane) که شبیه بلادونا است، تجربه کرد.

او توضیح می دهد که چگونه دوز قابل توجهی از دارو را مصرف کرده و منتظر بوده تا اتفاقی بیفتد. اما متوجه شد که دیدش تا حدودی تار است. در خوانش مشکل داشت. هیچ چیز دیگری به نظر نمی رسید. سپس دو نفر از دوستانش در خانه اش را زدند، او آنها را به داخل دعوت کرد. پرسید برای صبحانه چه می خواهند. در حین صحبت با آنها صبحانه مهیا کرد. وقتی صبحانه را به جایی که آنها نشسته بودند برد، یک اتاق خالی پیدا کرد. او از فهمیدن اینکه آنها هرگز آنجا نبوده اند مبهوت شد.

او ترسیده بود زیرا در تجارب خود با مواد مخدر دیگر مانند ال اس دی، همیشه می دانست که چه اتفاقی می افتد. اما با این دارو، این تجربه کاملا واقعی به نظر می رسید و تا بعدا نمی توانست بگوید که در واقع رخ نداده بود قبل از اینکه دارو از بین برود، او چندین تجربه دیگر بعد از آنچه در بالا توضیح داده شد، داشت، از جمله برخی از هلیکوپترهای موجود و عنکبوت های سخنگو.

کدام داروها باید به عنوان توهم زا معرفی شوند؟

نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان با توجه به گروه های توهم زا هم شناخته می شوند. بحث های قابل توجهی در مورد اینکه کدام داروها باید توهم زا معرفی شوند وجود دارد. و شما می توانید طرح های طبقه بندی مختلفی را بیابید که ساختارهای شیمیایی، گیرنده های مغزی تحت تاثیر قرار گرفته و پدیدارشناسی حالت های تولید شده برای تصمیم گیری در مورد گنجاندن یا عدم گنجاندن یک دارو در این دسته را در نظر می گیرند. اصطلاح روانگردان که اغلب، اما همیشه مترادف با یک توهم زا به کار نمی رود، توسط هامفری آزموند در سال 1956 ابداع شد و از کلمات یونانی روان (ذهن) و دلوس (مرئی) مشتق شده است و در لغت به معنای “ذهن آشکار” یا “آشکار کردن ذهن” است.

گروه‌هایی از موادی که دارای این خاصیت آشکارسازی فرآیندهای ذهنی هستند به عنوان روانگردان شناخته می شود. این مواد دارای پیوندهای تاریخی، فرهنگی و پدیدارشناختی است. از دیرباز در دسته توهم زاها قرار گرفتند. موادی که به طور کامل تجربه روانگردان را بدون اثرات اضافی قابل توجه ارائه می کنند، مانند نوع هذیان که توسط دکتر ساکس در بالا گزارش شده است، “توهم زاهای کلاسیک” یا “روانگردان های کلاسیک” نامیده می شوند. این گروه از داروها در درجه اول به عنوان آگونیست عمل می کنند. آگونیست های جزئی روی یک زیرگروه از گیرنده های سروتونین معروف به 5-HT2AR قرار می گیرند.

اعضای برجسته این دسته عبارتند از LSD، psilocybin، mescaline و DMT. این مواد توانایی تغییر قابل توجهی در عملکرد ذهنی دارند به نحوی که روشن شود. جنبه های عملکرد ذهنی یا همانطور که گروف (1975) اشاره کرد، این داروها به عنوان “تقویت کننده غیر اختصاصی ناخودآگاه” عمل می کنند.

درمان های بالقوه در روان شناسی با توهم زای نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

برخی داروها در حال حاضر به عنوان درمان های بالقوه برای بسیاری از مشکلات روانپزشکی، از جمله افسردگی مقاوم به درمان، اضطراب مرتبط با بیماری لاعلاج، اعتیاد به مواد مخدر و PTSD تحت بررسی فعال هستند. بیشتر فرهنگ ها در طول تاریخ و در سراسر کره زمین از حالت های تغییر یافته آگاهی به عنوان راه هایی برای کسب دانش، فراتر رفتن از تجربیات روزمره و شفای بیماری استفاده کردند. امروزه علم مدرن غربی اینها را به عنوان ابزاری برای تعالی و شفا بررسی می کند.

همانطور که در بالا بررسی کردم، بسیاری از حالات تغییر یافته هوشیاری، از جمله حالاتی که توسط این دسته از داروها ایجاد می شود، ما را به یاد حالت خواب می اندازد. آیا آنها در واقع تجربه ای را تولید می کنند که بتوان آن را نوعی رویای بیداری توصیف کرد؟ مطمئناً ارتباطی بین ساختارهای عصبی زیربنایی رویا و حالت روانگردان ایجادی توسط داروهای روانگردان وجود دارد.

دیدن رویا با سیستم های خاص مغز

نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

همانطور که می دانیم، رویا دیدن در نتیجه اعمال هماهنگ زیرسیستم های خاص مغز رخ می دهد. نواحی اصلی درگیر عبارتند از تگمنتوم پونتین، هسته های تالاموس و سیستم لیمبیک. در حالی که این نواحی در هنگام خواب دیدن فعال تر هستند، قشر جلوی پیشانی پشتی جانبی، قشر جداری و قشر سینگولیت خلفی کاهش فعالیت نشان می دهند. همچنین یکپارچگی عملکردی بیشتر بین نواحی زمانی-پس سری با آمیگدال نسبت به حالت بیداری وجود دارد. بنابراین جنبه های بصری رویا با نواحی قشر گیجگاهی-پس سری مرتبط است در حالی که فعالیت بین سیستم لیمبیک و قشر اوربیتوفرونتال با جنبه های احساسی رویاها مرتبط است.

بنابراین جالب است بدانیم که فرآیندهایی که باعث رویا دیدن می شوند با فعالیت در سیستم 5HT2AR مرتبط هستند. غیرفعال شدن این نواحی در قشر جلوی مغز ممکن است تا حدی با فعالیت 5HT2AR انجام شود. گیرنده های 5HT2A با تراکم قابل توجهی در نورون ها وجود دارند که به قشر پیش پیشانی و نواحی ارتباط حسی قشر پیش می روند. روانگردان های سروتونرژیک اثر اولیه خود را در گیرنده های 5HT2A دارند. اثر این داروها کاهش فعالیت پری فرونتال پشتی جانبی همراه با افزایش نواحی ارتباط حسی است. این بسیار نزدیک به آن چیزی است که در طول رویا می بیند. این جاست که نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان خود را بیش از قبل نشان می دهند.

شباهت های ناشی از دارو ها و خواب REM

نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان

ما تشخیص طولانی مدت شباهت بین ASC ناشی از داروهای روانگردان و خواب REM و همچنین برخی از یافته‌های جالب علم اعصاب که ارتباط بالقوه بین مکانیسم‌های مغزی پشت خواب و این ASC را نشان می‌دهند، داریم. اما آیا پدیدارشناسی رویا واقعاً شبیه به تجربیات مواد مخدر روانگردان است؟ یک مقاله اخیر با استفاده از یک روش شناسی جالب به این سوال پرداخت.

این مطالعه به بررسی شباهت معنایی بین گروه بزرگی از گزارش‌های ذهنی از اثرات ذهنی تعدادی از مواد روان‌گردان و تعداد زیادی گزارش ذهنی از آنچه رویاهای شفافیت بالا و کم می‌گفتند، پرداخت. این کار با مقایسه گزارش‌های تجربه مواد روانگردان که کاربران در وب‌سایت اطلاعات مواد مخدر Erowid ارسال کرده‌اند و گزارش‌های مشابهی از تجربیات رویایی که در وب‌سایت Dream Journal ارسال شده‌اند، انجام شد. پنج دارویی که با گزارش‌های تجربی مرتبط بودند و بیشترین شباهت را به رویاهای با شفافیت بالا داشتند، از اول تا آخر عبارت بودند از: LSD، L. williamsii (peyote)، Datura (گیاه محتوی مواد مخدر)، قارچ سیلوسایبین، و شاهدانه (ماری جوانا).

این آزمایش نیمه های خلاق و منطقی ذهن انسان را با شرایط توهم زا نشان می دهد.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
psychologytoday

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا