همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا این شرایط اغلب با هم اتفاق می افتند؟ یا این که چگونه می توان راه درمان را پیش گرفت؟ همه افراد در مقطعی درد را تجربه می‌کنند، اما در افراد مبتلا به افسردگی یا اضطراب، درد می‌تواند بسیار شدید و درمان آن سخت شود. برای مثال، افرادی که از افسردگی رنج می برند، نسبت به سایر افراد درد شدیدتر و طولانی تری را تجربه می کنند. همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی مطلب مهمی است که ما در این مقاله از وب سایت مرکز مشاوره همکده به بررسی آن می پردازیم. مرکز مشاوره همکده اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران است. این مرکز خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی را ارائه می کند.

همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

همپوشانی اضطراب، افسردگی و درد به ویژه در سندرم های درد مزمن و گاهی ناتوان کننده مانند فیبرومیالژیا، سندرم روده تحریک پذیر، کمردرد، سردرد و درد عصبی مشهود است. به عنوان مثال، حدود دو سوم بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر که برای مراقبت‌های بعدی ارجاع می‌شوند، علائم پریشانی روانی، اغلب اضطراب را دارند. حدود 65 درصد از بیمارانی که برای افسردگی به دنبال کمک هستند، حداقل یک نوع از علائم درد را گزارش می کنند. اختلالات روانپزشکی نه تنها به شدت درد کمک می کند، بلکه خطر ناتوانی را نیز افزایش می دهد.

زمانی محققان فکر می کردند که رابطه متقابل بین درد، اضطراب و افسردگی عمدتاً ناشی از عوامل روانی است تا بیولوژیکی. درد مزمن افسرده کننده است و به همین ترتیب افسردگی اساسی ممکن است از نظر جسمی دردناک باشد. اما همانطور که محققان در مورد نحوه عملکرد مغز و نحوه تعامل سیستم عصبی با سایر قسمت های بدن اطلاعات بیشتری کسب کردند، دریافتند که درد در برخی مکانیسم های بیولوژیکی با اضطراب و افسردگی مشترک است.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

آناتومی مشترک به برخی از این تعامل کمک می کند. قشر حسی تنی (بخشی از مغز که احساساتی مانند لامسه را تفسیر می کند) با آمیگدال، هیپوتالاموس و شکنج سینگولیت قدامی (مناطقی که احساسات و پاسخ استرس را تنظیم می کنند) تعامل دارد تا تجربه ذهنی و فیزیکی درد را ایجاد کند. همین مناطق نیز به اضطراب و افسردگی کمک می کنند.

مراقبت از مغز در برابر همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

از مغز خود در برابر این مشکل پزشکی ترسناک که می تواند ناتوان کننده یا حتی کشنده باشد محافظت کنید. چه قبلاً یک سکته کوچک یا سکته بزرگ داشته باشید یا به شما هشدار داده شده باشد که فشار خون بالا ممکن است باعث سکته مغزی در آینده شود، کارشناسان دانشکده پزشکی هاروارد آخرین تحقیقات را بررسی کرده و توصیه هایی را به شما ارائه می دهند که می تواند به شما در پیشگیری یا مقابله با آن کمک کند. سکته. علاوه بر این، دو انتقال دهنده عصبی – سروتونین و نوراپی نفرین – به سیگنال دهی درد در مغز و سیستم عصبی کمک می کنند. آنها همچنین در اضطراب و افسردگی نقش دارند.

زمانی که درد با اضطراب یا افسردگی همپوشانی داشته باشد، درمان چالش برانگیز است. تمرکز بر درد می تواند آگاهی پزشک و بیمار را مبنی بر وجود یک اختلال روانپزشکی پنهان کند. حتی زمانی که هر دو نوع مشکل به درستی تشخیص داده شوند، درمان آنها ممکن است دشوار باشد. یک بررسی تعدادی از گزینه‌های درمانی در دسترس را زمانی که درد همراه با اضطراب یا افسردگی رخ می‌دهد، شناسایی کرد.

  • درمان شناختی رفتاری (CBT) نه تنها یک درمان ثابت برای اضطراب و افسردگی است. همچنین بهترین روان درمانی مطالعه شده برای درمان درد است.
  • تمرین تمدد اعصاب، هیپنوتیزم و ورزش نیز ممکن است کمک کننده باشد.
  • برخی از داروهای ضد افسردگی یا ضد تشنج ممکن است هنگام درمان یک اختلال روانپزشکی درد را کاهش دهند، اما از تداخلات دارویی احتمالی آگاه باشند.

روان درمانی دو وظیفه ای

برطرف شدن شرایط همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی از راه های بسیاری ممکن است. روان‌درمانی‌های مختلف را می‌توان به تنهایی برای درمان درد در بیماران مبتلا به افسردگی یا اضطراب یا به عنوان مکمل درمان دارویی استفاده کرد.

درمان شناختی رفتاری

درد در عین حال آزاردهنده است. درمان شناختی رفتاری (CBT) نه تنها یک درمان ثابت شده برای اضطراب و افسردگی است، بلکه بهترین روان درمانی مطالعه شده برای درمان درد است. CBT بر این فرض استوار است که افکار، احساسات و روحیات  همه به هم مرتبط هستند. درمانگران از CBT برای کمک به بیماران برای یادگیری مهارت های مقابله ای استفاده می کنند تا بتوانند آن را مدیریت کنند، نه اینکه قربانی درد خود شوند. برای مثال، بیماران ممکن است سعی کنند در فعالیت هایی شرکت کنند تا عملکرد خود را بهبود بخشند و تمرکز خود را بر روی درد منحرف کنند.

آموزش تمدد اعصاب در رفع همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

تکنیک‌های مختلف می‌تواند به افراد کمک کند تا آرام شوند و واکنش استرس را کاهش دهند، که منجر به تشدید درد و همچنین علائم اضطراب و افسردگی می‌شود. تکنیک ها شامل آرام سازی پیشرونده عضلانی، یوگا و تمرین تمرکز حواس است.

ورزش

تحقیقات فراوانی وجود دارد مبنی بر اینکه فعالیت بدنی منظم خلق و خو را تقویت می کند و اضطراب را کاهش می دهد، اما شواهد کمتری در مورد تأثیر آن بر درد وجود دارد. بررسی مطالعات مداخلات ورزشی را با شرایط کنترل مختلف در درمان فیبرومیالژیا مقایسه کردند. بازبینان به این نتیجه رسیدند که تمرینات هوازی که با شدت توصیه شده برای حفظ تناسب اندام قلب و تنفسی انجام می شود، به طور کلی باعث بهبود وزن می شود. ورزش منجر به بهبود سلامتی و عملکرد فیزیکی در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا و ممکن است درد را کاهش دهد. شواهد محدودتر نشان می دهد که تمرینات طراحی شده برای تقویت قدرت عضلانی، مانند بلند کردن وزنه، ممکن است درد، عملکرد کلی و خلق و خو را نیز بهبود بخشد.

اجتناب از تداخلات دارویی

همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی می تواند با تداخلات دارویی هم مرتبط باشد. بسیاری از داروهای روانپزشکی و داروهای مسکن تداخل دارویی بالقوه دارند. در اینجا چند نمونه رایج وجود دارد.

داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (NSAIDs)

این داروها هم برای دردهای طولانی مدت و هم برای دردهای کوتاه مدت مفید هستند و برای کاهش درد و کاهش التهاب عمل می کنند. با این حال، هر دو NSAID و SSRI به صورت جداگانه خطر خونریزی گوارشی را در صورت استفاده مداوم افزایش می دهند، بنابراین ترکیب این داروها ممکن است خطر خونریزی را حتی بیشتر افزایش دهد. استفاده طولانی مدت از NSAID ها می تواند باعث نارسایی کلیه در افرادی شود که قبلاً عملکرد کلیه آنها کاهش یافته است. در نهایت، استفاده از NSAID ها و لیتیوم با هم می تواند منجر به سطوح سمی لیتیوم در جریان خون شود.

استامینوفن و اثر آن بر همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

استامینوفن درد را کاهش می دهد و خطر خونریزی را به اندازه NSAID ها افزایش نمی دهد. اما استامینوفن از طریق کبد توسط همان آنزیم هایی متابولیزه می شود که با بسیاری از SSRI ها و سایر داروهای روانپزشکی تعامل دارند. در هر بیماری که برای مدت طولانی استامینوفن مصرف می کند در حالی که داروی روانپزشکی نیز مصرف می کند، عملکرد کبد باید کنترل شود. بیماران مبتلا به آسیب کبدی ناشی از هپاتیت C یا وابستگی به الکل نیز باید با احتیاط از استامینوفن استفاده کنند یا به طور کامل از آن اجتناب کنند.

مسکن های اپیوئیدی

مسکن های اپیوئیدی برای درمان درد متوسط ​​تا شدید استفاده می شود. پزشکان و بیماران علاوه بر توجه به احتیاط‌های معمول، مانند خطر وابستگی، باید از چندین تداخل بالقوه آگاه باشند. به عنوان مثال، ترامادول (اولترام)، یک ماده افیونی، می تواند با SSRI ها برای افزایش خطر تشنج در بیمارانی که هر دو دارو را همزمان مصرف می کنند، تداخل داشته باشد. مواد افیونی همچنین ممکن است با بنزودیازپین ها تداخل داشته باشند و باعث مشکلات تنفسی شوند.

بیماری که بنزودیازپین مصرف می کند باید یک اپیوئید را با دوز کم شروع کند و به آرامی تیتر شود. کدئین و هیدروکودون ممکن است زمانی که همراه با داروهای روانپزشکی که برای همان آنزیم کبدی رقابت می کنند (مانند پاروکستین [پاکسیل]، بوپروپیون [ولبوترین] و دولوکستین [سیمبالتا]) مصرف شوند، تأثیر کمتری خواهند داشت.

داروهای دوگانه و اثر آن بر همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

برخی از داروهای روانپزشکی نیز به عنوان مسکن عمل می کنند و در نتیجه دو مشکل را به طور همزمان کاهش می دهند. بنابراین عاقلانه است که بررسی کنیم که شواهدی برای حمایت از هرگونه استفاده بدون توصیه پزشک برای داروها وجود دارد یا نه. سایر بیماران ممکن است ترجیح دهند یک دارو برای اختلال روانپزشکی و دیگری برای درد مصرف کنند. در این مورد، اجتناب از تداخلات دارویی که می تواند عوارض جانبی را افزایش دهد یا اثربخشی دارو را کاهش دهد، مهم است.

داروهای ضد افسردگی

انواع داروهای ضد افسردگی هم برای اضطراب و هم برای افسردگی تجویز می شود. برخی از آنها همچنین به تسکین دردهای مزمن به ویژه دردهای عصبی کمک می کنند. این تحقیقات به شدت از استفاده از مهارکننده‌های بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRIs) یا داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای (TCAs) به عنوان داروهای دوگانه‌ای که می‌توانند اختلالات روانپزشکی و درد را درمان کنند، حمایت می‌کند.

یافته‌ها در مورد توانایی مهارکننده‌های انتخابی

همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی می تواند منجر به مسائل بسیاری شود. در این زمینه باید به داروها و مهارکننده ها هم دقت داشت. یافته‌ها در مورد توانایی مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) برای کاهش درد بسیار متفاوت است. به عنوان مثال، SNRI دولوکستین (Cymbalta)، همچنین می تواند برای درمان درد ناشی از نوروپاتی دیابتی یا فیبرومیالژیا استفاده شود. ونلافاکسین (Effexor) همچنین برای دردهای عصبی، فیبرومیالژیا و سردرد استفاده می شود. به همین ترتیب، میرتازاپین (رمرون) ممکن است به جلوگیری از سردرد تنشی مزمن کمک کند.

یک کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌شده نشان داد که بوپروپیون (ولبوترین)، که بر دوپامین و نوراپی‌نفرین تأثیر می‌گذارد، در کاهش درد مزمن عصبی مفید است، اما نه کمردرد مزمن که به آسیب عصبی مرتبط نیست. این ممکن است گزینه ای برای بیمارانی باشد که از درد عصبی و افسردگی رنج می برند. اما توجه داشته باشید که در برخی از بیماران، بوپروپیون ممکن است اضطراب را افزایش دهد و به بی خوابی کمک کند.

داروهای TCA آمی تریپتیلین (Elavil)، نورتریپتیلین (Aventyl، Pamelor) و دزیپرامین (Norpramin) برای درمان دردهای عصبی (مانند نوروپاتی دیابتی) و سردردهای مزمن تجویز می شوند. هنگامی که برای درمان درد استفاده می شود، TCA ها معمولا با دوز کمتری نسبت به زمانی که برای درمان افسردگی استفاده می شوند، تجویز می شوند.

عوارض ناخواسته داروها در همپوشانی درد، اضطراب و افسردگی

همه داروها ممکن است عوارض ناخواسته ای ایجاد کنند. برای مثال، SSRI ها ممکن است خطر خونریزی گوارشی را افزایش دهند. TCA ها می توانند باعث سرگیجه، یبوست، تاری دید و مشکل در دفع ادرار شوند. مصرف بیش از حد می تواند به طور کشنده ای ریتم قلب را مختل کند، بنابراین خطر باید به دقت در برابر مزایای احتمالی در بیمارانی که در معرض خطر بالای اقدام به خودکشی هستند سنجیده شود.

گاهی اوقات از داروهای ضد تشنج نیز برای تثبیت خلق و خو استفاده می شود. این داروها اثرات خود را با محدود کردن فعالیت الکتریکی ناهنجار و واکنش بیش از حد در مغز، که به تشنج کمک می کند، اعمال می کنند. از آنجایی که درد مزمن به ویژه شامل حساسیت عصبی می شود، برخی از این داروها ممکن است تسکین دهند. به عنوان مثال، پره گابالین (Lyrica) برای درمان نوروپاتی دیابتی، نورالژی پس از تبخال و فیبرومیالژیا مورد تایید FDA است.

 

 

 

 

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
.health.harvard.edu

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا