روانشناسی روابط فرااجتماعی

مردم اغلب احساس می کنند که در یک رابطه عمیق با یک غریبه هستند. اما چرا؟ شناخت اجتماعی مکانیسمی است که به کسی اجازه می دهد تا آگاهی فرد دیگری را الگوبرداری کند. تحقیقات نشان می دهد که وقتی یک فرد از روابط نزدیک محروم می شود، این فرآیند مدل سازی تشدید می شود و به سمت درونی شدن می چرخد.

این باعث می شود که برخی روابط فرااجتماعی ایجاد کنند: احساسات عمیق ارتباط با افرادی که ممکن است به سختی آنها را بشناسند، مانند افراد مشهور. در این مقاله از وب سایت همکده ما به بررسی روانشناسی روابط فرااجتماعی پرداخته ایم. مرکز مشاوره همکده اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران می باشد. این مرکز ارائه دهنده خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی می باشد.

روانشناسی روابط فرااجتماعی

روانشناسی روابط فرااجتماعی

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

این قسمت 3 از یک مجموعه چند قسمتی در مورد بازاریابی عصبی از تنهایی است. بخش 1 روانشناسی و کسب و کار تنهایی را بررسی می کند، در حالی که بخش 2 به بررسی اقتصاد در حال افزایش تنهایی می پردازد. ما به عنوان انسان، در مورد تعاملات اجتماعی حداقل دو گرایش اجتناب ناپذیر داریم: نمی‌توانیم از قضاوت کردن خودداری کنیم، و نمی‌توانیم سعی نکنیم بفهمیم طرف مقابل چه فکر می‌کند.

در عرض چند ثانیه پس از دیدن کسی، ما در حال شکل گیری ایده هایی درباره دنیای درونی او هستیم. البته، ما نمی‌توانیم دقیقاً بدانیم که شخص دیگری چه چیزی را تجربه می‌کند، و بنابراین مدلی از آن می‌سازیم. بهترین حدس ماست. این فرآیند با نام های بسیاری از جمله نظریه ذهن، ذهنیت سازی یا شناخت اجتماعی همراه است.

در پایان کار، به ایجاد یک مدل درونی از ذهن شخص دیگر ختم می شود. ما به عنوان موجودات اجتماعی این کار را به طور طبیعی و بدون تلاش انجام می دهیم. در واقع آنقدر خودکار به نظر می رسد که ما به سختی متوجه می شویم که اصلاً پردازشی در حال انجام است. شما به راننده بعدی در ترافیک نگاه می کنید و به راننده بعدی می پردازید – به طور خودکار ایده ای در مورد آنچه در سر آنها وجود دارد دارید. ما هرگز نمی‌توانیم آگاهی شخص دیگری را مستقیماً تجربه کنیم. بنابراین این ایده تولید شده درونی بهترین چیز بعدی است. روانشناسی روابط فرااجتماعی چیزی فرای موارد ساده است.‌

شناخت اجتماعی و مکانیزم آن همراه با تعریفی از روانشناسی فرااجتماعی

شناخت اجتماعی مکانیزمی است که به ما امکان می دهد تا آگاهی فرد دیگری را الگوبرداری کنیم.  این فرآیند شناخت اجتماعی البته به شدت در روابط انسانی دخیل است. با گذشت زمان با فردی آشنا می‌شوید، مدل غنی‌تر و دقیق‌تر می‌شود. برای مثال، شریک عاشقانه شما می‌داند که وقتی از سر کار به خانه می‌آیید خسته شده‌اید، اما اگر یک بازی ورزشی خوب در تلویزیون وجود داشته باشد، انرژی بیشتری دریافت کنید.

شخصیت انسان تفاوت‌های ظریفی دارد و شناخت اجتماعی اجازه می‌دهد تا این جهان‌های درونی عجیب و غریب به اشتراک گذاشته شوند. اما اینجا جایی است که روانشناسی تنهایی وارد می شود. وقتی از این روابط نزدیک محروم می شویم، این روند مدل سازی بیش از حد پیش می رود. این ما را به ایجاد مدل های عمیق از افرادی که به سختی می شناسیم، مانند افراد مشهور، هدایت می کند. ما یک مدل برای تجربه درونی داریم که شامل رابطه با آنها نیز می شود. یعنی ما با آنها رابطه داریم، اما آنها با ما رابطه ندارند. به این یک رابطه فرا اجتماعی می گویند.

روابط فرااجتماعی چیست و چرا ایجاد می شود؟

تأثیر تنهایی بر شناخت اجتماعی بسیار پیچیده است. از این رو  این اصطلاح برای اولین بار در دهه 1950 ابداع شد، زمانی که تلویزیون در خانواده های آمریکایی برجسته شد. دونالد هورتون و ریچارد وول اولین کسانی بودند که این پدیده را مشاهده کردند. بسیاری از بینندگان فقط از کارهایی مانند I Love Lucy و The Lone Ranger لذت نمی بردند. در عوض، آنها یک پیوند قوی و واقعی با شخصیت ها و “توهم یک رابطه رو در رو” احساس کردند. در حالی که افراد مشهور هدف مشترک عشق فرااجتماعی هستند، این روابط می تواند با افراد عادی نیز ایجاد شود. اینجاست که ما می بینیم که شناخت اجتماعی به سطح عمیق تری رفته است.

مثالی در ارتباط با این زمینه

روانشناسی روابط فرااجتماعی

صحنه‌ای در فیلم اقتباس وجود دارد که این مفهوم را به T. دونالد کافمن نشان می‌دهد که با برادرش چارلی در حال یادآوری خاطرات دوست‌داشتنی دبیرستانی‌اش، سارا مارش است. دونالد برای او سر به زیر بود، اما این احساس متقابل نبود. در واقع سارا او را تحقیر کرد. با این حال، محبت دونالد تزلزل ناپذیر بود:

دونالد کافمن: من سارا را دوست داشتم، چارلز. مال من بود اون عشق من بود. صاحبش بودم. حتی سارا هم حق نداشت آن را بگیرد. من می توانم هر کسی را که می خواهم دوست داشته باشم.

مثال دوم

چارلی کافمن: اما او فکر می کرد که شما رقت انگیز هستید.

دونالد کافمن: این کار او بود، نه من. شما همان چیزی هستید که دوست دارید، نه آن چیزی که کسی بر مبنای آن شما را دوست دارد. این چیزی است که من خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم.

آنچه دونالد توصیف می کند یک “رابطه فرا اجتماعی” است. در روابط سنتی و دو طرفه، هر دو نفر دوستی را تجربه می‌کنند و می‌دانند که در کجا با دیگری ایستاده‌اند. اما در مورد روابط فرااجتماعی، همه چیز یک طرفه است. به طور دقیق، از نقطه نظر شناخت اجتماعی، دونالد درست می گوید: “شما چیزی هستید که دوست دارید، نه آن چیزی که کسب که شما را دوست دارد می پندارد.”

ضروری خواندن تنهایی

روانشناسی روابط فرااجتماعی موارد زیادی را بررسی می کند.

همانطور که دونالد کافمن توصیف می کند “شما چیزی هستید که دوست دارید، نه چیزی که کسی بر مبنای آن شما را دوست دارد”

قسمت عشق و رادیو، “Photochemical”، زنی به نام Meags را به تصویر می‌کشد که به وسیله غرفه‌های عکاسی روابط عاشقانه برقرار می‌کند. ما به زودی به مفهوم دوست داشتن اشیای بی‌جان باز خواهیم گشت. اما او در توصیف تجربه‌اش از روابط انسانی، این ایده را القا می‌کند. عشق یک طرفه کاملا!

“اگرچه می توانم بگویم که آنها چیزهایی را به من احساس می کنند، اما می دانم که احساساتی که برای آنها دارم احساساتی است که من برای خودم ایجاد می کنم. با وجود این دو چیز وجود دارد که باعث می شود آن رابطه اتفاق بیفتد، من فقط تجربه درونی خود را از آن رابطه می دانم. و بنابراین در این راه، همیشه به نوعی یک طرفه است.”

احساسات در مورد رابطه

روانشناسی روابط فرااجتماعی

روانشناسی روابط فرااجتماعی موارد مختلفی را برای افراد ارائه می کند. احساسات در مورد رابطه فقط در ذهن خود ما رخ می دهد. در روابط سنتی، حداقل این انتظار وجود دارد که این احساسات متقابلاً حفظ شوند. با این حال، در مورد روابط فرااجتماعی، این مورد نیست. همه اینها در ذهن یک نفر است. فرد ممکن است احساس یک پیوند فوق‌العاده واقعی داشته باشد، حتی اگر طرف مقابل اصلاً از وجود آنها نداند.

چگونه روانشناسی تنهایی بر روابط فرااجتماعی تأثیر می گذارد؟

اینکه چرا افراد این نوع روابط فرااجتماعی را ایجاد می کنند، مشخص نیست. با این حال، حداقل در برخی از موارد، تنهایی یک متغیر کلیدی به نظر می رسد. همانطور که دکتر جی دریک، که در دانشگاه هیوستون در مورد روابط فرااجتماعی مطالعه می‌کند، به هافینگتون پست گفت: «افراد با عزت نفس پایین ممکن است از روابط فرا اجتماعی خود برای مثبت‌تر دیدن خود استفاده کنند، درست مانند افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند.

روابط اجتماعی واقعی

سلبریتی ها معمولاً موضوع روابط فرااجتماعی هستند.

یک رابطه فرا اجتماعی امن است. سلبریتی مورد علاقه شما نمی تواند از یک مقاله مجله برای رد کردن شما استفاده کند. با توسعه رسانه های اجتماعی، این تا حدودی تغییر کرده است، اما هنوز نادر است.” تحقیقات نشان می دهد که هر چه احساس تنهایی بیشتری داشته باشیم، احتمال بیشتری برای داشتن این نوع روابط فرا اجتماعی داریم. تقریباً گویی وقتی از ارتباط انسانی محروم می‌شویم، انرژی ارتباط‌جویانه به درون می‌چرخد. ما هنوز تعامل و گرمای مورد نظر خود را دریافت می کنیم، اما به جای آن که در جهان پخش شود، این رابطه شبیه سازی در ذهن ماست. همانطور که پروفسور کرت گری در کتاب خود، باشگاه ذهن، خلاصه می کند، “تنهایی باعث می شود مردم پیوندی محبت آمیز با ذهن های دیگر تصور کنند، و این عشق می تواند حتی ذهن های خیالی را واقعی کند.”

نکته ای در ارتباط با این زمینه

روانشناسی روابط فرااجتماعی

تصور کنید فردی در کلاس در حال رویاپردازی در مورد علاقه افراد مشهور خود است. دنیای بیرونی – استاد آنها در کلاس غرغر می کند – به سرعت صدای پس زمینه ضعیف، خفه می شود. در سر آنها جایی است که دارای چالش است. در اینجا، برای مثال، آنها در یک قرار ملاقات در یک رستوران رمانتیک هستند. شاید شبیه سازی آنها شامل جزئیات گفتگوی شام نیز باشد. آیا آنها با هم کنار می آیند یا در حال دعوا هستند؟ این روابط درونی می توانند پیچیده شوند، با تاریخچه ها و درام های خاص خود، درست مانند زندگی واقعی.

شاید به همین دلیل است که خدماتی مانند «اجاره دوست» در وهله اول ممکن است وجود داشته باشد. ما باید با افراد دیگر ارتباط برقرار کنیم، حتی اگر به معنای تلاش برای انجام این کار در شرایط سطحی باشد. و حتی زمانی که در عمق وجودمان ممکن است بدانیم شخصی که با او در ارتباط هستیم دوست ما نیست، باز هم می‌توانیم آن پیوند را در ذهن خود شبیه‌سازی کنیم. روانشناسی روابط فرااجتماعی تمامی موارد را بررسی می کند. اما در مجموع، تنهایی ممکن است ما را وادار کند تا با دیگران به روشی “یک طرفه” تر از آنچه در غیر این صورت انجام می‌دادیم ارتباط برقرار کنیم. این شناخت اجتماعی است و به درون تبدیل شده است.

منابع
وبسایت psychologytoday

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا