جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید

چگونه از تبدیل شدن به چیزی که از آن متنفر هستید جلوگیری می کنید؟ برخی تغییرات ممکن است ملموس باشند، مانند بافت آبریزش سفیده تخم مرغ در دهان. برخی دیگر صفات و رفتارهایی هستند که افراد دیگر از خود نشان می دهند – چیزهایی که شما از تجسم خود در آن غمگین خواهید شد. به عنوان مثال، یک جوان با گرایش های سیاسی بسیار چپ ممکن است عقاید و رفتارهای محافظه کارانه والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ خود را تحقیر کند. برخی رفتارها نیز ممکن است آزاردهنده باشند، از اغماض و تکبر گرفته تا شایعات و انتقاد. در این مقاله از وب سایت همکده می خواهیم راه هایی برای جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید بیان کنیم. مرکز مشاوره همکده به عنوان اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران شناخته می شود. این مرکز خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی را ارائه می کند.

جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید

چه اتفاقی می‌افتد وقتی متوجه می‌شوید که چیزی را می‌گویید یا انجام می‌دهید که همیشه از آن نفرت داشتید؟ آیا شنیده‌اید که جمله‌ای از دهانتان بیرون می‌آید و از اینکه متوجه می‌شوید دقیقاً شبیه والدینتان هستید، وحشت زده شدید؟ یا شاید در یک موقعیت خاص، موجی از احساسات را احساس کردید و نگران بودید که به اندازه فردی که در گذشته از آن متنفر بودید مغرور، قضاوت کننده یا حتی نژادپرست هستید؟ اگر دارید، تنها نیستید. اینها اتفاقات رایجی هستند که اکثر مردم در مقطعی از زندگی خود با آن دست و پنجه نرم می کنند. بیایید ببینیم این واکنش ها یا بیزاری ها از کجا می توانند سرچشمه بگیرند و چگونه آنها را مهار کنیم.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

دقیقا از چه چیز متنفر هستید؟

خود تحلیلی برای رشد شخصی بنیادی است و این وضعیت نیز متفاوت نیست. وقتی نوبت به تجزیه و تحلیل اینکه چرا تفکر اشتهاآمیز یا مخالف دارید، بسیار مهم است که به جایی برگردید که این ترجیحات و نفرت ها از کجا آمده است. در مورد اینکه چرا از کارهایی که انجام می دهید متنفر هستید، با خودتان صادق باشید، حتی اگر این به معنای مواجهه با برخی از حقایق وحشیانه باشد. علاوه بر این، تفاوت بین نفرت از چیزی به طور خاص و تحقیر آن به دلیل شخصی که احساس می‌کنید تجسم چیزی جدایی ناپذیر است، ضروری است.

فرض کنید شما در یک خانواده مذهبی بسیار سخت گیر بزرگ شده اید. یکی از اصول اعتقادی که شما در آن بزرگ شده اید قضاوت نکردن دیگران بود. با این حال، همه اطرافیان شما ممکن است دیگران را به طرز وحشتناکی به خاطر پیروی نکردن از یک دین در نظر گرفته باشند. ممکن است از آن نوع ریاکاری بسیار آگاه بوده باشید و از آن متنفر باشید، اما اکنون، سال ها بعد، متوجه شده اید که نگرش قضاوت آمیز مشابهی نسبت به دیگران نشان می دهید. علاوه بر این، تشخیص اینکه آیا به دلیل ضربه ای که تجربه کرده اید نسبت به چیزی احساس منفی دارید، ضروری است. این به جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید کمک زیادی می کند.

مثالی در باره جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید

به عنوان مثال، فردی را در نظر بگیرید که عاشق دینی بود که در آن بزرگ شده بود. اما توسط فردی که در جایگاهی قدرتمند در جوامع مذهبی خود قرار داشت مورد سوء استفاده قرار گرفت. آنها ممکن است نسبت به دین خود تنفر داشته باشند زیرا مستقیماً با سوء استفاده کننده آنها مرتبط است. این نوع شرایط می‌تواند با آزار باشد. زیرا فردی که آسیب دید در نهایت یک سیستم حمایتی را از دست می‌دهد که برای او ارزش زیادی دارد. آنها مملو از عواطف مختلف از خشم و خیانت تا غم از دست دهی  خواهند بود. همه این احساسات در کنار هم می توانند به صورت «نفرت» ظاهر شوند، در حالی که در واقع، گردابی از ده ها آسیب مختلف است که باید از میان آنها گذشت.

در مورد احساسات خود و آنچه باعث آنها شد بسیار دقیق باشید

دقیقاً آنچه را که در مورد همه چیز احساس می کنید، بنویسید. از ابتدا شروع کنید، به عنوان مثال، زمانی که برای اولین بار از ریاکاری و قضاوتی که خیلی دوست نداشتید آگاه شدید. توجه داشته باشید که چه احساسی در شما ایجاد کرده است، هم در مورد خودتان و هم در مورد افرادی که شنیده اید که اینقدر قضاوت کننده (و ریاکارانه) هستند. سپس، مشخص کنید که چه چیزی باعث شد قضاوت آمیز با شخص دیگری برخورد کنید. آیا محرک خاصی وجود داشت که شما را تحریک کرد؟ آیا در آن لحظه احساس برتری اخلاقی کردید؟ یا آیا میل صادقانه ای برای «کمک کردن» به طرف مقابل وجود داشت، زیرا فکر می کردید که می توانید او را از وضعیت فعلی خود خارج کنید؟

ممکن است متوجه شوید که اعمال شما ریشه در ترس دارد زیرا دچار بحران ایمان هستید و مشکلات خود را به دیگران فرافکنی می کنید. یا شاید شما نسبت به پیامدهای اعمال این شخص احساس شفقت شدیدی دارید و میل صادقانه ای برای کمک به بهبود اوضاع برای او وجود دارد. شما فقط نمی دانید چگونه انجام دهید، بنابراین اولین غریزه شما قضاوت و محکومیت است. هنگامی که متوجه شدید که این افکار و احساسات از کجا می آیند، ایده واضح تری در مورد نحوه مدیریت و معکوس کردن آنها خواهید داشت. این جاست که می توانید به جلوگیری از تبدیل چیزی که از آن متنفرید کمک کنید.

چه کسی به شما می گوید که شما تبدیل به چیزی می شوید که از آن متنفر هستید؟

در حالی که در حال انجام این نوع درون یابی روحی هستید، آگاه باشید که اتهامات مربوط به چیزی که از آن متنفر هستید از کجا می آید. آیا متوجه شدید که چیزی را گفتید یا انجام دادید که از افراد دیگر راضی نمی آیید؟ یا این یک شریک یا خواهر یا برادر است که به شما می گوید شما دقیقاً شبیه والدین خود می شوید؟

اگر این مشاهدات شماست، پس این میزان آگاهی شخصی و تمایل زیادی به رشد خود را نشان می دهد، و این از نظر شما عالی است. در مقابل، اگر شریک یا خواهر یا برادری هستند که این را به شما می‌گویند، انگیزه‌های آنها را برای انجام این کار بررسی کنید. از یک طرف، آنها شاید از شنیدن حرفهای شما (یا دیدن شما در حال انجام دادن) چیزی که در زمان بزرگ شدن از آن متنفرید و از آن می ترسید، احساس ناراحتی و سردرگمی کنند. از سوی دیگر، با گفتن اینکه شما به گونه ای رفتار می کنید که آنها می دانند شما از آن خوشتان نمی آید، می توانند سعی کنند رفتار شما را کنترل کنند.

برخی از افراد سعی می کنند با شرمساری دیگران، آنها را به گونه ای تحت تأثیر قرار دهند. اما باید بدانید جلوگیری از تبدیل به چیزی که آن متنفرید بسیار مهم است.

چیزی که شما در برابر آن مقاومت می کنید ادامه دارد

به عبارتی دیگر ما تمایل داریم در جهتی که به سمت آن متمایل شدیم، بیفتیم. اگر نسبت به افراد سرد و دور احساس تحقیر شدید، ممکن است نسبت به این نوع رفتار وسواس داشته باشید. سپس، وقتی در موقعیتی قرار می گیرید که با افراد دیگر سروکار دارید، ممکن است آنقدر در افکار خود غرق شوید که در نهایت نسبت به آنها سرد و دور باشید. حتی بی اینکه قصد انجام  کار را داشته باشید، در همان الگوهای رفتاری قرار گرفتید که دوست نداشتید. به طور مشابه، برخی از افراد ممکن است خود را با همان انتقاداتی که در گذشته به آنها وارد شده بود، نسبت به دیگران تکرار کنند.

فرض کنید یک خانم در محیطی بزرگ شد که وزن و ظاهر افراد دیگر مرتباً بررسی می شود. او ممکن است علیه این نوع رفتار قضاوت آمیز شورش کند و به مبارزی سرسخت برای تصویر مثبت بدن تبدیل شود. سپس یک روز، او با کسی ملاقات می کند که سال هاست ندیده است، و اولین پاسخ او این است که فکر می کند “خود را رها کرده اند” و وزن زیادی اضافه کرده اند.

در این زمان جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید اهمیت بیشتری پیدا می کند. زیرا فوراً از پاسخ او وحشت می کند. به خصوص به این دلیل که او را به یاد چیزهایی می اندازد که با آنها بزرگ شد و برخلاف آنها شورش کرد. این بدان معنا نیست که او فرد بدی است. بلکه به این معناست که آنچه با آن بزرگ شده است بخشی از صحبت های ذهنی ناخودآگاه او شده است.

تمرکز بر لغزش در این شرایط

اگر چنین چیزی را تجربه کردید، با خود و شخصی که نسبت به او قضاوت می کنید مهربان باشید. در آن لحظه، تشخیص دهید که بله، این فکری بود که ناخواسته به وجود آمد. اما شما با دلسوزی و بخشش خود آن را رها خواهید کرد. سپس به فردی که از نظر ذهنی نسبت به او قضاوت می‌کردید، چیزی مثبت بگویید. بگذارید بدانند ملاقات آنها چقدر عالی است. از چیزی که پوشیدند تعریف کنید. بهترین آرزوها را برای خانواده آنها ارائه دهید. با تمرکز بر روی لغزش هیچ قدرتی به این رفتار ندهید. فقط آنرا به عنوان فرصتی برای پیشرفت و ادامه بپذیرید.

پژواک ژنتیکی واقعی است اما قابل تغییر است

برای جلوگیری از تبدیل به چیزی که از آن متنفرید باید به موارد زیادی دقت کنید. پژواک ژنتیکی در این معنا بیشتر بر ویژگی‌های فیزیکی تمرکز می‌کند تا ویژگی‌های احساسی. اشتباه نکنید، مبارزه با هر دو سخت است. برخی از ویژگی های ژنتیکی صرفاً به این دلیل که در ما رمزگذاری شدند در ظاهر و رفتار ما ظاهر می شوند. اما این بدان معنا نیست که آنها را نمی توان با کمی اراده و پشتکار تغییر داد. قبول با پژواک ژنتیکی شما بسیار سخت است. هنگامی که صاحبش شدید، می توانید آن را تغییر دهید.

برخی افراد از طریق استعداد ژنتیکی الگوهای رفتاری خانوادگی را تجسم می‌دهند. در حالی که برخی دیگر به دلیل آسیب‌هایی که تجربه کرده‌اند این الگوهای رفتاری را انجام می‌دهند. به عنوان مثال، فردی که از اینکه متوجه شد یکی از والدینش به دیگری خیانت کرده است ناراحت شد، ممکن است بزرگ شود که به همسرش خیانت کند. در این راستا باید به قطع زنجیره پرداخت. این کار نیز با کمک مشاوران امکان پذیر است.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
aconsciousrethink

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا