بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار

تمرین عمدی و بازخورد مساوی با بهبود است. تفکر همه یا هیچ می تواند انگیزه ما برای بهبود مهارت هایمان را مختل کند. شناسایی مؤلفه های خاصی از مهارت ها برای کار بر روی آنها از طریق بازخورد می تواند مفید باشد. در حقیقت تمرین عمدی موثرتر از روش معمول تمرین ما است. مردم باورهای قوی در مورد آنچه هستند و در آن خوب نیستند، دارند. علاوه بر این، در بخش‌های خاصی از زندگی‌شان، مردم تمایل دارند خود را از دریچه افراط‌های طبقه‌بندی‌شده ببینند – آنها یا در چیزی خوب هستند یا در چیزی بد هستند، نه جایی در میانه. در این مقاله ما بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار را ارائه می کنیم. مطلبی که در وب سایت اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران، مرکز همکده ارائه شده است.

مرکز مشاوره همکده برای بهبود شرایط روانی افراد در کنار خدمات حضوری،‌ مشاوره تلفنی روان شناسی را هم ارائه می کند.

بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار

در درمان شناختی-رفتاری (CBT)، ما فرآیندهای فکری اغراق آمیز مانند این تحریفات شناختی را می نامیم، اصطلاحی که برای اشاره به “خطاهای فکری” رایج استفاده می شود. به طور خاص، خطای دیدن چیزها به صورت سیاه یا سفید به جای سایه های خاکستری نمونه ای از تحریف شناختی است. به آن تفکر همه یا هیچ می گویند. تفکر همه یا هیچ بر باورهای اصلی ما تأثیر می گذارد. ما باید توانایی‌های خودمان را حفظ کنیم. اما این تفکر تأثیر قدرتمندی بر توضیحاتی که در مورد اینکه چگونه می‌تواند چنین تفاوت‌های بزرگی در سطح توانایی افراد وجود داشته باشد، دارد.

برای ارتباط با روانشناس کلیک کنید ارتباط با روانشناس

برخی از مردم آن را دریافت کرده اند و برخی از مردم نه. ما با نقاط قوت و ضعف خاصی به دنیا می آییم که ما را مستعد انجام فعالیت های خاص می کند. از فعالیت ها، سرگرمی ها و مشاغلی که برای آنها ساخته نشده ایم دور می شویم. بنابراین باید کشف کنیم که به طور طبیعی در چه چیزی خوب هستیم و پتانسیل های پنهان خود را کشف کنیم. زندگی کمی شبیه به شکار گنج است. به دنبال سرنخ‌هایی روی نقشه می‌گردید که به مسیر درست اشاره می‌کنند، بارها و بارها گم می‌شوید و در بن‌بست گیر می‌کنید، شروع به از دست دادن تمام امیدتان می‌کنید، تا اینکه یک روز بالاخره به چیزی که به دنبالش بوده اید برخورد می کنید. گنج مدفون / توانایی / پتانسیل / تماس / هدف زندگی که آنجا بوده است.

تمرین و اثر آن برای افراد

بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار

بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار را شاید بتوان تمرین کردن دانست. در این بین آزمایش های زیادی هم انجام شده است. K. Anders Ericsson در کتاب خود با عنوان Peak: Secrets From the New Science of Expertise، این افسانه را که دلیل اصلی خوب بودن بهترین شناگران، ویولونیست ها، استادان بزرگ شطرنج و سایر رقبایانی که در صدر رشته های خود قرار می گیرند، استعداد است، رد می کند.

او دریافت که عامل اصلی که ویولونیست‌های برتر را از بقیه متمایز می‌کند این بود که این افراد به‌طور متوسط ​​هر روز ساعات بیشتری را صرف تمرین خودشان خارج از تمرین‌های معمولی و آموزش‌های انفرادی از معلمانشان می‌کردند. اریکسون کشف کرد که الگوی مشابهی در بین برندگان مسابقات ملی وجود داشت. افرادی که در این مسابقات برنده می شدند، معمولاً کسانی بودند که بیشترین زمان را صرف تمرین در شرایط انفرادی می کردند.

این یک سوال مهم را مطرح می کند – آیا این مجریان به این دلیل که زمان بیشتری را صرف تمرین می کردند برتری داشتند یا صرفاً بیشتر تمرین می کردند زیرا قبلاً در زمینه های مربوطه خود استعداد داشتند و بنابراین از انجام این فعالیت ها بیش از دیگران لذت می بردند؟ هنگامی که از آنها پرسیده شد که چقدر از تمرین لذت می برند، افراد برتر نسبت به همتایان مشابهی که مهارت کمتری نسبت به آنها داشتند، لذت بردن از تمرین را گزارش نکردند.

آیا این بدان معناست که ما می توانیم هر کسی را برای انجام هر کاری آموزش دهیم؟

بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار شاید تمرین کردن باشد. اما آیا می توان هر شخصی را آموزش داد؟ اریکسون اذعان می‌کند که در برخی از حوزه‌های ورزشی، ممکن است شما توسط عواملی مانند قد و/یا اندازه بدنتان محدود شوید که بدون توجه به تلاش، احتمالاً تغییر چشمگیری نمی‌کند و می‌تواند به دیگرانی که دارای مواهب ژنتیکی هستند، کمک کند (فکر کنید قد بلندتر می‌تواند به شما کمک کند. شما در بسکتبال هستید، اما کوتاه‌تر بودن می‌تواند در اسب‌سواری بیشتر به شما کمک کند). با این حال، او توانست از طریق آزمایش‌ها ثابت کند که می‌توان به افراد غیرعادی یاد داد چگونه کارهایی را انجام دهند که در ظاهر فکر می‌کنید آموزش آنها غیرممکن است یا مختص «نابغه‌ها» است.

اریکسون توانست استیو فالون دونده مسافت طولانی را برای مطالعه ای استخدام کند تا ببیند آیا امکان بهبود توانایی فرد در به خاطر سپردن ارقامی که برای آنها با صدای بلند خوانده می شود وجود دارد یا خیر. در ابتدا، فالون می‌توانست تعداد نسبتاً متوسطی از ارقام (هفت) را به خاطر بیاورد و بگوید، اما در جلسه 200 “آموزش”، می‌توانست 82 رقم خیره‌کننده را به خاطر بسپارد، که قابل مقایسه با آنچه بهترین متخصصان حافظه در آن زمان می‌توانستند انجام دهند بود. اریکسون توانست موفقیت مشابهی را با شرکت‌کنندگان آزمایش بعدی تکرار کند، که توانستند از تکنیک‌هایی مشابه با تکنیک‌هایی که فالوون گزارش می‌داد در هنگام پرسیدن در مورد فرآیندهای فکری‌اش استفاده می‌کرد، سود ببرند.

بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار با آزمایش در موسیقی

در حوزه موسیقی، اریکسون مثال‌هایی ارائه می‌دهد که چگونه به مردم آموزش داده شده است که چگونه نت‌های موسیقی را با گوش از طریق آموزش و تمرین شناسایی کنند و می‌توانند یک آهنگ را عالی اجرا کنند. کیفیتی که معمولاً اعتقاد بر این است که شما با آن متولد می‌شوید. او در مورد اینکه چگونه «نابغه‌هایی» مانند ولفگانگ آمادئوس موتزارت واقعاً بسیار خوب شدند زیرا او از جوانی شروع کرد، محیط خانه غنی و والدینی درگیر داشت و هزاران و هزاران ساعت تمرین را قبل از تولید اولین کارهای خلاقانه‌اش انباشته کرد.

به دلیل این افسانه اجتماعی که استعداد ذاتی است، از نظر ذهنی خود را از دنبال کردن چه رویاها و آرزوهایی بسته ایم؟ مشکل با این باور که استعداد و مهارت ژنتیکی هستند این است که این باور ما را از تلاش و ادامه برای بهتر شدن در چیزی منصرف می‌کند. این ایده را تقویت می‌کند که ما در آن کار خیلی خوب نیستیم.

چگونه بهتر شویم؟

اگر به دنبال بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار هستید باید خود را به چالش بکشید. اجازه ندهید وارد چرخه افسردگی و اضطراب شوید و این مسئله بر شما اثر بگذارد. به همین دلیل در این بخش از مقاله می خواهیم بدانیم که ما چطور می توانیم در زندگی خود بهتر شویم؟ گرچه در این راه مشاوران مرکز مشاوره همکده هم شما را یاری می کنند.

داستان خود را در مورد توانایی به چالش بکشید.

خوب بودن در چیزی به معنای یافتن گنج مدفون نیست. این بیشتر شبیه پر کردن صندوق گنج است، هر بار یک سکه، هر بار که برای تمرین یک مهارت سرمایه گذاری می کنید.

مهارت های خاصی را که برای بهبود نیاز دارید شناسایی کنید.

مهارتی را که می خواهید بهتر انجام دهید را به مهارت های خاص تری که باید روی آن تمرکز کنید تقسیم کنید. به عنوان مثال، یک بسکتبالیست عموماً ممکن است بخواهد روی شوتزنی بهتر توپ کار کند، اما بین لایی آپ، پرتاب های آزاد، پرش های میان برد و شوت های سه امتیازی تفاوت قائل می شود. کار با معلمی که بتواند به شما بازخورد در زمان واقعی ارائه دهد می تواند ارزشمند باشد. یک معلم یا مربی می‌تواند به شما کمک کند تا مهارت‌هایی را که برای بهبود و طراحی تمرین‌های فردی برای تقویت این زمینه‌های رشد نیاز دارید، شناسایی کنید.

اگر امکان کار با معلم وجود ندارد، فیلمبرداری از خودتان نیز می‌تواند منبع مفیدی برای بازخورد باشد.

یک “هدف کششی” درست خارج از منطقه راحتی فعلی خود تعیین کنید.

اگر به دنبال بهترین راه برای بهتر شدن در هر کار هستید این گزینه را فراموش نکنید. راهی که بهتر می شوید این است که خودتان را به چالش بکشید. برای مثال، اگر سعی می‌کنید در مدیتیشن برای مدت زمان طولانی‌تری بهتر شوید، و فکر می‌کنید در حال حاضر می‌توانید هر بار پنج دقیقه مدیتیشن کنید، سعی کنید به مدت شش دقیقه مدیتیشن کنید و راه خود را بالا ببرید.

زمان اختصاصی را برای تمرین عمدی برنامه ریزی کنید.

اریکسون بین روشی که ما معمولاً چیزی را تمرین می‌کنیم – با این فرض که هر چه بیشتر آن کار را انجام دهیم در آن بهتر می‌شویم – و تمرین عمدی، تکرار متمرکز و عمدی مهارت‌های خاصی که قبلاً شناسایی کرده‌اید، تفاوت قائل می‌شود. او توصیه می‌کند که هر روز زمانی را که عاری از حواس‌پرتی و تعهدات باشد، به تمرین عمدی یک مهارت اختصاص دهیم. هدف آن باشد که قبل از استراحت، یک ساعت یا بیشتر این مهارت را با دقت تمرین کنیم.

در حرکت رو به جلو شکست بخورید.

مهمترین بخش همه اینها ممکن است تمایل به شکست و اشتباه کردن باشد. راهی که تک تک متخصصان و مجریان اوج به جایی رسیده اند که اشتباه می کنند. با این بازخورد در مورد اینکه چه کاری درست یا غلط انجام می‌دهند، متخصصان می‌توانند بازنمایی ذهنی خود را بهروز کنند. مفهوم‌سازی‌های دقیق از اینکه یک چیز باید در ذهن و بدن چه شکلی باشد. چه احساسی موجود باشد. به نوبه خود سطح مهارت خود را بهبود بخشند. اگر تمایل به تعیین اهداف کششی خارج از محدوده امن خود را پرورش دهیم، شکست بخوریم، یاد بگیریم کجا و چرا شکست خوردیم، و دوباره تلاش کنیم، ما نیز می‌توانیم توانایی‌های خود را برای انجام کارهایی که فکر می‌کردیم دور از دسترس هستند، تقویت کنیم.

باورهای خود محدود کننده شما در مورد توانایی های خود چیست؟ چگونه می توانید عناصر تمرین عمدی، بازخورد، و گسترش منطقه راحتی خود را در زندگی خود بگنجانید تا یک داستان جدید بگویید؟ امیدوارم داستان های قدیمی را که بتوانیم ادامه دهیم و دفن کنیم را رها کنید.

 

 

تا دیر نشده با یه مشاور متخصص صحبت کن
منابع
psychologytoday

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا